سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

حیات بعد از فیلم‌های ۳۵میلیمتری چه شکلی است؟
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۱
 

این مطلب را از سایت گاردین ترجمه کرده‌ام و در روزنامه بانی فیلم  « بیستم آذرماه۱۳۹۰» در بخش « سینمای جهان» منتشر شده است:

بعد از ۱۲۰ سال و فیلم‌های بی‌شماری که در طول این سال‌ها رنگ پرده به خود دیده‌اند، فیلم‌های ۳۵ میلیمتری به طور رسمی رو به نابودی هستند.
در ژانویه سال ۲۰۱۲، ۶۳ درصد از سینماهای سراسر جهان نمایش فیلم به شکل دیجیتال خواهند داشت. بر مبنای گزارش IHS، سال گذشته (۲۰۱۰) ۶۷ درصد از نمایش جهانی فیلمها به شیوه ۳۵ میلمیتری بوده است. سال ۲۰۱۱ اوج اضمحلال فیلم‌های سلولوئیدی است؛ سالی که در آن شاهد جایگزینی سینمای دیجیتال در همه ابعادش بر سینمای آنالوگ هستیم. این تحول پایان یک دوره تاریخی و شروع دنیایی تازه در سینماست.
ازسال ۱۸۸۹ (سال اختراع سینما) فیلم‌های ۳۵ میلیمتری اصلی‌ترین و فراوان‌ترین فن‌آوری مورد استفاده در پروژه‌های فیلمسازی بوده است. «دیوید هنکوک»، سرپرست محققان IHS(موسسه تحقیقی سینما)، در این مورد اظهار نظر کرده: «بالاخره بعد از ده سال سرسختی بازار فیلم در مقابل پدیده سینمای دیجیتال، هم‌اکنون سینماهای نمایش‌دهنده فیلم‌ها به سرعت رو به سوی تغییر کاربری و سیستم‌های خود هستند. دگردیسی که با محبوبیت یافتن سینمای سه بعدی در سال‌های اخیر قابل پیش‌بینی بود.»
در سال ۲۰۰۹، «جیمز کامرون» با نمایش فیلم «آواتار» استودیوهای بزرگ فیلم‌سازی را واداشت تا به فکر به روزرسانی خود بیافتند. استودیوهای فیلمسازی با تقلایی ناشیانه و شتاب‌زده برچسب سه‌بعدی را به فیلم‌هایشان الصاق کردند تا از این طریق،‌ بلیت بیشتری به تماشاگران جذب شده به این بلندپروازی نورسیده و بدیع، بفروشند. و بنابراین سینما به سوی دنیای دیجیتال سوق داده شد، یک پیشرفت ضروری که فن‌آوران سا‌ل‌ها ، در پشت پرده،‌ صرف تکمیل و جااندختن آن کرده بودند.
تاثیر این فرایند ژرف و فراگیر هم‌زمان بر فن‌آروی‌های دیگر سینما نیز هست. از جمله اینکه فضای توزیع و تولید و کارهای فنی مربوط به چاپ و ظهور فیلم کاملا عوض شده است. در سال 2008، 13 میلیارد فوت فیلم 35 میلیمتری در طول سال مورد استفاده قرار گرفته شده، ولی در سال بعد یعنی 2009، تنها 4 میلیارد فوت نوار سلولوئید مصرف شده است. هنگامی‌ که بهای فن‌آوری چاپ و آماده‌سازی فیلم‌های 35 میلیمتری رشد کرد،‌ فیلم‌ها و فیلمسازان هر چه بیشتر به سوی دنیای دیجیتال روانه شدند. این فرایند جابجایی به سرعت در حال پیشرفت است؛‌ به طوری که طبق آمار، سال 2014 در آمریکا فیلم 35 میلیمتری دیگر متداول نخواهد بود.
البته خیلی از شاغلان صنایع از این وضعیت نوظهور راضی نیستند. سینمای نیوبورلی در لس‌آنجلس، که تنها فیلم‌های ۳۵ میلیمتری نمایش می‌دهد، به طور رسمی دادخواستی بر علیه پایان یافتن چاپ و ظهور فیلم‌های سلولوئید تنظیم کرده است: «...فیلم‌هایی که مایه مباهات تاریخ هنر هستند، بایستی همان‌گونه که بوده‌اند نمایش داده شوند.» در زمان تنظیم متن این دادخواست ۴۳۸۰ نفر آن را امضا کردند. البته از این گونه اظهار احساسات نسبت به فرمت ۳۵ فراوان وجود دارد. اما حقیقت این است که این فرمت معایب بزرگی هم دارد: در طول زمان کیفیت اولیه خود را از دست می‌دهند و کاملا شکننده هستند. راستش این نوارهای رو به مرگ، از زمان «جرج ملی‌یس» مورد استفاده قرار می‌گرفته است!
البته فراموشی فن‌آوری که غرق در نوستالوژی نسل‌های مختلف فیلمسازان و تماشاگران است به این سادگی‌ها هم نیست؛ ولی سؤال اینجاست آیا فرمت دیجیتال نسبت به شکل قبلی مزیتی هم دارد؟ بی‌شک کیفیت تصاویر HD و صدای برتر این فن‌آوری، فیلم‌های سلولوئید را تحت‌الشعاع قرار داده است. هم‌اکنون همه فیلم‌های بزرگ به صورت دیجیتال فیلمبرداری می‌شوند و نه لزوما سه بعدی. در حال حاضر، هم پیترجکسون «هابیت» و هم ریدلی اسکات «پرومته»، هر دو از دوربین Red Epic در تصویربرداری کارهایش استفاده می‌کنند. البته پیترجکسون در قطع ۴۸، که دو برابر فریم استاندارد ۳۵ میلیمتری است. طبق گزارش سایت IMDB، حتی استاد فیلمبرداری «راجر دیکینز» فیلم «Skyfall»، در واقع فیلم بعدی جیمز باند را، با دوربین رقیب Red یعنی ArriAlexa تصویربرداری می‌کند؛ اگر دیکنز چنین کاری می‌کند، قطعا فرمت دیجیتال فرمت خوبی است.
فرمت دیجیتال علاوه بر کیفیت بهتر ، و تقلیل خطاهای انسانی و تکنیکی در یک پروژه فیلمسازی، بر بسیاری از مشاغل مرتبط با سینما نیز تاثیرگذار است. پرو‍ژکتورهای پخش فیلم‌های دیجیتال تنها با فشار دادن یک دگمه راه‌اندازی می‌شوند و گویی همز‌مان همه مسئولین پروژکتورهای قبلی (آپاراتچی‌ها) از مجموعه سینماهای نمایش‌دهنده فیلم‌ها به تدریج محو می‌شوند. همین امر باعث شده تا در چند سال گذشته اتحادیه سینماداران در آمریکا، کشمکش و گفتگوهای سلسله‌‌‌‌‌‌واری در باره بیکاری این صنف از صنعت سینما داشته باشند. هنگامی که سینماداران «Play» و»Stop» را بر نگهداشتن پرسنلی که با کار دستی به نمایش فیلم می‌پرداختند، ترجیح دادند، از سرناچاری بسیاری از آپاراتچی‌ها یا اخراج شده‌‌اند یا استعفاء داده‌اند.
البته بدون متصدی تمام وقت نمایش فیلم، خطاهایی در حین پخش چنین فیلم‌هایی صورت می‌‌گیرد. تصویر دیجیتال می‌تواند ثابت بماند، صدا می‌تواند قطع شود، یا در یک خطای ساختاری (که اکنون گزارش شده که رفع شده) تصاویر می‌تواند به طور کامل صورتی رنگ شوند. البته با بزرگ‌نمایی این خطاها و همچنین پرهیز دادن تماشاگران از این تصاویر، خطاست که فکر کنیم می‌توانیم این فرمت را مورد تهدید قرار بدهیم. خواه ناخواه تجربیات به دست آمده از نمایش فیلم‌هایی با فرمت قدیمی در حال جایگزین شدن با پیکسل‌ها و بسته‌های نرم‌افزاری است و نمی‌توان جلوی این سیل را با این ایرادها گرفت. البته عقیده مدیر اتحادیه سینماداران آمریکا در این رابطه چیز دیگری است:» من فکر می‌کنم که بعضی از سینماهای زنجیره‌ای در یک شتاب‌زدگی ناپسند، آپارتچی‌هایی را از کار برکنار کردند که ده‌ها سال تجربه و مهارت بازنگشتنی را نیز با خود برده‌اند. آن سینماداران ارزش تجهیزات نوظهور دیجتالی را بیش از بهای سال‌ها فداکاری آپارتچی‌ها می‌دانند. ارزشی که قابل مقایسه نیست.»
این حقیقت تاسف‌برانگیز، که بهای گسترش و دیدن فیلم‌های دیجیتال معادل بیکاری متصدیان نمایش فیلم است را فیلم «آخرین آپاراتچی» که امسال (۲۰۱۱) در جشنواره کن به نمایش درآمد، به خوبی نشانمان ‌داد. در آن فیلم اشاره شده بود که واقعه بیکاری همه‌گیر شامل همه متصدیان فنی مرتبط با فرمت قبلی یعنی 35 میلیمتری است و نه فقط آپاراتچی‌ها. «تام لوییز» کارگردان این مستند توضیح می‌دهد: « متصدیان فنی فیلم‌های قدیمی می‌دانند سر و کارشان با فن‌آوری بوده که بیش از صد سال قدمت دارد، مشاغلی که اگر شما به قبل‌تر از آن تاریخ رجوع کنید، وجود نداشته است. به نظرم وضع کنونی هم موقتی است و آن‌ها نیز این واقعیت را درک می‌کنند.» در این فیلم ما درمی‌یابیم که آخرین متصدیان پخش فیلم، تاریخ سینما، به خصوص سینمای مستقل، را حفظ کرده‌اند. همچنین کارگردان در این فیلم به سراغ سینمای بیرمنگام به نام Thinktank می‌رود که زمانی پروژکتورهای ۷۰ میلیمتری در آنجا مستقر بود، ولی وقتی که بعدهاIMAX اعلام کرد که پروژکتورهای با فرمت 4K جانشین آن مدل‌های قدیمی می‌شود، آپاراتچی این سینما را می‌بینیم که در اتاق کوچک خود به آینده شغلی نامعلوم‌اش فکر می‌کند: سرانجام کسی تصمیم می‌گیرد تا سیستم‌ها را کارآمدتر کند و این امر اجتناب‌ناپذیر است.
اما به هر حال با ظهور دنیای دیجیتال، مهارت‌های لازم جهت راه‌اندازی و کار با این فرمت هم ظاهر می‌شوند. درحال حاضر اکثر سینماهای نمایش دهنده فیلم‌های دیجیتال همه بلیت‌‌های خود را کامل به فروش می‌رسانند و این نشانه‌ایست از این حقیقت که تماشاگران به راهی‌ نو برای تماشای فیلم دست یافته‌اند که گویی با سینمای آنالوگ قابل دسترسی نبود؛ به همین دلیل است که توسعه تجهیزات دیجیتال در سینما‌ها رو به گسترش است. هنگامی که همچنان سینمای «نیوبورلی» در لوس‌آنجلس بر نمایش فیلم‌ها به شکل قدیمی خود اصرار دارد، سینمای «الکترونیک سینما» در «بیرمنگام» با استفاده از پروژکتورهای دیجیتال، دو سالن خود را به نمایش فیلم‌هایی با این فرمت نوظهور اختصاص داد؛ مکانی که متعلق به کارگردان همان مستندی است که در کن امسال به نمایش درآمد. او در مورد راحتی کار با سینمای دیجتال چنین می‌گوید:» ما به راحتی می‌توانیم فیلم‌ها را از یک سال به سالن دیگر ببریم و نمایش دهیم.» نکته مهم زنجیره تبادل آسان اینگونه فیلم‌ها بین استودیوها و سینماهای کوچک نمایش دهنده آنهاست. «ما فیلم X-Men:first class را امسال یک هفته بعد از شروع نمایش عمومی‌اش در همین سینمای کوچک اکران کردیم. اتفاقی که هیچوقت، قبل از ظهور سینمای دیجیتال نیافتاده بود.» این اتفاق همچنین برای تهیه‌کنندگان فیلم‌های مستقل نیز مطلوب است: « ما دیگر مجبور نیستیم که فیلم‌ها را به سینماهای دیگر بفرستیم، کاری که در زمان فیلم‌های سلولوئید مجبور بودیم انجام دهیم. ما فیلم‌‌ها را در سرور نگه می‌داریم و و مثلا برای فیلم‌های مستقل و کم خرجی مثل Weekend، ما می‌توانیم برنامه‌ای برای نمایش آن در چند ماه داشته باشیم، بدون اینکه دیگر مجبور باشیم نسخه سلولوئید آن را به سینماهای دیگر تحویل بدهیم.» همچنین تهیه نسخه کپی فرمت دیجیتال برای فیلمسازان، در مقایسه با فرمت 35 میلیمتری، بسیار ارزان‌تر در‌می‌آید که به طور قطع، این امر در پراکندگی و توزیع فیلم‌ها موثر است. «لوئیز» اذعان می‌کند: «بی برو برگرد، آخرین کاری که تهیه کردم بدون استفاده از فرمت دیجیتال نمی‌توانست ساخته و توزیع شود. اگر ما مجبور بودیم ده تا پرینت 35 میلیمتری بگیریم، باید رو بیست هزار پوند فکر می‌کردیم. ما این پول را از کجا می‌آوردیم؟ از اتحادیه؟ آن‌ها این کار را با این بودجه پیشنهادی حتما تعطیل می‌کردند.» 
گویی نمایش فیلم مستند «آخرین آپاراتچی» در سینماهای بریتانیا در سال آینده، نوعی گرامی‌داشت برای دوره‌ای سپری شده است: دوره‌ای که سینماهای کوچک قدرت مقابله با مجموعه سینماهای بزرگ را نداشتند، ولی با حضور فرمت دیجیتال دیگر چنین نیست. سال ۲۰۱۱ مهمترین سال برای تاریخ سینما از سال ۱۹۲۷ (سال پیوستن صدا به تصویر) تاکنون است. با این که مایه تاسف است فرمت ۳۵ بعد از صد و بیست سال حکمرانی در حال افول است، ولی در مقایسه با عمر کوتاه DVD که تنها ۱۴ سال بود، زمان زیادی حساب می‌شود. بی‌شک حتی اگر فن‌آوری و نمایش فیلم‌های سه‌بعدی جذابیتشان کم شود، فرمت دیجیتال به عنوان یک رسانه نوین و جذاب برای فیلمسازان و تماشاگران سینما باقی خواهد ماند. و هنگامی که سینمای «نیوبورلی» و دیگر سینماهایی از این دست، به روش پخش قدیمی خود به شکل به خیال آنها «اصیل» خود ادامه می‌دهند، این صنعت رو به جلو و در حال پیشرفت است. واقعیت این است: سلولوئید مرده است. پاینده باد سینما.