سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

پل جاسوسان
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ دی ۱۳٩٤
 

«پل جاسوسان»(۲۰۱۵) آخرین فیلم نمایش داده شده استیون اسپیلبرگ و تام هنکس و برادران کوئن و یانوش کامینسکی است (و در این میان متاسفانه جای «جان ویلیامز» آهنگساز اغلب فیلم‌های اسپیلبرگ خالی است). مخصوصا اسم هر پنج نفر را آوردم، چون فیلم متعلق به این پنج نفر است. یعنی اگر تام هنکس در نقش اصلی فیلم نقش‌آفرینی نمی‌کرد، فیلم بدون او حتما لنگی اساسی داشت و یا اگر فیلم‌نامه‌ دست‌پخت برادران کوئن نبود، تحمل دیدن ۱۴۱ دقیقه فیلم خیلی سخت می‌شد و یا اگر کامینسکی مدیریت فیلمبرداری کار را بر عهده نداشت، مرور تصاویر ابتدای دهه شصت میلادی قرن گذشته و اوج جنگ سرد و برلین تقسیم شده و ...عذاب‌آور بود و اگر اسپیلبرگ با سالیان سال تجربه در سینما «کارگردانی» این مجموعه را به عهده نمی‌گرفت، این فیلم شبه کلاسیک جاسوس‌بازی هم در لیست فیلم‌های جاسوس‌بازی بسیاری قرار می‌گرفت که سالیان سال است که ساخته می‌شوند، ولی هرگز رنگ ماندگاری به خود نگرفته‌اند. مثلا کارگردان با تجربه‌ای مثل اسپیلبرگ می‌تواند، نقش‌های فرعی را چنان هدایت کند که لحظه‌ای شک نکنیم که همه‌اشان در جای درست قرار گرفته‌اند و کوئن‌ها هستند که با شوخی‌های گاه به گاهشان از تلخی و جدیت فیلم می‌کاهند تا تماشاگر نفسی بکشد و تام هنکس است که در برخورد با اوباش برلین شرقی چنان نگاه‌ و بازی‌ می‌کند که گویی همان لحظه همان‌جا در سال ۱۹۶۰ میان سرمای استخوان‌سوز گیرآن‌ها افتاده است، و کامینسکی به خوبی می‌داند که عناصر صحنه‌ را چگونه بچیند که دیوار برلین و کشتار کسانی که قصد دارند تا از آن عبور کنند را به واقعی‌ترین شکل به ما نشان دهد (و قرینه‌سازی آن در پایان فیلم هنگامی که جوانان نیویورکی از بالای فنس‌ها با خیال راحت رد می‌شوند). شاید تنها اشکال فیلم را بتوان جانبداری رقیق فیلم از یک جبهه دانست و طبعا به نفع آمریکایی‌ها. بخصوص آن‌جایی که روس‌ها سعی می‌‌‌‌‌کنند زندانی/جاسوس آمریکایی را (با شکنجه‌) به راه بیاورند، ولی آمریکایی‌ها با ملایمت تام و تمام با زندانی/جاسوس روس طرف می‌شوند و... در مجموع دیدن این فیلم دو ساعت و بیست‌ دقیقه را توصیه می‌کنم، بخصوص برای کسانی که قصد دارند یک دوره فشرده‌ی کارگردانی و بازیگری و فیلمنامه و...را در همین تایم بگذرانند.



 
 
آدم‌کش
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ دی ۱۳٩٤
 

«اگر زمان ساخت فیلم شروع کنید به فکر کردن به تماشاگران، باعث می‌شود در نهایت فیلمی با سبکی دیگر بسازید.» هوشیائوشین «طفلک یا حتی مفلوک آن تماشاگری که بی‌فهمیدن و لذت بردن از فیلم و دنیایش، با محاسبه‌ی این که ادعای دوست داشتن فیلمی چون آدم‌کش می‌تواند مرا به مدارج خاص‌پسندی یگانه‌ای برساند، چنین داعیه‌ای دارد.» امیر پوریا (همه نقل‌قول‌ها از مجله ۲۴ شماره ۷۱ دی‌ماه ۹۴ صص ۱۰۱-۹۲ در باره آدمکش: هوشیائوشین) گویی کارگردان تایوانی «آدم‌کش»(نامزد سه جایزه مهم فستیوال کن ۲۰۱۵ و در نهایت برنده بهترین کارگردانی و بهترین ساوندترک از همین فستیوال) چندان در قید و بند «پسند تماشاگر» نبوده است که صدای یکی از فیلم‌بین‌ترین منتقدان ایرانی امیر پوریا - را در آورده است و خلاصه گفته‌اش در نقد  فیلم این است: «کارگردان تماشاگرانش را سر کار گذاشته است. دنبال چیزی نگردید». اگر  قضاوت چند داور/سینماگر فستیوال کن را هم در باره‌ی این فیلم نادیده بگیریم، نمی‌توان بعد از حتی یک‌بار دیدن فیلم، مسحور نماهای آرام و نقاشی/ فکر شده - و فیلمبرداری از میان پرده‌های ابریشم چینی - و داستان‌گویی مینیمال و کارگردانی درست و دقیق و موسیقی زیبای این اثر سینمایی نشد. با این‌که تماشاگران سراسر جهان از یک کارگردان تایوانی توقع دارند اگر فیلمی در فضای قدیم چین ساخت، حتما کشت و کشتاری مفصل هم راه بیاندازد تا حس سامورایی‌گری! و هنرهای رزمی‌اشان ارضاء شود، ولی «هوشیائوشین»، راهی خلاف آمد را برگزیده است و همان‌طور که در مصاحبه‌اش گفته زمان ساخت فیلم چندان در قید «پسند» تماشاگر نبوده است. به هر حال لذت دیدن این اثر سینمایی زیبا را از خود دریغ نکنید. ای کاش می‌توانستم این جور فیلم‌ها را در جای واقعی‌اش یعنی سالن سینما ببینم.