سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

جشنواره فیلم تصویر هنرمند۷
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٥
 

 

فیلم نیکوپور به مدت هفت دقیقه در باره نقاشی عجیب و غریبی با نام محمد علی شیوایی ملقب به کاکو که چهر‌ه‌ای صوفی مسلک داشت تا نقاش! (مگر نقاش‌ها چه شکلی‌اند؟) و حکایت حالش که تند و تند از زبان خودش همراه با پکهای مکرر به سیگار و خالی کردن خاکسترش در جاسیگاری می‌شنیدیم ، افتتاحیه نهمین روز جشنواره فیلم تصویر هنرمند بود.کاکو یادی هم از دکتر غلامحسین ساعدی ( نویسنده معروف نمایشنامه و داستانهای فارسی در دهه چهل و پنجاه با ابرکارهایی مثل عزاداران بیل که بعدها به فیلم گاو تبدیل شد) می‌کند که در بیمارستان روزبه تهران ( بیمارستان بیماران روانپریش ) به او توصیه می‌کند با کاردرمانی به نقاشی بپردازد.کاکو به ادعای خودش فارغ‌التحصیل یکی از دانشگاههای فرانسه است.زندگی منصور نعیمی نویسنده و فیلمساز خطه جنوب برای ابراهیم پشت‌کوهی بهانه‌ایست تا فیلمی نچندان دلچسب با تصاویری تاریک و خوف‌انگیز، بسازد.بیننده که در طی فیلم با هیچکاری اعم از فیلم و نوشته‌ی نعیمی آشنا نمی‌شود ، فقط درمی‌یابد که انجمن سینمای جوان بندرعباس در واقع فیلمی در معرفی یکی از اعضای خودشان ساخته است.سوژه فیلم هادی آفریده به نام " زیر درختان کاج" دختری نیمه‌ناشنواست به نام لادن صحرایی که به سینما و قرارگرفتن در کنار بزرگان آن ، بسیار علاقه دارد.از زبان یک دوست ،‌ ماهایا پطروسیان و خودش با افکار او آشنا می‌شویم.او که بالاخره با سماجت توانسته در یکی دو فیلم حرفه‌ای مثل سالادفصل و پیشنهاد پنجاه ملیونی حضوری کم‌رنگ داشته باشد، در طول این فیلم ، نگران خواهرش است که خانه را مدتی است ترک کرده.فیلمساز با طرح این سئوال و همچنین ایجاد کنجکاوی در بیننده برای سرنوشت خواهر او ، زمینه‌ای داستانی برای این فیلم مستند خلق می‌کند. سومین فیلمی که در این جشنواره از "علی تبریزی" می‌‌بینم ، پشت صحنه‌ی تئاتر "فنس" به کارگردانی رحمانیان است.تئاتری که در سال گذشته بیشترین تماشاگر و طرفدار و مخالف و موافق را به خود جلب کرد.شروع فیلم با روخوانی نمایشنامه است و پایان فیلم با جمع‌آوری دکور و رفتن گروه نمایش از فضای تئاترشهر.این مستند دیدنی ، به خاطر آن نمایش دیدنی‌تر ، توانسته بود به خوبی از عهده‌ی نقش خود که نشان دادن لایه‌های زیرین یک نمایش موفق است براید.یکی از زیباترین صحنه‌های فیلم متعلق به بازیگر خوب فیلم و نمایش یعنی پرویز پرستویی است.روز نخست اجرا ، او را در پشت صحنه در حال ذکر می‌بینیم و چشمانی گریان تا شاید بتواند بهتر در صحنه ظاهر شود.اشک‌های او را گاه و بی‌گاه ، حتی در هنگام تمرین مثلا با ترانه علیدوستی و حبیب‌رضایی شاهد هستیم.روانی بازی او در آن نمایش و فیلم‌هایش ، حاصل همین حس‌گزاریها و تلاش‌های بسیار است.اولین بازی که از او در سالن اصلی تئاتر شهر دیدم در نمایش " مریم و مرداویج " به کارگردانی بهزادفراهانی ( اجرای قدیم نه اجرای یکی دو سال پیش) خاطره‌ای نازدودنی در نهادم نهاده ،‌ روزهایی که هنوز پرستویی به اوج موفقیتهایش نرسیده بود.نوبت سوم نمایش فیلم‌ها بازهمراهی با عباس کیارستمی بود.تکرار فیلم "نامه‌ها" ، فیلمی که جمعه نمایش داده شده بود ،‌ در ابتدای این نوبت کمی عصبانی‌ام کرد و موجب شد تا از سالن خارج شوم و به گشت و گذاری در بوستان اطراف خانه هنرمندان بپردازم.چون می‌دانستم که فیلم بعدی " روزی روزگاری در مراکش" است ، کلاس فیلمسازی مارتین اسکورسیزی و عباس کیارستمی در مراکش ،‌ بعد از سه‌ربع ساعت از خنکای بوستان اطراف  دوباره به سالن بتهون برگشتم.هنوز نامه‌ها ادامه داشت و اواخر جایی بود که بچه‌های اسپانیایی در حال بحث و گفتگو با معلمشان در باره فیلم " خانه دوست کجاست؟" بودند.به امید اینکه فیلم تمام می‌شود بالاخره در شلوغی سالن جایی دست و پا کردم برای نشستن.با کمال تعجب دیدم که دو نامه از نامه‌های این دو فیلمساز در نوبت قبلی نمایش فیلم در روز جمعه ، نشان داده نشده بود.دو فیلمی که کیارستمی و اریس ساخته بودند ، در جواب همدیگر.بالاخره بعد از این دیدن نامه‌ها، سیف‌الله صمدیان ،‌ دبیر جشنواره و سازنده فیلم "روزی روزگاری در مراکش" ، تماشاگران را دعوت کرد تا فیلم را ببینند.جشنواره مراکش با ایجاد کارگاهی و دعوت از چند فیلمساز جوان آمریکایی و مراکشی و حضور کیارستمی و اسکورسیزی ( دو فیلمساز با دو نگاه مختلف به این مقوله ) در این ورک‌شاپ ، توانسته یکی از بهترین یادگارهای تلاش این دو فیلمساز برای یادگیری آنچه که خود آموخته‌اند را ایجاد کنند.حرفهای کیارستمی و اسکورسیزی هر دو شنیندنی و آموختنی بود.کیارستمی پیشنهاد می‌کند تا با نگاهی تازه ، فیلمسازان جوان به ساخت فیلم‌هایی کوتاه در باره موبایل بپردازند.فیلم‌های چند نفر از آنها هم در این مستند آموزشی نیز گنجانده شده بود.اسکورسیزی صحنه‌هایی از فیلم گاوخشمگین که در آن به قول خودش شخصیت اصلی فیلم ( که نقشش را دنیرو به زیبایی بازی می‌کند) خود را به دست حریف بوکسورش می‌سپارد تا کوتاهی را که در زندگی در حق دوستان و خودش و همسرش کرده است را به نوعی جبران کند برگرفته از سکانس معروف فیلم "روانی" آلفرد هیچکاک می‌داند.مقایسه این دو صحنه در صحبتهای کیارستمی هم تحلیل می‌شود.او می‌گوید هیچکاک با اینکه می‌توانست از بخار حمام مثلا به عنوان پیوند دهنده و حس‌برانگیز در صحنه استفاده کند ولی نتوانسته بود سکانس را به خوبی به حس‌نهایی برساند ، بلکه این موسیقی است که این مهم را برعهده می‌گیرد و اسکورسیزی در همان صحنه برگرفته از سکانس حمام روانی توانسته بود با خلاقیت خود به بازسازی هنرمندانه و حس‌برانگیزانه برسد.نکات بسیاری در صحبتها و نگاه‌های دو فیلمساز و دانشجویان بود که جز با دیدن فیلم نمی‌توان به آن دست یافت.دیدن این فیلم آموزشی شاید همانگونه که یکی از دانشجویان در آخر فیلم می‌گوید ، تحولی در نگاه انسان نسبت به فیلم و فیلم‌سازی ایجاد کند.باید از سیف‌الله صمدیان به خاطر تهیه این فیلم ، همانگونه که خود کیارستمی در آخر فیلم اشاره‌ای کوتاه دارد،تشکر کرد.