سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

جشنواره فیلم تصویر هنرمند ـ اختتامیه
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٥
 

اتفاق را گاهی نمی‌توان در زندگی فراموش کرد. یاد حکایت کیارستمی در پشت صحنه فیلم پنج می‌افتم که از بازی تخته نرد ارائه می‌دهد.بعد از تعریف حکایت ساخت شطرنج توسط هندیان که همه می‌دانند و پاسخ آن بازی بدون دخالت شانس و اقبال و تکیه بر حرکات معقولانه صرف توسط بوذرجمهر با بازی دیگری به نام تخته نرد ، که هم بر عقل و درایت بازی کننده استوار است و هم بر شانس و اتفاق و تقدیر او در چگونگی نشستن تاس ( هم جبر و هم تفویض در زندگی ما انسانها ) ،تقدیر و شانس خود در درآوردن یکی از اپیزودهای فیلم پنج را بی‌تاثیر نمی‌داند.اتفاق و شانس خوش من هم دیروز ( یعنی جفت شش من در بازی تخته نرد زندگیم) در مراسم اختتامیه‌ی چهارمین جشنواره فیلم تصویر هنرمند ، نشستن در کنار فیلمساز جوان خوب ایرانی "هادی آفریده " بود که یکی از فیلمهای خوبش را در جشنواره امسال دیدم به نام "زیر درخت کاج" که مطلب کوتاهی هم درباره فیلمش هم همین روزها در وبلاگم نوشتم.من که وبلاگ ایشان را هم یافته بودم و با کارهای دیگر ایشان هم آشنا شده بودم ، درست کنار دست ایشان در اختتامیه نشسته بودم.صحبت کردن با او که عاشق هنرش است برایم بسیار لذت‌بخش بود.حاصل صحبتهای اولیه ما در مورد ساخت فیلم و آسان شدن ساخت آن با امکاناتی که دوربین‌های دیجیتال فراهم آورده و اصرار من که باید با ابزارهای ساخت آشنایی کامل داشت تا بتوان فیلم ساخت این بود که آفریده اعتقاد داشت : تفکر و نگاه هنرمندانه است که می‌تواند تصویری را هر چند با یک موبایل هم برداشته شود ،‌ تبدیل به یک اثری هنری ماندگار کند.و این بهترین درس شب اختتامیه برایم بود. پیام کوتاهی که دوست گرامیم ناصرمیزبانی پانزدهم آبان ماه برایم گذاشت و موجب شد تا خاطرات هجده نوزده سال پیش و ایام سربازی در مکالمه‌ای طولانی برایم زنده شود ، و بالاخره قرار ملاقاتی که با هم گذاشتیم در دفتر کارش و رفتن به خانه هنرمندان برای دیدن مستندی که معمولا سه‌شنبه‌ها انجمن مستندسازان به معرض نمایش می‌گذارند ،‌ همه و همه دست در دست هم داد ( باز یه جفت شیش دیگه ) تا با جشنواره فیلم تصویر هنرمند آشنا شوم.جشنواره‌ای که علاوه بر دیدن یک سری فیلم‌های مستند و خوب در کنار عکس‌های اغلب فوق‌العاده ، باعث آشنایی و دوستی با دوستانی شد که یا عکاسند یا فیلمساز.با آقای " مجید نیک نفس " هم که یکی از هنرمندان خوب عکاس از اهالی خونگرم خوزستان است همراه هم تا آخرین ساعتهای اختتامیه بودیم. حضور در عکس دسته جمعی هنرمندان عکاس و فیلمساز در جلوی خانه هنرمندان ایران  هم از خاطرانگیزترین لحظات این مراسم بود. فیلم "روزی که دیگر نبودی" سیف‌الله صمدیان در باره مراسم تشییع و خاکسپاری مرتضی ممیز پدر گرافیک ایران ،بازهم دیدنی بود، به خصوص لحظات آخر آن که برگ‌سوزان پاییزی را همراه با شعرعالی احمد شاملو به تصویر درآورده.اسلاید شوی استاد رضا دقتی (عکاس بین‌المللی ایرانی) در باره اقدامات پنج ساله‌اش در افغانستان و جاهای محروم دیگر زمین ، همراه با فیلم " من عکاس نیستم "‌ محمدرضا بابایی که به نوعی مصیبت‌های یک عکاس پشت صحنه فیلم را – "اینجا چراغی روشن است" – به زبانی خودمانی بیان می‌کرد و دیدن دوباره و لذت‌بخش ! فیلم "شبیه‌خوانی" بهمن کیارستمی ، از دیگر برنامه‌های اختتامیه بود.البته از خوردن شامک هنرمندانه در محوطه پشت بام خانه هنرمندان هم باید ذکری می‌رفت که رفت.