سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

شب هفتم و هشتم : خنده به چه قیمت ؟
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٥
 

اخراجی‌ها ؛ مسعود ده نمکی

 ده نمکی تا چند وقت پیش مساوی بود با تندروترین شخص در اعتراض به نابسامانی‌های اطراف و زیر سئوال بردن عملکردهای مختلف دولت که حتی اقدامات مثبت را هم که شامل حال مردم می‌شد بی‌نصیب در نشریه‌هایی که منتشر می‌کرد نمی‌گذاشت.تمایلش به فیلمسازی مثل معجزه‌ای بود که بالاخره محقق شد."فقر و فحشا" مهمترین فیلم دوران مستدسازی‌اش به شمار می‌رود که بازهم شامل اعتراضی است فراگیر به وجود فقر در جامعه‌ای که داعیه‌ی سردمداری اخلاق و منش انسانی را در جهان دارد.ریشه مفاسد اجتماعی موجود را در لابلای صحبت‌های میرشکاک که از جامعه‌ای چنین پلشت – به زعم کارگردان - بریده و کنج عزلت گرفته به طور دست و پا شکسته می‌یابیم که همانا مهمترین آن همان اولین کلمه‌ی عنوان فیلم است."اخراجی‌ها" اولین فیلم بلند داستانی ده‌نمکی ، کمدی موقعیت و گاه بکوب بکوبی است ، که با ارجاع به دوران سپری شده جنگ ایران و عراق ، سعی در تطهیر لمپنیسم اجتماعی ایران دارد.صحنه‌های قماربازی و دزدیها و ... در جبهه‌ها که وجودشان همیشه در تبلیغات رسمی نفی می‌شود ، به وضوح در فیلم حاضر به نمایش درمی‌آید.هدف کارگردان از این تطهیر چیست؟ شاید سعی در نفی گذشته خود دارد که با تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی و تعین مرز بین خود و دیگران در نشریاتی که چاپ می‌کرد،به نوعی تقدس عقیدتی خودخواسته رسیده بود.این قشر که همیشه در جامعه ما حضور داشته‌اند و با حرکات وندالی و ضداجتماعی خودشان مانع از تحقق اندیشه‌های برتر جامعه بوده‌اند،چرا باید توسط ده‌نمکی تایید بشوند؟خنداندن جماعت البته با دیالوگهای با مزه و حرکات بازیگران حرفه‌ای که مزد می‌گیرند تا هنرخودشان را ارائه دهند ، امر جالبی است ولی آیا به قول خود کارگردان یکساعت و ربع خنداندن به نفع یکربع پایانی فیلم مجاز است؟ داستانی که پایانش جور دیگری جز این نمی‌توانست رقم بخورد.طرفه اعتراض کارگردان است که کار خود را در حدعالی می‌پندارد و به رای نسبتا منصفانه داوران وقعی نمی‌نهد ، از بازیگرانش معذرت می‌خواهد . واقعا بازی اکبر عبدی و دیگران مگر چیزی جز تکرار مکررات بازیهای قبلیشان بود؟ خصوصا عبدی که با آن لهجه من‌درآورد آذری در کنار خاله خانم یادآور سریال هتل بود در نوروز چند سال پیش.

 مثل یک قصه ؛‌ خسرو سینایی

 اگر این فیلم به عنوان فیلم اول یک کارگردان تازه‌کار به روی پرده می‌رفت ، جای هیچ چون و چرایی نبود، گرچه امسال کارگردانهای اول و دوم بسیار بهتر از به قولی پیش‌کسوتان ظاهر شدند.داستان فیلم با محدودیت مکانی که دارد ، به طور قطع برای یک نمایش صحنه‌ای بسیار مناسبتر بود تا فیلم خسته‌کننده‌ای که بازهم داستان تطهیر دشمنان ایران در جنگ عراق را رقم می‌زند.سال گذشته سینایی گفتگو با سایه را به نمایش گذاشت که به نوعی تقدس‌زدایی از چهره صادق هدایت بود و امسال فیلمی که موضوع جنگ را بهانه خود قرار داده است.این سومین فیلمی بود که حبیب احمدزاده در شکل‌گیری فیلمنامه‌اش نقش داشت دو فیلم قبلی عبارتند از : اتوبوش شب و آن که دریا می‌رود.

 آفتاب بر همه یکسان می‌تابد ؛ عباس رافعی

 فیلم جاده‌ای روان و ساده و با بازیگرانی اندک  و کارگردانی حساب شده . در جهت سیاستهای حمایتی فارابی که ساخت فیلمهایی با موضوعات ماورایی است.بازی‌های خوب و فیلمبرداری خوب‌تر از مهمترین مشخصه‌های فیلم بود.جستجوگر بودن کارگردان در این سالها از فیلمی مثل رازمینا  تا این فیلم کاملا مشخص است.

و اما بعد:

خبرها حاکی است از کاندیداتوری فیلم " روز سوم‌" در دوازده رشته هنری و فنی و همچنین توجه داوران به فیلمی مثل " پا برهنه در بهشت " و کناره‌گیری "رئیس"‌ از بخش مسابقه.هر سه فیلمی که همراه با "سنتوری" هنوز نتوانسته‌ام ببینم.ببینم این دو روز چه پیش می‌آید.