سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

شب نهم:کیمیایی کیمیایی است.
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٥
 

رئیس ؛‌ مسعود کیمیایی

 

پایان دیدن فیلم مصادف شد با دعوای دو جوان در سینما آفریقا : یکی طرفدار فیلم‌های مسعود کیمیایی و دیگری مخالف فیلم‌های مسعود کیمیایی.بیست و پنجمین فیلم کارگردان خوب سینمایی ایران ،‌ فارغ از ضعف‌هایی که در همه‌ی سالهای بعد از "تیغ و ابریشم" گریبانگیر فیلم‌های اوست ، گرمی و دلپذیری دارد که به گمانم همه‌ی آن را مدیون نیروی نوستالوژیکی است که از زندگی و کارهایش برمی‌آید.فضای خلق شده در سینمای متروکه رکس تهران، و مرور خاطرات دو رضا ، یکی پلیس و دیگری مظنون به قتل ، از دست کسی برنمی‌آید جز کیمیایی . این کیمیایی است که می‌تواند ترانه‌های زیبای رضا یزدانی را در فیلم‌هایش بنشاند و هم اوست که می‌تواند دیالوگهای شیرین را در زبان شخصیتهای فیلمش طوری بنشاند که شاید اگر در فضایی دیگر بشنویم برایمان چندان جذاب نباشد.به هر حال او کیمیایی است و ما را هم دچار غم غربت گذشته می‌کند وقتی که دل‌نشینی فیلم قیصر و گوزن‌ها را با کم‌آوردن داستان در فیلم‌های اخیرش مواجه می‌کند ، وقتی که بازی‌ قریبیان یادآور او می‌شود در گوزن‌ها ، و خیلی وقتی که‌های دیگر.اما همانگونه که در ابتدای نوشته‌ام اشاره کردم یا کسی طرفدار او می‌شود و دل کندن از او را مساوی با دل کندن از سینما می‌پندارد و یا کسی دیگر سینمای او را با سینمای کلاسیکی مقایسه می‌کند که همه چفت و بست‌هایش را مدیون فرهنگی است که جز برگشت سرمایه و گردش آن از طریق سینما اندیشه‌ی دیگری ندارد و همین مقایسه باعث دلزدگی او شده و سراسر تلاش یک کارگردان پیشکسوت را منکر می‌شود.برخورد فیزیکی دو جوان در سینما آفریقا را به شکلی دیگر بین منتقدان او و طرفدارانش در بسیاری از رسانه‌ها شاهد هستیم ، کمتر نقدی از آثارش را می‌توان یافت  که راه میانه را بپیماید ، یا طرفداری پروپاقرص از او را در نقد شاهدیم یا نفی همه‌ی تلاشی که کارگردان در ارائه اثرش انجام داده.به هر حال کیمیایی کیمیایی است و خوب و بدش و زشت و زیبایش هر چه هست متعلق به خودش و سینمای خاص خودش است،که از دل فرهنگی برمی‌آید که حاضر است بر سر طرفداری از او زیر مشت و لگد و دشنه و چاقو برود ولی بالای چشم ابرویی از مخالفینش نشنود.