سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

شب دهم : نگاه ملی
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٥
 

روز سوم؛‌ محمد حسین لطیفی

روانی و روایی بودن فیلنمامه‌ی خوب سجاده‌چی در کنار کارگردانی حساب شده‌‌ی لطیفی،فیلمی را خلق کرده که توانسته حکایت جنگ را در روزهای آغازین و نقطه‌ی عطفش یعنی دفاع از خرمشهر به خوبی نمایش دهد.بازیهای خوب دو بازیگری که بلافاصله از سریال "صاحبدلان" همراه با کارگردان در این کار نیز به هنرنمایی دست می‌زنند یعنی : باران کوثری ، پوریا پورسرخ ،در کنار یک بازی شاخص دیگر یعنی حامد بهداد در نقش فؤاد، بهترین ترکیب را در ایجاد حس و حال لازم در تماشاگران فیلم رقم می‌زنند.فضاسازی کارگردان از اتمسفر دفاع در روزهای آغازین گرچه نمره عالی نمی‌گیرد ، ولی نسبت به کارهای مشابه در جشنواره بیست و پنجم که همین ‍ژانر را بهانه ساخت فیلم خود کرده بودند ،‌ بهترین نمره را می‌گیرد.البته نقطه‌ای از فیلم وجود دارد که به روانی فیلم صدمه می‌زند : خروج آخر فواد از خانه‌ی سمیره و رضا ؛ گرچه در سکانس قبل از آن تماشاگر می‌داند که چرا فؤاد این فرجه را یافته تا از خانه‌ی آنها به سلامت بگریزد ، ولی تدوین بهتر سکانس خروج از خانه  می‌توانست به محاسن کار بیافزاید.به نظرم گره خوردن فیلمنامه با قصه‌ای از عشق و علاقه انسانها به همدیگر ،‌ انسانها به آب و خاک و ... توانسته تاثیر آن را در تماشاگران دوچندان کند. 

 تک درخت‌ها؛ سعید ابراهیمی‌فر

اگر خلاقیت و هنرنمایی و پویایی ابراهیمی‌فر را فقط با دو فیلم : "نارونی" و "تک درخت‌ها" به قضاوت بنشینیم ، راه به خطا نبرده‌ایم. سالیان سپری شده‌ی او بعد از "نار ونی" با تغییر سیاستهای فارابی و سینمایی کشور به سمت سینمای بدنه ، سالیانی سخت بوده است تا او باز توانسته در پنج سال پیش فیلمی بسازد که با روح اولین کارش سازگار باشد یعنی : " تک درخت‌ها "."تک درخت‌ها" هم با وجود این که چند سال از ساختش گذشته و در پیچ و تاب ورشکستگی تهیه‌کننده در محاق فراموشی افتاده بوده است ، اما هنوز بوی صمیمت و خاک و مهر این دیار را با خود دارد ، همچون دیگر اثرش "نارونی".بازی همیشه گرم "سعید پورصمیمی" یکی از بهترین امتیازات فیلم ، در کنار موسیقی و فیلمبرداری عالی آن ، در لوکیشنهای واقعی از شهر کرمان با معماری شگفتش ، توانسته اثری ماندگار را به وجود آورد.البته نباید فراموش کرد که مجموعه قصه‌های مرادی کرمانی ، در کتاب "لبخند انار" توانسته مایه و پایه‌ای در خور برای فیلم به وجود آورد،طوری که حضور فیزیکی نویسنده در سکانس سالن انتظار فرودگاه ، همچون امضایی به تایید و تاکید این کار است.هیات داوران گرچه نگاه چندان جدی به عوامل ساختاری این فیلم نکردند ، اما تقدیرشان از این فیلم در بخش "نگاه ملی" نشان از توجه آنها به ساختار متفاوت فیلم بود.

و اختتامیه :

"بهرام رادان" برنده سیمرغ بلورین ( زرین ) بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در فیلم سنتوری با اسم بردن از "محسن چاووشی" خواننده فیلم که به تابویی در این چندوقت تبدیل شده بود و بلافاصله با طرح این پرسش که : "میشه یه روزی ما سانسور نداشته باشیم؟" و اینکه در اکران عمومی سنتوری جوابش را از مردم خواهد گرفت ، در حقیقت پراهمیت‌ترین سخن کوتاه را در اختتامیه جشنوار بیست و پنجم فیلم فجر ادا کرد."باران کوثری" به حق مسلمش رسید و همچنین انتخاب "روز سوم "‌ به عنوان بهترین فیلم از میان دو رقیب نچندان همطرازش به نظرم انتخابی شایسته بود.البته "خون بازی" در این میان از قضاوت بهترین فیلم و کارگردانی به دور بود، ولی با جبران آن در بخش فیلمنامه و اهدای چهار سیمرغ و دیپلم افتخار دیگر ، برتری آن در نظر هیات داوران نسبت  به " روز سوم" ثابت شد.فیلم معناگرای " پابرهنه در بهشت" به عنوان اولین کار فیلمساز ، به حق سیمرغ را ربود ،‌ در حالی که پیروز کلانتری مستندساز که جایزه بهترین پژوهش را تصاحب کرد همچون گذشته از اینکه سینمای مستند ما جشنواره‌ای درخور و مستقل ندارد و هنوز زیرسایه جشنواره فیلم فجر نفس می‌کشد گلایه‌‌مند بود.سیمرغ طلایی سینمای ایران در بخش نگاه ملی ضمن تقدیر از چند فیلم دیگر به فیلم " فرش ایرانی " که کاری جمعی از کارگردانان به نام ایرانی است ، اهداء شد.و بالاخره چالش‌برانگیزترین جایزه برای تهیه‌کنندگان و کارگردانها به خاطر اثبات این قضیه که قضاوت در نزد همگان است ،‌ و متعلق به کارتهایی است که مردم در صندوق‌های رای بعد از دیدن هر فیلم به صندوق‌ها می‌اندازند و در واقع نوعی انتخاب عامه مردم به دور از  قضاوت داوران است ،‌ با رقم بالای نود درصد به دو فیلم "اخراجی‌ها" و "سنتوری" به طور مشترک اهداء شد.جایزه‌ای که شاید مرهم دردی بود بیشتر برای "اخراجی‌ها" و اعتراض شدیدشان به نحوه قضاوت هیئت داوران تا "سنتوری" که فارغ از قضاوت آنها به حضور موفقش در اکران عمومی اطمینان دارد.