سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

اعتراض
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۱
 

سلامـتی سه تن نامـوس و رفـیـق و وطـن
سلامتی سه کس زندونی و سرباز و بی کس

این یکی از دیالوگهای دلنشین آخرین فیلم کیمیایی است . دیالوگی که شاید همه بن اندیشه ی فیلم های کیمیایی را به نوعی در بربگیرد.
بعد از اعتراض کیمیایی سعی کرده است فیلمهای دیگری بسازد ولی تاکنون موفق نشده است . به نظرم اتمسفر کارهایش نمیتواند در جای دیگری غیر از خاک ایران باشد ولی سعی بیهوده دارد که در خارج از این مرز و بوم از چوب آدم بسازد. فیلم اعتراض به نظرم میخواهد پایان دوران خود و خواسته های کیمایی را رقم بزند. پایان دوران جوانمردی و کشتن به خاطر غیرت و ناموس‌بازی و ... مولفه هایی که کیمیایی به صورت ترجیع بند از زمان قیصر تا این آخرین فیلم ادامه داده است . فیلم با سکانسی زیبا شروع می شود که من تا به حال در هیچ فیلمی از او اینچنین میزانسنی ندیده بودم . صحنه ای که امیرخان - قاتل - با شریفه مقتول منولوگ - نه دیالوگ که شریفه کشته شده است - می گوید و بعد تماس با رضا و تیتراژ فیلم . فیلم از آشفتگی و پراکندگی همچون دیگر فیلمهای این سالهای کیمیایی همچون مرسدس و ضیافت و سلطان و ... رنج می برد. گویی او قصد دارد همه حرفهایش را یکجا در یک فیلم بزند . عشق و عاشقی و مسایل بعد از کوی دانشگاه و بازیهای سیاسی دانشجویان و جوانمردی و تغییرات ظاهری اجتماع ، محیط زندان و آسایشگاه روانی و شهید شدن برادرها و باقی ماندن دیگران و موسیقی پاپ جدید و ... و همه این دانه های پراکنده تسیبح جز رشته ای به نام کیمیایی را ندارند که به هم متصل بشوند . کمتر سکانسی است که نتیجه منطقی سکانس قبلی خود باشد و با سکانس بعدی ارتباط داشته باشد. تماشاگر فیلم از فحوای فیلم همه آنچه که گفته آمد را درمی یابد. در فیلم ویدئویی که دیدم - از محصولات موسسه رسانه های تصویری حوزه هنری - گفتگو و پشت صحنه های فیلم را نیز سر آخر می بینیم . داریوش ارجمند - بازیگر نقش امیرخان - و میترا حجار از بهترین صحنه - سکانس فیلم میگویند که همان جنگ خروسها باشد. جالب اینکه ارجمند هسته مرکزی فیلم را این صحنه می داند که حکایت از جنگ و ستیزی دائمی بین آدمها و گروه ها نه تنها در ایران که در همه جای این کره خاکی دارد . از مجموعه تک سکانسهای دیدنی فیلم و بهترینشان به نظر من هم میتوان به خروس بازی اشاره کرد. خصوصا جایی که خروسها را با لیف و آب و ... آماده جنگی دوباره می کنند.
این فیلم اعتراض و شکایت نیرو انتظامی را در زمان اکران عمومی در پی داشت ، که طبق شایعه ای حتی عدم حضور کیمیایی داخل ایران در زمان اکران فیلم را بر این مبنا می دانند. درصحته ای که یوسف از درگیریهای کوی دانشگاه می گوید در بکراند فیلم ماشینها و نیروهای انتظامی را میبینیم که بی هیچ دخالتی ایستاده اند و سیاهپوشان - لباس شخصی ها - در حال نوازش دانشجویان هستند .

” سلامتی باغبونی که زمستونش رو از بهار بیشتر دوست داره
سلامتی آزادی
سلامتی زندونیای بی ملاقاتی .“