سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

سید خلیل عالی‌نژاد
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸۱
 


مردان خدا پرده پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند


سید خلیل عالی نژاد را از صدای سخن عشق شهرام ناظری می شناسم . صدای تنبور او اولین نغمه هایی از این ساز بود که می شنیدم و شانزده هفده سال پیش . روی یک نوار پر بود از نغمه های زیبای فارسی و کردی ( که گرچه کرد نیستم ولی همان شور و نوا خود کافی بود )

دل خلوت خاص دلبر آمد
دلبر ز کرم ز دل برآمـد

شعر بالا با شور تنبور و ناظری همراه می شد و نوید کاستی دیگر را در آن حال و هوای ستیز و خونریزی سالهای جنگ می داد. و تصنیف زیبای مردان خدا که بعدها خواننده سطح پایین کرمانشاهی ( محمدیان ) با صدایی فالژ خواند و معروف خاص و عام شد.

اما روی دوم نوار در سوگ نشستن فرزند مولانا است بر بالین پدر و جزع و فزع او و نصیحت مولانا که :

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کن

که تکنوازی تنبور او شنیدنی است و چه با حال و هوای کنونی سید خلیل منطبق است . چرا از ایران رفت ؟ به بهانه چی ؟ و چرا سوئد و گوتنبرگ ؟ نمی دانم . ولی چند هفته پیش نبود که در برنامه روز هفتم بی بی سی از جشنواره موسیقی کردی در سوئد گزارش شنیدم ! سوختن خانه اش ؟ چگونه ؟ و توسط چه کسانی ؟ کردهای پراکنده در چهار پاره با هم اختلاف ندارند ؟ بازهم نمی دانم . اما می دانم برای سید خلیل رفتن زود بود . او تازه به ثمر نشسته بود . کتاب تحقیقی او تنبور از دیرباز تاکنون اثری خواندنی است . و در سوگ او تعریف استاد محمدرضا درویشی بس که گفتند :
او به تنبور این ساز جلالی که می رفت سازی سخیف شود اعتباری روز افزون بخشید.

یادش گرامی باشد .

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو ...