سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

مستند Life Itself
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ آبان ۱۳٩۳
 

       

 

«خود زندگی»: فیلم مستند دو ساعته‌ایست که «استیو جیمز» در بارهٔ زندگی منتقد بزرگ سینما «راجر ایبرت» ساخته است. این منتقد آمریکایی که در دام سرطان افتاد - و تغییر شکل ظاهری او ناگهان همهٔ دوستدارانش را شوکه کرد – هفتاد سال بیشتر زنده نبود و چهل و هفت سال منتقد سینما بود. فعالیت‌های رسانه‌ای او – اعم از روزنامه‌نگاری و برنامه‌های تلویزیونی‌اش - تاثیری عمیق بر جریان نقد و نقد‌نویسی سینما داشته است. با این که در طول فیلم با دردهای پنهان و آشکار ایبرت در سال‌ها و روزها و ساعت‌های پایانی عمرش مواجه می‌شویم، ولی تاثیری که کل فضای فیلم روی بیننده می‌گذارد همانا احترام به زنده بودن و «زندگی» است. بی‌جهت نیست که فیلم هم به «عاشقان زندگی» تقدیم می‌شود. ایبرت حتی در کورسوهای پایان زندگی‌اش و وقتی که دیگر نمی‌تواند مستقیم با مخاطبانش ارتباط داشته باشد، به دنیای «مجازی» پای می‌گذارد و سایت – وبلاگ معروفش را با گنجینه‌ای از نقدهای خواندنی‌ خودش راه می‌اندازد و در شبکه‌های اجتماعی مثل توئیتر و فیس‌بوک هم با طرفدارانش در ارتباط مستقیم قرار می‌گیرد. او در پنجاه سالگی با زنی سیاهپوست ازدواج می‌کند، زنی که در طول بیست سال زندگی مشترکش ایبرت را از حالت یک منتقد خشمگین و ناسازگار با زندگی – افتادن در دام الکلیسم در مقطعی از زندگی‌اش - به منتقدی پر هیجان و زنده و پرامید تبدیل می‌کند. فیلم پراست از لحظات هیجان‌انگیز ولی تعریف جان دادن ایبرت از زبان چز – همسرش – یکی از لحظات به یادماندنی فیلم است. بد نیست در این‌جا جملاتی که در ابتدای فیلم از ایبرت نقل می‌شود را بنویسم: «همهٔ ما با یک ظرفیت مشخصی متولد شده‌ایم. ما همین هستیم که هستیم، هر کجا که متولد شده باشیم، با هر عنوانی که متولد شده باشیم، هر جور که بزرگ شده باشیم، به عبارتی داخل اون شخص گیر افتادیم؛ و هدف تمدن و رشد این است که هماهنگ بشویم و یه مقدار با انسان‌های دیگر هم‌دلی کنیم و برای من «فیلم‌ها» مثل ماشینی هستن که این هم‌دلی را تولید می‌کنند، به آدم اجازه می‌دهند تا یه خرده بیشتر امیدها، آرمان‌ها، بیم و رویاهای مختلف رو درک کند. فیلم‌ها به ما کمک می‌کنند تا اشخاصی که در این سفر با ما هم‌سفر هستند را شناسایی کنیم.»