سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

نگاهی کوتاه به فیلم «محمد»(ص) مجید مجیدی
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ اسفند ۱۳٩۳
 

فیلم «محمد»(ص) را روز پنجشنبه بیست و سوم بهمن ماه در سینما فرهنگ دیدم. با اینکه «مجید مجیدی» سعی کرده – و البته در بارهٔ کلمه «سعی» هم حرف دارم - فیلم خوبی در باره دوران کودکی پیامبر اسلام بسازد، ولی این سعی چندان جذاب و دلنشین از آب در نیامده است. اول و مهم‌ترین مشکل فیلم اینکه فیلم «محمد»(ص) فیلمنامهٔ اس و قسی ندارد. با اینکه سه فیلمنامه نویس روی فیلمنامه کار کرده اند و تمام توش و توان خود را ظاهرا برای زیبایی کار گذاشته‌اند، ولی تماشاگر – به خصوص تماشاگر مسلمان شیعه – چیزی جز چند روایت تکراری و گاه بدون پشتوانهٔ تاریخی چیزی دیگری نمی‌بیند. بعد هم تمهیدی که فیلمنامه‌نویسان اندیشیده اند برای ایجاد تعلیق و کشمکش - توطئه یهودیان عربستان برعلیه پیامبر بعد از تولد ایشان - اول این که سندیت محکم تاریخی ندارد، دوم شبیه داستان زندگی حضرت موسی(ع) شده است که قبطیان یافتن کودکی را سرلوحه خود قرار می‌دهند تا به قتل برسانند و مانع از پیامبری او شوند. به نظر می‌رسد اوج دشمنی یهودیان بعد از مبعث پیامبر و شاید بهتر بگوییم بعد از ایجاد حکومت در مدینه بود. مدینه محل استقرار یهودیان خیبر بوده و در «مکه» هیچ نفوذ یا نفوذ اندکی داشته‌اند. در ضمن بعد از ورود حضرت به «مدینه» عهدنامه‌ای با ایشان امضاء می‌کند و آنان خیالشان از حکومت جدید راحت می‌شود. بعدها که واقعه خیبر اتفاق می‌افتد هم، باز یهودی‌ها به تحریک ابوسفیان و اقوام دشمن رسول‌الله بر علیه او می‌شورند و می‌شود آنچه که در تاریخ اسلام آمده است. اتفاقا بیشترین دشمنی و ستیز و بدجنسی را در حق محمد(ص) اقوام ایشان – از جمله ابوجهل عموی او – انجام دادند. در ضمن کسوت پیامبری ایشان در سن چهل سالگی، بعد از وجود و حضور و اثبات اخلاق مکرمه‌اش بود نه قبل از آن. حضرت ختمی‌ مرتبت – و بسیاری دیگر از پیامبران دیگر - مثل پادشاهان به شکل موروثی پیامبر زاده نشد، بلکه حق تعالی بعد از طی مراحلی که بین خودش و بنده برگزیده‌اش است، در صورت زندگی زمینی و ساحت روحانیت قدسی، او را به مقام پیامبری رساند؛ و اگر جز این فکر کنیم تمام مراحل بعثت ایشان و نزول تدریجی قرآن و ...را زیر سوال برده‌ایم. اما خوب فیلم «محمد»(ص) مجیدی چاره‌ای نداشته تا چیزی غیر از این را به ما نمایش دهد. حضرت رسول قبل از رسالت زندگی کاملا زمینی داشته است، در نوجوانی به کار چوپانی می‌پرداخته و بالاخره در سنین بالاتر با زنی پاکدامن – خدیجه(س) - آشنا می‌شود که سالیان سال از خودش بزرگتر است، ولی چون بسیار امین بوده شریک مال‌التجاره‌اش می‌شود و بالاخره او را به همسری می‌گیرد. فیلم مجیدی چون چاره‌ای نداشته تا سعی کند که به جنبی قدسی پیامبر قبل از پیامبر شدنش بپردازد، بنابراین مجبور بوده چهره‌ای از ایشان به ما نشان ندهد، حتی در کودکی و خردسالی. به صورت طبیعی وقتی بازیگر اصلی یک اثر سینمایی همیشه پشتش به تماشاگر باشد و تماشاگر در حسرت یک کلوزآپ از صورت ایشان بماند ( و اگر باشد هم با نوری سفید چشم او را بیازارد) نوعی دافعه ایجاد می‌کند. شاید برای جهان اسلام این ابتکار نوعی احترام به حضرت ایشان باشد، ولی چون فیلم ادعای جهانی شدن و جهانی بودن دارد، به طبع با این شکل نمایش هیچ جاذبه‌ای در تماشاگر ایجاد نمی‌کند. بعد تاکید بیش از حد به توطئه یهودیان با زبان عبری و زیرنویس گسستهٔ فارسی بی‌شک یکی دیگر از عوامل دافعه فیلم در پخش جهانی است - البته نگارنده فرض را بر این گذاشته که فیلم به پخش جهانی می‌رسد وگرنه هنوز هیچ خبری در این مورد منتشر نشده است و حتی ممکن است - وهیچ بعید نیست - کشورهای اسلامی دیگر هم با پخش این فیلم مشکل داشته باشند – این فیلم بی‌شک بعد از دیده شدن توسط دیگرانی غیر از ما، مثل کارگزاران کمپانی‌های بزرگ پخش فیلم در جهان، اولین چیزی که به چشمشان می‌آید، عداوت جاری در فیلم نسبت به یهودیان است تا چیزی دیگر. نکته و نقطه‌ای حساس که باعث می‌شود تا فیلمی که قرار بوده درباره حضرت «محمد»(ص) و دین رحمانی اسلام باشد، تبدیل شود به فیلمی ضد یهودی. چیزی که می‌توانست مثل فیلم «الرساله» عقاد اتفاق نیافتد و حداقل به پخش محدود جهانی برسد. اما نکته در بارهٔ «سعی» مجیدی در کارگردانی فیلم: استفاده از متخصصین جهانی در زمینه‌های مختلف از فیلمبردار گرفته تا آهنگساز و طراح لباس و حتی در کارهای کوچکی مثل نگهدارندهٔ حیوانات! فیلم یکی از نقاط ضعف کارگردان این کار به حساب می‌آید. کسانی که فیلم را دیده باشند، متوجه می‌شوند این جلوه‌های ویژه و فیلمبرداری و طراحی صحنه و لباس و گریم و...را متخصصان خودمان – با توجه به این که حرفه فیلمسازی در ایران صنعت جا افتاده‌ای است و سینمای ما متخصص در این زمینه‌ها کم ندارد – شاید به مراتب بهتر از آن‌ها انجام می‌دادند. با پر کردن تیتراژ پایانی با اسم‌های دهان پرکن خارجی هیچ کارگزار کمپانی‌های پخش جهانی را نمی‌توان راضی کرد که فیلم را در جهان عرضه کند. بدون تردید این خود فیلم است و موضوع فیلم و فیلمنامه محکم و فضاسازی‌ است که می‌تواند یک پخش‌کننده را مجاب کند تا فیلم را بخرد و عرضه کند. یک مورد خارجی مثلا «موسیقی» این فیلم است، مگر ما آهنگساز کار کشته در سینمای ایران کم داریم که باید «الله رخا رحمان» هندی با پرداخت‌های آنچنانی، موسیقی بسازد که در برخورد ابتدایی ظاهرا موسیقی خوبی است، ولی با کمی تامل – و اگر گوشتان به موسیقی کلاسیک آشنا باشد – با ملودی کلاسیک یکی از آثار چایکوفسکی – آهنگساز بزرگ روسی - همراه می‌شوید که کمی تغییر یافته و با گروهی کر که کلمات عربی را به لهجه‌ای غیر عربی و ناآشنا تلفظ می‌کنند به گوش می‌رسد. حتی در زمینه فیلمبرداری و طراحی صحنه و لباس و... هم این مثال‌ها قابل اثبات است. متاسفانه با همهٔ این بریز و بپاش‌ها این فیلم در مقایسه با فیلم «الرساله» «مصطفی عقاد» چندین و چند پله پایین‌تر است. این مقایسه را ناخودآگاه کسانی که هر دو فیلم را دیده‌اند انجام می‌دهند. ساختار کلاسیک فیلم عقاد با اوج و فرودهای حساب شده و موسیقی جاویدان آن اثر «موریس ژار»، در مقایسه با فیلم «محمد»(ص)، برتری آن اثر را به این فیلم به وضوح نشان می‌دهد. با توجه به این نکته که از ساخت فیلم «الرساله» عقاد تقریبا چهل سال گذشته و فیلم «محمد» محصول ۲۰۱۵ میلادی است. آن فیلم «الرساله» حداکثر در یک سال – از فیلمنامه تا ساخت نهایی – ساخته شده است و این فیلم «محمد»(ص) از یک مهر ۱۳۸۶- شروع فیلمنامه با پرداختی ۳۰۰ میلیون تومان – شروع و در تاریخ بیست بهمن ۱۳۹۳ اولین اکران عمومی را داشته – هفت سال و خرده‌ای! – آن فیلم از کمترین جلوه‌های ویژه استفاده کرده است و این فیلم از حداکثر جلوه‌های تصویری که تاکنون اختراع شده است بهره برده است. آن فیلم یک نسخه به زبان عربی با بازیگران عربی و...برای پخش در کشورهای عربی هم دارد و این فیلم ندارد. آن فیلم هنوز که هنوز است پا برجاست و می‌توان بارها و بارها دید و باز هم خسته نشد و این فیلم چندان شوقی در تو ایجاد نمی‌کند که بخواهی بارها و بارها آن را ببینی. مجیدی از اهالی رسانه خواسته «به دلیل شآن این فیلم، ژورنالیسی عمل نشود و نباید رسانه ‌ّ‌ای بیاید و بگوید که میلیاردها تومان هزینهٔ یک فیلم شده است. چون ساخت این فیلم برای دنیای امروز یک ضرورت بود.» ضرورت درست، هزینه هم بی‌خیال، ولی ای‌کاش اساس کار دست کسی بود که حداقل تجربه یک بار ساخت یک فیلم و سریال مذهبی را داشت – مثل داود میرباقری – تا بتواند آن‌چنان بر کار مسلط باشد که به هیچ متخصص خارجی برای بیان بهتر احتیاج پیدا نکند. کمترین توقع از این فیلم، فیلمنامه‌ای بود که جذابیت دراماتیک داشته باشد، نه این که در عمل ضعف‌های آن با جلوه‌های ویژه و موسیقی و ....ماله‌کشی شود.