سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

سه مستند زیبا
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳۸٤
 

سه فیلم مستند از حسن نقاشی به نام‌های مشی و مشیانه ، درخت پارسیک و سوشیوس (عروس چاه ) را در تالار بتهوون ساعت ١٨ سه شنبه 27 دی ماه در خانه هنرمندان ایران به تماشا نشستم . فیلمهای مستندی که به ترتیب زمان ساخت سوشیوس ، مشی و مشیانه و درخت پارسیک بود.

اولین مستند این مجموعه تلفیق ساخت و ساز کوبه های در و روایت مشی و مشیانه (همان آدم و حوای ایرانیان باستان) است.تلفیق این دو و نگاره ها و شکل های به کار رفته در کوبه های درهای شهرهای کویری به خصوص یزد و نگاه تیزبین کارگردان به این کوبه ها زیبایی را آفریده است، که با اتمام فیلم میدانستی که چیزهای بسیار نادیده ای را حالا دیده ای . و این دیدن ساده و گذرایی هم نبود . در خلال فیلم و بار ارزشی که فیلمساز به این کوبه ها با تلفیق خلقت انسان به روایت زرتشت و گفتار ماه و مهر و ... بخشیده بود ، با روایت غارت این کوبه ها نیز آشنا می شدیم . غارتی که زشتی و پلشتی روزگار را به تمامی به رخ بینندگان می کشید . کارگردان کوبه ها را در مغازه های عتیقه فروشی همان دیار می یابد و در صحبت صاحبان مغازه می یابیم که آنها نیز برای سود بیشتر تن به این مالخری و یاری دزد و دزدان داده اند. در اواخر فیلم از زبان پیرمردی مییابیم که کوبه ها چگونه در شناسایی افرادی که در پشت در هستند صاحبخانه را یاری میرسانده اند ؛ اینکه دوست است یا دشمن ، زن است یا مرد ، مزاحم است یا مراحم ، برای خواستگاری آمده است یا نه و ... . این فیلم که  روایتی دلنشین از خلقت مشی و مشیانه را همراه با کوبه های زیبای کویری به تصویر کشیده در بخش مسابقه آثار مستند سینمای ایران در بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر نیز به قضاوت داوران خواهد نشست.

دومین مستند از این مجموعه درخت پارسیک است.درخت پارسیک که روایت سرو  پنج هزارساله شهر ابرکوه است ، به گونه ای روایت میشود که گویی حضرت زرتشت تخم این گیاه را از بهشت آورده و به قصد ماندگاری این سرزمین و فلات پهناور در مقابل تهاجمات پی در پی دشمنان،غرس کرده است . با فرزندان این سرو زیبا و هنوز پایدار در شهرهای مختلف ایران ، به خصوص شهرهای کویری ، هم در روایت فیلم آشنا میشویم . تاثیر این سرو گرانقدر در معماری سنتی ، در مراسم مذهبی ، در شکل و شمایل کوبه ها و ... را شاهد هستیم . حتی نذر و نیاز مردمان معتقدی را این سرو حاجت داده است. پیرمردی از اهالی همان شهر همه اینها را مزخرف میپندارد و ناباورانه به این سرو سهی مینگرد که در گفتار(نریشن) فیلم جواب این انسان داده میشود که چگونه میتواند سرزمینی زیر سایه سروی کهن هنوز پایدار باشد.فیلمبرداری زیبا ، گفتارمتنی متین که با تحقیقی خوب همراه است ، در مجموع فیلمی را به بار آورده که گرچه در قامت پایدار سرو ابرکوهی نمیگنجد ولی یادگاری است بر همان درخت و ما مردمان ایران که با نوادر کهن سرزمینمان آشنا شویم . (یادم بود که برای انتخاب نام این وبلاگ به سرو همچنان که نام یکی از استادانم نقش داشت،تحقیقی که درباره تاثیر سرو در ادب و هنر و سرزمینم در این کهن دیار کردم بی تاثیرنبود.سرو نمادی است از پایداری و ماندگاری چنان که در روایت فیلم نیز به آن اشاره شده بود)

سومین مستندی که به نمایش درآمد ، در حقیقت اولین مستندی است که کارگردان در طول کار هنریش ساخته است. سوشیوس که در فیلم نیز معنایی برای آن آورده شد،وبه گمانم و با مراجعه به لغت نامه دهخدا به مادۀ «سوشیانت» معنای نجات دهنده را در زبان باستان و اوستایی میدهد،با روایتی داستانگونه به مراسم باستانی اشاره دارد که برای به آب افتادن چاهی خشکیده دختری را به عقد او درمی آورند و این دختر نیز باید با نیروی عشق خود که به چاه میبخشد،چاه خشکیده را مشتاق و شیدای خود گرداند تا آن پرآب شود.دختر در این دوران نامزدی و عشق بازی نباید هیچگاه لب به آب زند تا زمانی که چاه دلداده ی او شود و مهر دختر را که چیزی جز آب نیست برآورد.سرآخر در فیلم میبینیم که چاه مهر درخت را تمام و کمال میپردازد.

گرچه ازفیلم سوشیوس میشد این گونه برداشت کرد که این رسمی زرتشتی است و از ایران باستان به یادگار مانده است،به خصوص با شنیدن گاتها به صورت آواز در فیلم از زبان دختر،ولی در جلسه پرسش و پاسخی که بعد از نمایش فیلم برگزارشد و با اظهارنظر یکی از حضار که خود را معتقد به دین زرتشت میدانست،و با اعتراض بیان میداشت که در دین زرتشت هیچگاه چنین مراسمی نداریم و روزه گرفتن و سختی دادن به تن و بدن و روان به این شکل در دین زرتشت وجود ندارد،ولی سرآخر بعد از اذعان فیلمساز که این مراسم زرتشتی نیست ومیتوانست به جای گاتها از سرود یا آوازی دیگر استفاده کند،به نظر میرسید که او بیشتر به خاطر جنبه های دراماتیک کار دست به خلق چنین داستانی زده است نه مبتنی بر رسمی ماندگار از زمان ایران باستان. گرچه آقای غیاث آبادی محقق متون کهن هم این رسم را دارای سابقه دانست،البته نه در کویرمرکزی ایران بلکه در محل تولد خودشان فراهان و به شکل و شمایلی دیگر در طلب آب از آسمان.

فیلمساز سرآخر از حواشی فیلم خود گفت که چگونه دوستی با ساخت تیتراژی خود ساخته توانسته اعتراض جماعت زرتشتی را نسبت به این فیلم بربیانگیزاند و او چگونه توانسته موجهای اعتراض را بالاخره با نمایش نسخه اصلی فیلم برای آن جماعت معترض از سر بگذراند.نمیدانستم که دزدی فیلم و تیتراژسازی برای کسب شهرت هم در ایران مدرن!باب شده است.