سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

عروس مرده
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٤
 

یکی از نامزدهای فیلمهای بلند انیمیشن در هفتاد و هشتمین اهدای جوایز اسکار در آمریکا عروس مرده به کارگردانی تیم برتون است . تیم برتون با تهیه و ساخت انیمیشنهایی مثل کابوس قبل از کریسمس و بعدها جیمز و هلوی غول پیکر نحوه خاصی از انیمیشن را به منصه ظهور رسانید که شاید بتوان آن را ژانر مخصوصی در انیمیشن ایست – حرکتی به حساب آورد.شکل و اندازه و قیافه و موسیقی و صحنه سازی و حتی داستانهای این سه انیمیشن به گونه ایست که زیاد به دنیای کودکانه نزدیک نیست و بیشتر به دنیای بعد از کودکی مربوط است و حتی در عروس مرده شاید فیلم بیشتر بزرگسالانه است و حتی دیدن آن برای کودکان چندان لذتی نبخشدشان.

انیمیشن مورد بحث که از داستانی فلکلور روسی برداشت شده است ، حکایت دو جهان فانی و باقی است . دو جهانی که هر کدام شکل و رنگ و بوی خاصی دارند. دنیای زندگان و دنیای مردگان . دنیای سراسر آبی _ که در فرهنگ انگلوساکسون به رنگ غم و اندوه معروف است_ که در ظاهر دنیای زندگان است و بعد دنیای مردگان که با رنگهای شاد و تند تصویر شده است.دنیای زندگان ، دنیای سوء تفاهم ها ، سوء استفاده ها و سنجیدن موقعیتهاست که مبادا شکل قالبی که از قبل ریخته شده است تغییر نکند ولی دنیای مردگان فیلم اینگونه نیست. قالبها همه شکسته است ، شکلهای ظاهری تغییر کرده است و تخیل فانتزی که ما همه شاید از آن دنیا داریم به شکلی فانتزی تر در فیلم عروس مرده تجسم یافته است.این تجسم همراه با شوخی های همیشگی تیم برتون با کراکترهایش همراه است و همچنین آوازهای شاد و غمگینی که از میان آنها برمیخیزد.

ویکتور که با حسابگری والدینش میخواهد با خانواده ای به ظاهر متمول وصلت کند و حتی قبل از آن ویکتوریای عروس را ندیده،بر اثر دستپاچگی در مراسم عقدش در کلیسا مراسم را به هم میزند.او به جنگلهای اطراف روستایشان میرود و در آنجا قصد تمرین دارد که ناگهان بعد از اهدای حلقه ازدواجش به شاخه ای خشکیده میفهمد که از عروسی مرده تقاضای ازدواج کرده است.امیلی یا همان عروس مرده او را به جهان بعد از مرگ میبرد.جهانی که در آنجا با ماجرای قتل عروس بر اثر طمع لردی متمول آشنا میشود و او همچنان در انتظار دامادی بوده تا حسرت دل را فرونشاند.ویکتور خود را در برزخ زندگان و مردگان میبابد.در جهان زندگان لرد هنوز زنده است و باز به حساب ثروت خانواده ویکتوریا قصد ازدواج با او را دارد.این خبر را گاریچی به ویکتور میدهد که بر اثر بیماری به جهان مردگان آمده است.ویکتوریا که میداند ویکتور با عروس مرده ای وصلت کرده سعی در نجات او دارد ولی کسی حرف او را باور ندارد،حتی کشیش دهکده که امور روحانی ده را برعهده دارد.بالاخره ویکتور حاضر میشود تا با عروس مرده در مراسمی در کلیسای دهکده اشان در میان مردگان و زندگان جام زهری را بنوشد و با پیوستن به جهان مردگان تا ابد با او وصلت کند.ولی ویکتوریا که لحظاتی قبل در مراسم ازدواجش با لرد شرکت داشته،باعث میشود تا امیلی دوباره لرد را ببیند.امیلی و بعد ویکتور قصد انتقام از لرد طماع را دارند،که بالاخره لرد با خوردن جام زهر به جای ویکتور به آن جهان منتقل میشود.امیلی خواسته خود را برآورده میداند و خود را رها یافته دو زوج ویکتور و ویکتوریا را به هم میرساند.

در ابتدای فیلم ویکتور را در حال نقاشی پروانه ای رنگی میبینیم که در قفسی شیشه ای محبوس است و بعد از نقاشی آن را آزاد میکند.پروانه با پروازش به جاهای مختلف شهر ما را با فضای مرده شهر آشنا میکند و داستان شروع میشود.سر آخر نیز امیلی به پروانه های رنگی تبدیل میشود،تا شاید باز در میان دل این شهرهای مرده،جهان زندگان!،دلی مایل به خوبی و عشق به زیبایی بیابد.