سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

اسکار هفتاد و هشتم
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٤
 

هفتادوهشتمین دوره اهدای جوایز اسکار به فیلمهای ساخته شده در سال 2005 در حالی برگزار شد که  نوعی تقسیم بندی مساوی و نه عادلانه ،مثل اغلب سالهای این مراسم ، در آن آشکار بود.جایزه بهترین فیلم نصیب تصادف شد و بهترین کارگردانی به آنگ لی برای کوهستان بروکبک و بهترین بازیگر مرد به فیلیپ هافمن به خاطر کپوتی و بهترین بازیگر زن ویترسپون عبور از خط و ... البته فیلمنامه دو فیلم برتر نیز در دو بخش فیلمنامه های اریژینال و اقتباسی ( یعنی تصادف و کوهستان بروکبک) هم جوایز را از آن خود کردند.جایزه موسیقی متن فیلم هم نصیب کوهستان بروکبک و آهنگساز نچندان مشهور آرژانتینی اش شد.در این میان بهترین تدوین نیز نصیب فیلم تصادف شد . خب با حسابی سر انگشتی جوایز فیلم تصادف و کوهستان بروکبک ، جوایزی مساوی است.کوهستان بروکبک که بحثهای اخلاقی بسیاری را در جامعه آمریکا به راه انداخت به خاطر نگرش همجنس گرایانه اش و نوعی تطهیر هر نوع ارتباط جنسی بدون مراجعه به قضاوت اخلاقی جامعه پیرامونی،در ابتدای مراسم هم به نوعی به سخره گرفته شد . جایی که از دو بازیگر معروف کمدی سینمای هالیوود و مجریان سابق مراسم دعوت میشود تا به اجرای مراسم بپردازند ولی آنها در زیر چادری شبیه چادر فیلم کوهستان بروکبک و در کنار هم اظهار میدارند که فعلا راه حلی یافته اند و در کنار هم بودن در زیر چادر را به مجریگری مراسم اسکار ترجیح میدهند!

مثل همیشه شگفتی جوایزی که اهداء نشده بیشتر است از جوایز اهدایی.مونیخ فیلم زیبای اسپیلبرگ : که لابیهای متعصب یهودی در آمریکا و اسرائیل تلاش بسیاری داشتند تا فیلم مطرح نشود و جایزه ای هم نگیرند کاملا موفق عمل کردند. تنها اسپیلبرگ را در کنار همسرش میدیدیم که گویی مطمئن از جوایزی که نخواهد گرفت،برای برندگان دیگر اظهار شادی میکرد.دیگر فیلم او فهرست شیندلر نیست که اگر داستانی واقعی نیز داشت ولی با دستان او به هولوکاست هم رنگ و لعابی جادویی داده بود و هم دل اسرائیل را و هم اهداء کنندگان جوایز اسکار آن سال(1993) را ربود و جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را به خانه برد،بلکه فیلم مونیخ سعی دارد تا با نگرشی عمیق تر به روابط بین تروریسم و ضد تروریسم بپردازد و اینکه جای این دو هر آن ممکن است عوض شود و هر کشتاری تروریستی نیست و هر به ظاهر ضد کشتاری ضد تروریسم . بحثی که شاید در فیلم اینک بهشت هانی ابواسد نیز به شکلی دیگر مطرح است و جالب اینکه فیلم اخیر جایزه شصت و سومین دوره گلدن گلوپ را در آمریکا ربود،ولی در مقابل چند فیلم کوچکتر از خود مثل تسوتسی از آفریقای جنوبی جایزه بهترین فیلم خارجی اسکار را از دست میدهد.دو فیلم مونیخ اسپیلبرگ و اینک بهشت ابواسد در دو برهه تاریخی همدلی عجیبی دارند با اینکه هم زبان نیستند.کارگردان اولی یهودی و دومی مسلمان و هر دو بی نصیب از جایزه ای که میتوانست در نشر افکار این دو،که جهان کنونی،سخت محتاج نگرش دوباره ای به آن است یعنی جایگاه واقعی ترور و تروریست ها ! بسیار موثر افتد.

شگفتی دیگر ندادن جایزه به چارلیز ترون به خاطر فیلم نورث کانتری است.فیلمی با ظاهری فمینیستی و باطنی اخلاقی و به شدت واقعگرایانه که تکیه اصلی فیلم علاوه بر فضاسازی زیبا بر بازی عالی چارلیز ترون است.انگار اهداکنندگان نیز مانند روسای معدن آهن در فیلم عمل کردند که با ندادن جایزه او را از اینکه افشاگرانه عمل کرده است،سرزنش میکنند.

خب طبق معمول فیلمهای سوپرپروداکشن هم جوایزفنی را ربودند مثل کینگ کنگ و افسانه نارنیا و طراحی لباس و صحنه هم نصیب خاطرات یک گیشا شد.

جایزه یک عمر دستاورد هنری نصیب کارگردان مستقل آمریکایی،با کارهای زیبایی همچون مش ، ونسان و تئو ،خداحافظی طولانی و نشویل شد .بعد از چهار بار نامزد اسکار بودن و جایزه ای نصیب نشدن!،بالاخره اینگونه از او تقدیر به عمل آمد که او خودش هم در مراسم چندان اظهاررضایت نکرد.

اما دو جایزه ای که به نظرم بهترین قضاوت این دوره بود : یکی جایزه بهترین انیمیشن بلند سال 2005 به فیلم ایست – حرکتی والاس و گرومیت ( که سالها پیش در بخش انیمیشنهای کوتاه نیز جایزه نصیب سازندگان آن شده بود و به نظرم آن انگیزه ای شد برای تلاش بیشتر و به دست آوردن این جایزه) با اینکه دو انیمیشن دیگر هم مثل عروس مرده تیم برتون و قلعه متحرک ( که سازنده ژاپنی آن دو سه سال پیش جایزه بهترین انیمیشن را به خاطر کار زیبایش یعنی روح سرگردان برد) هر کدام لیاقت این جایزه را داشتند. و دیگری جایزه بهترین فیلم مستند بلند به فیلم رژه پنگوئن ها ، با اینکه هیچ فیلم رقیب دیگر این بخش را ندیده ام اما انگار داوران نیز ندید میتوانستند قضاوت کنند که کار زیبای این گروه لیاقت این جایزه را دارد.فیلمی در ستایش طبیعت و زیبایی آن و به قولی فیلمی در باره عشق در هوایی بیش از پنجاه درجه زیر صفر!عشق پنگوئنی؛که چه سختیها متحمل میشوند تا همچنان با پاهایی که سخت کمک حال آنان در زیست هستند بر جا بمانند. عروسکهای این موجودات سخت کوش و زیبا جای حضورشان را در مراسم اسکار در دستان سازندگانش گرفته بود.این فیلم را بارها دیده ام و هنوز هم مشتاق دیدنش هستم.