سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

طنز سه و نیم(۲)
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٥
 

مصاحبه با کیومرث ملک مطیعی برایم جالب بود.همانطور که در قسمت اول این مجموعه مصاحبه نوشتم بر خلاف دیگران،ملک مطیعی طرفدار مهران (مدیری) و کارش بود و در لحن او میتوانستم حس کنم که : کاش به جای حضور در این مجموعه در مجموعه مهران بودم.خب هم اعتبار مدیری به عنوان کارگردان بیشتر است هم خب یک نقش فرعی داشتن در آن مجموعه بهتر بود از نقش آبدارچی بودن و نوبر بودن در کار سه ونیم.جالب بودن مصاحبه بیشتر شنیدن صحبتهایی بود در باره پشتکار او و همچنین مجموعه نفیسی که او در اختیار دارد.

 

پای صحبت یکی از پیشکسوتان تئاتر و تلویزیون ایران می‌نشینیم . کیومرث ملک مطیعی که در این کار به عنوان بازیگری پرتجربه  ، همراه کاردان و صدری و پا به پای آنها وظیفه  بازیگریش را مثل همیشه و در همه کارهایش  به خوبی انجام میدهد . در یکی از لوکیشنهای سریال در اتاقی سرد از سرمای گزنده زمستان ٨۴  به گفتگو نشستیم . نمیدانستم که استاد بیش از سیصد بازی و کار تئاتری داشته است . روزگاری که تئاترهای شهرستانهایی مثل رشت هفتگی عوض میشده است و تئاترهای لاله زار در اوج فعالیتشان حداقل ماهی یکبار برنامه داشته اند ( عجب روزگاری !) و در اغلب این کارها این پیر کارکشته که در آستانه تولد  هفتاد سالگیش پای صحبتهای گرم او نشسته ایم ، حضوری موثر داشته است ، حتی اگر گفتن یک جمله بوده یا یک بازی کوتاه :

 

-         استاد در باره حضورتان در این سریال توضیح بفرمایید .

ملک مطیعی : این سریال سریالی انتقادی در قالب طنز اجتماعی با گوشه چشمی به مناسبتهای درون سازمانی است . از خیلی از مسئولین البته نه به صورت مستقیم نقد می شود . و آقای کاردان که از دوستان قدیمی هستند ، با شروع سری دوم از من دعوت به عمل آوردند و الان در گروه فعالیت می کنم .

-         آقای ملک مطعیی بازتابهای این برنامه چگونه بوده است ؟

ملک مطیعی : با دوستان که ارتباط دارم میدانم که انعکاس خوبی در میان جامعه داشته است . و البته چند نفری هم انتقاد داشته اند . در مصاحبه ای که اخیرا داشتم توضیح دادم که انگیزه من برای کار در این سریال بیشتر جنبه معنوی وهمچنین بعد مادی کار است . آیا تو این جامعه به من که بازنشسته توانیر هستم میتواند چنین کمکی بشود که چرخ زندگی را در این روزگار سخت بچرخانم ؟ همه ما بازیگران ، خصوصا کسانی که فقط به این شغل مشغولند ، از نظر مالی ضعیف هستیم و این را همه جامعه میداند. چون کار ما پشتوانه دائمی ندارد . من خودم بیمه هنرمندان نیستم . خب برنامه آقای مدیری را من میپسندم با اینکه انتقاداتی هم در جامعه وجود دارد . و بازیگران آن مجموعه در جای خود دارند خوب کار میکنند و برنامه خوب میچرخد. وقتی مطبوعات در باره کار ما مینویسند واقعیت این است که به کار ما زیاد وارد نیستند ، و یک برنامه به چه طریق ساخته میشود و بعد از دیدن یک برنامه نیم ساعته و یا یک ساعته بدون اطلاع از چگونگی کار ما انتقاد هم میکنند . ولی اگر یک روز بیایند سرصحنه و ببینند که ما با چه وضعیت و بدبختی داریم کار میکنیم من فکر میکنم که لااقل منصفانه تر با ما و کار ما برخورد میکنند و دست از انتقادهای بی مورد بکشند . فردا صبح من میروم در هفتاد سالگی  ...

-         تبریک میگویم استاد ای کاش ما خبرداشتیم حداقل ...

ملک مطیعی : ...خواهش میکنم ... و میخواهم این را بگویم که من الان با این سن از ساعت سه بعداز ظهر میآیم اینجا و تا ساعت چهار و نیم و گاه پنج صبح کار میکنیم . از اینجا نیز به منزل در کرج میروم و میخوابم تا باز ساعت دوازده ظهر ماشین می آید و دوباره این روند تکرار میشود.

-         واقعا انرژی زیادی میطلبد این کار ...

ملک مطیعی : و با این فضایی که اکثر بچه ها از سرما ، دچار سرماخوردگی شده اند و ملاحظه میکند که برای راضی کردن این ملت شریف ما اینگونه تلاش میکنیم و در ضمن راضی هم هستیم ولی تا جایی که دست و بالمان باز هست میتوانیم مسائل را مطرح کنیم . بنابراین نقد دلسوزانه را بر انتقاد بیخود ترجیح میدهیم .

-         آقای مطیعی میتوانید بگویید که این چندمین کاری است که در طول عمر هنریتان انجام داده اید ؟

ملک مطیعی : من بیش از  سیصد کار تئاتری انجام  داده ام و از سال 1331 وارد این کار شده ام یعنی پنجاه و سه سال و بیش از نیم قرن . و این را عرض بکنم که چگونه سیصد کار تئاتری انجام داده ام ، شاید برای جوانهای امروز که شاید بتوانند حداکثر دو کار در طول سال انجام بدهند جالب باشد . در رشت آن زمان هفته ای یک نمایش به روی صحنه میرفت . و در طول سال ما مجبور بودیم که پنجاه و دو کار انجام بدهیم و وقتی سال 1338 به تهران آمدم و به لاله زار رفتم اینجا رسم بر این بود که ماهی یک نمایش اجرا بشود که در سال میشد 12 نمایش . حال خودتان حساب بکنید که چند کار میشود . نمایشنامه های بسیاری وجود دارد . مثلا من خودم بیش از هزار نمایشنامه را دارم که در طول یک قرن نوشته شده است و حتی ممهور به مهر نویسندگان آنهاست . وقتی که مدیر تئاتر رشت محمد حسن خان میلانی ، که خدا رحمتش کند ، استاد بنده فوت کردند . روز چهلم ایشان وقتی وصیت نامه اشان را باز کردند ، وصیت کرده بود که هر چه نمایشنامه است به کیومرث ملک مطعیی بگویید که آنها را نگه دارد . این است که به یادگاری آن مرحوم من همه اینها را دارم و آنها را نگه داری می کنم .

-    عجب گنجینه با ارزشی است خصوصا برای بررسی تاریخ تئاتر ایران . شاید افراد کمی از این گنجینه با ارزش خبر داشته باشند .

ملک مطیعی : بله . از سال 38 که به تهران آمدم ، شب های جمعه تلویزیون ثابت پاسال برنامه مستقیم نمایشی با حضور تماشاگران داشتیم. سال 42 شبکه ای آموزشی بود در بهارستان تهران ، آنجا درس تاریخی که به بچه های تهران میدادند مثلا دوران افشاریه ، زندیه و ... نیم ساعت را معلم شرح میداد و از همان کتاب بچه ها،نمایشی به صورت زنده اقتباس و اجرا میشد که من در آن کارها فعال بودم . از سال 49 هم من در سریال تلخ و شیرین کار کردم و از سال 50 هم در اداره تئاتر بودم . و حدود 60 تا 70 فیلم و سریال تاکنون من کار کرده ام .

- در باره کارهای آینده اتان توضیح بفرمایید.

ملک مطیعی : بله بعد از این کار سر سریال دیگری خواهم بود که کار گروه کودک و نوجوان است و به شهر ماهشهر می روم که آقای شاهین باباپور هم کارگردان کار است .

- به عنوان کلام آخر برای کسانی که میخواهند در این راه قدم بردارند به عنوان بازیگر و جوانهای مشتاق این کار چه توصیه ای دارید ؟

ملک مطیعی : من یک وصیت و نصیحت به جوانها می خواهم بکنم . ما این کار را به این راحتی که برخی جوانها با آن برخورد میکنند به دست نیاوردیم . من خودم بعد از دو سال دوره دیدن و کلی زحمت در این راه ، کسی جرات نداشت که نقشی به ما محول کند و آن هنگام رسم بود که شخص بعد از گذشت سالها باید یک دلکمه  جلوی تماشاچی اجرا میکرد و به نظرم بهترین شب نمایشی من شبی بود که من دلکمه ای از کارو به نام هذیان یک مسلول را در صحنه اجرا کردم که بعد از آن اجرای موفق مدیر تئاتر به من گفت که شما از فردا رسما بازیگر هستید . باید با دقت نظر و حوصله به کار میپرداختیم . من به این عزیزان میخواهم این را بگویم که فقط به عشق تلویزیون تو این کار نیایند  ، مادر اصلی هنر تئاتر است .

باید در تئاتر پخته بشوند. و به قول خودم این ها یکبار مصرفند در کاری میآیند و بعد فراموش میشوند . ولی اساتیدی مثل آقای انتظامی ، مشایخی ، نصریان ، اینها کارکشته تئاترند و خاک صحنه را خورده اند.و رمز ماندگاری آنها نیز چنین است . و از ذهن این مردم هیچگاه فید نمیشوند.

- و شما هم به همچنین .

ملک مطیعی : خواهش میکنم ... این است که  یک بازیگر باید مطالعه داشته باشد و سوادش بالا باشد. من خیلی جاها که با جوانها کار میکنم ، میبینم که اینها با حداقل چیزی که دستور زبان فارسی هست مشکل دارند و حتی کلمات مترداف را نیز خوب یاد نگرفته اند که اگر مثلا در سرصحنه حین بازی کلمه ای را از خاطر بردند چگونه کلمه مترادف نه متضاد آن معنی را جایگزینش کنند . من میدانم که یک نویسنده حتی در جای گذاری علامات تعجب و سئوال پس و پیش را رعایت میکنند و گویش این کار در هر دو حالت فرق میکند ولی اگر سواد این کار را نداشته باشند نمیتوانند آن را به درستی دربیاورند. مطالعه داشته باشند و با دست پر به این کار وارد بشوند و هدفشان را هم مشخص بکنند . وقتی که من خودم از رشت به تهران آمدم به برادرم که مشوق من بود و گفت برو تهران و کارت را آنجا در  تهران ادامه بده و چون از کار هنری نمیشد نان زندگی به دست آورد ، کارمند شرکت برق شدم و در بعد از ظهرها به کار هنری خودم پرداختم . به بردارم آن زمان گفتم که من میروم تهران و زمانی برمیگردم که وقتی در رشت راه میروم من را بشناسند به عنوان یک بازیگر خوب . یعنی هدفم آن زمان مشخص شده بود. و از جوانها هم خواهش میکنم که با هدف درست به این کار وارد بشوند و مطمئنا درست هم خواهد شد . در ضمن من از شما عزیزان تشکر میکنم و از اینکه به من فرصت دادید تا با خوانندگان خوب نشریه ی شما صحبتی داشته باشم ، متشکرم.

-         ما هم از اینکه با شما گفتگو داشتیم متشکریم .