سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

ما کجا آفساید شدیم؟
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٥
 

 

خبر روز شنبه نوزدهم فروردین 1385 روزنامه شرق اینچنین بود:          «از پروانه نمایش آفساید خبرى نیست»

با وجود گذشت چهل روز پس از درخواست پروانه نمایش آفساید، هنوز این فیلم اجازه اکران ندارد و این در حالى است که هجده کشور جهان امتیاز پخش جهانى فیلم آفساید را خریده اند ...در باره کارگردانی که سالهاست در سینمای ایران تولیداتش در محاق توقیف قرار میگیرد و فیلمی که از او بالاخره روی پرده ی سینما مشاهده کردم میتوان سطرهای زیادی نوشت . آفساید به طور معمول هنگامی اتفاق می افتد که نوک حمله تیم حریف از خط دفاعی تیم مقابل جلوتر برود و به شکلی توپ به او برسد . در این فیلم دفاع حریف چنان هوشیارانه و زیرکانه در حال آفسایدگیری است که تیم مقابل نمی تواند با همه به خیال خود زرنگیش به آنها گل بزند . محبوس کردن دخترانی که در این فیلم از هر قشر می خواهند تا مانند هر ایرانی دیگری در استادیوم آزدای دوشادوش آنها در شادی پیروزی تیم کشورشان شرکت کنند ، از تفکری جز قشری نگری برنمی آید. همه مبانی فکری این ممنوعیت را در دیالوگ یا به قول دختراختلاط بین او و سربازی آذری متوجه میشویم که هیچ بنیادی حتی مذهبی هم ندارد. دختران و جوانان این دیار دیگر خط حمله ای هستند که هیچ حاجی بی سیم به دستی نمی تواند در هیچ کجا حریفشان بشود . سربازان هم با همه نگرانیهایشان برای آینده ای نامعلوم در همین بهمن ماه بود که با گلی در لوله های تفنگشان در برابر این ملت به زانو درآمدند. سربازان فیلم هم از مشهدی و آذری و تهرانی همه دلشان غنج میرفت تا در شادی این ملت شریک باشند. باعث آزادی دختران عشق فوتبال هم همه شادی این مردم بود.

آفساید که به نوعی در قالبی طنز و جد به مظلومیت زن در این دیار اشاره مستقیم دارد و محدودیت او را در همه عرصه ها منجمله ورزش طبق قوانین جامعه کنونی ایران به نمایش درمی آورد،یکی از معدود فیلمهای خوب جشنواره بیست و چهارم فجر بود که در بخش مهمان اکران شد.

شبکه الحره ( آزادی ) در عراق هجدهم فروردین ماه مصاحبه اختصاصی با جعفر جعفرپناهیپناهی همراه با قسمتهایی از فیلم او را پخش  کرد؛ درمتن زیر که سئوالها حذف شده است حرفهای دل کارگردان خوش ذوق ایرانی را میشنویم که از پنج فیلم بلند او فقط یک فیلمش در ایران اکران شده است:

جعفر پناهی : فیلم در باره کسانی است – دخترانی - که میخواهند بروند به تماشای فوتبال منتهی آنها را محدود کرده اند و نمیتوانند.در واقع اگر بخواهیم خلاصه بکنیم در مورد محدودیتهایی است که در باره انسانها در یک شرایط خاصی وجود دارد. در واقع تمام فیلمهای من در مورد انسانهایی است که محدود شده اند. محدود شده اند از نظر قوانینی که چه به صورت رسمی اعلام شده و چه به صورت این هایی که در جامعه وجود دارد.

ببینید من یک فیلمسازم و فیلم را به نیت یک کمدی نساخته ام و نیتم و علایقم همان بود که توضیح دادم،ولی شرایط شرایط عجیبی است و پرسوناژهای فیلم من چنان در این شرایط گرفتار شده اند که چون انسانهای دیگر نمیتوانند این شرایط غیر قابل باور را بپذیرند و باور کنند، فیلم به یک کمدی تلخ اجتماعی تبدیل میشود.

بازیگران من بازیگران غیر حرفه ای هستند به این معنی که در هیچ فیلمی قبلا بازی نکرده اند . من معمولا به اینها فیلمنامه نمیدهم و این به خاطراین است که وقتی که هر روز که سر صحنه می آیند و قصه فیلم آن روز را میفهمند مثل تماشاگری هستد که تازه دارند تکه های یک فیلم را میبینند و دنبال بقیه اش هستند و حسن آنها به صورتی میشود که مثل آدمی میمانند که تازه درگیر ماجرا شده اند و عکس العمل آنها نیز تازه است . ولی وقتی فیلمنامه کامل را به اینگونه بازیگر بدهی ، خب شب قبلش در ذهن خود نقش را به صورتی در ذهنش بازسازی میکند و دیالوگها را مثلا تمرین میکند ووقتی که جلو دوربین قرار میگیرد،دیگر بکر بودن از بین رفته است و آن تجربه شب قبل بازیگر، دیگر آن بکریتی که من میخواهم از بازی بازیگر بیرون بکشم را از بین برده است.

من همه اش قبل از این فیلم چهار فیلم ساخته ام که با همین چهار فیلم حدود سی و شش جایزه بین المللی برده ام . واقعیت این است که نمیدانم که چه اتفاقی خواهد افتاد؛ اما واقعا بزرگترین جایزه برای من این است که همه مردم کشور خودم در یک نمایش بزرگ عمومی و گسترده فیلم را ببیند و این را با تمام پشتوانه فیلمهای قبلی ام میگویم و این به صورت یک آرزو درآمده ،چون که تقریبا تمامی فیلمهای قبلی من به اکران عمومی درنیامده است . و خیلی دلم میخواهد که مردم فیلم را ببیند و روزی که مردم این فیلم را ببینند مطمئنم تلنگر خوبی زده خواهد شد که فکر کنند که چه میشود کرد؟