سرو

وبلاگ شخصی وحید فرازان در باره: سینما و ...

آیین هم‌آوایی
نویسنده : وحید فرازان - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩۳
 

چند روز گذشته فرصتی دست داد تا مجموعه تصویری مستندی به نام «آیین هم‌آوایی» را ببینم. مجموعه‌ای که بر اساس مراسم ماه محرم و به خصوص دههٔ اول آن است. هر دی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ٔوی‌دی مختص یک شهر یا استان است مثل: تهران، گیلان، خطهٔ جنوب و... و مرور مراسم‌های عاشورا و سینه‌زنی و زنجیرزنی و...هر شهر. چیزی که در بین این فیلم‌های مستند مشترک است همانا نمایش سوگواری‌ها و مراسم مختلف و مصاحبه با مداحان و مرثیه‌خوان‌ها و شاعران هر خطه است. بدیهی است سوگواری هر کس به زبان خودش – بیان و بدن - راحت‌تر است. گروهی در لرستان خودشان را در گل می‌غلتانند و در کنار هیمه‌ای از آتش می‌ایستند تا خشک شوند و بدین وسیله ارادتشان را به امام حسین ابراز می‌کنند، ضمن این که بیننده با دیدن مستند «لحظه‌های دلتنگی»(لرستان): مونا زندی حقیقی، متوجه می‌شود که بین دو هیئت «درب دلاکان» و «پشت ‌بازاری‌ها»ی خرم‌آباد، اختلافی عمیق هر سال در ماه محرم بروز می‌کند، طوری که زنان مردانی که به هر کدام از این هیئت‌ها وابسته‌اند اگر در گروه مخالف باشند باید چند روزی دست از خانه و زندگی بکشند و به گروه مخالف بپیوندند! گروهی دیگر در شهرهای مختلف – به خصوص زنان و دختران – در شب تاسوعا به چهل جای مختلف – مثل حسینیه و مسجد و... - می‌روند و شمع روشن می‌کنند و از خدا حاجت می‌طلبند. گروهی از مداحان قدیمی مثلا در تهران و تبریز و ...مدعی هستند که دستگاه‌های آوازی ایران را با مداحی و روضه‌خوانی‌اشان حفظ کرده‌اند و در اصفهان بیننده می‌فهمد که پیرغلامان، مداحی یا روضه‌خوانی جوان‌ها را قبول ندارند و به تبع جوان‌ها هم مداحی و روضه‌خوانی آن‌ها را دمده می‌دانند. در جایی از مستند مربوط به اصفهان آهنگساز و موسیقی‌شناس جوانی ادعای جالبی دارد: این که موسیقی‌دان یا آهنگساز سنتی در قدیم برای حفظ نغمه‌های خودش متوسل به ساخت آهنگی بر اساس مداحی یا روضه‌ای می‌شد تا بتواند آن را از دست اغیار محفوظ بدارد و بدین‌وسیله بتواند به حیات هنری‌اش ادامه دهد. با دیدن این مجموعه متوجه می‌شویم در سال‌های اخیر حاکمیت پول و قدرت و شهرت بر هیات مذهبی جدید، چه بر سر خلوص و پاکی و بی‌تکلفی گذشتگان آورده است. گذشتگانی که در این مجموعه به «پیرغلامان» معروفند. آنانی که نه تنها پاکت پر از پول را قبل از مرثیه‌خوانی‌اشان مثل امروزی‌ها مدنظر نداشتند، بلکه خودشان هم به هیئتی که حضور داشتند کمک می‌کردند تا هیئت سرپا بماند.

 اما در میان این ده مستند یک مستند عالی هم وجود دارد و در واقع با زمان اندکی که فیلمساز داشته – همهٔ فیلم‌ها در حوالی دههٔ محرم سال ۱۳۹۲ ساخته شده است – توانسته کاری در خور نامش در این مجموعه قرار دهد: «سوگ‌خوانی در یزد» حسن نقاشی. مداحان و مرثیه‌خوان‌های جوان یزد نه مثل خیلی از شهرهای دیگر – به خصوص شهرهایی که به خیال خودشان به مدرنیتهٔ غربی نزدیک شده‌اند -  راه موسیقی پاپ و راک و رپ را در مرثیه‌خوانی پیش گرفته‌اند و نه به پیروی از قدیمی‌ها یک دستگاه و نغمهٔ موسیقی سنتی ایران را چراغ راهشان قرار داده‌اند ولاغیر. چهار پنج جوانی که در هیئت امامزاده جعفر یزد به مرثیه‌خوانی می‌پردازند، واقعا به موسیقی و نغمات سنتی ایران مسلط و وفادار هستند و این را می‌شود از مصاحبه‌ها و اجراهایی که می‌بینیم متوجه بشویم. این که جمعیت عزادار این امامزاده در یزد، دقیقا مثل گروهی کرال در موسیقی سمفونیک، همراه با مرثیه‌خوان می‌شوند را قبلا در چند جایی شنیده بودم و فکر می‌کردم استثنایی است عجیب؛ ولی با دیدن این مستند درمی‌یابم که این اتفاق در یزد استثناء نیست بلکه جریانی است که چند جوان با تمرین و تلاش بسیار آن را راه انداخته‌اند و موفق هم هستند. یکی از آنان «مصطفی راغب» می‌گوید که قبل از محرم شب‌های بسیاری – شبی سه ساعت – با این گروه جوانان تمرین می‌کنند تا بتوانند مرثیه‌خوانی شسته رفته‌ای و در خور مصیبت امام حسین (ع) ارائه دهند. نکته اینجاست که این گروه مداحان یزدی به «ماندگاری» هنرشان توجه فراوان دارند. در عزاداری و مرثیه‌خوانی شهرهای دیگری که در همین مجموعه می‌بینیم این «ماندگاری» بیشتر به یک شوخی می‌ماند و اغلب مرثیه‌خوان‌های جوان فقط  فکر رفع و رجوع هر چه سریع‌تر روزهای عزا هستند حال به هر نحوی. بی‌تردید هنری ماندگار می‌ماند که با ریشه‌ها و فرهنگ‌های اصیل پیوند بخورد و این را می‌توان در نحوهٔ عزاداری و برنامه‌ریزی دقیقی که این گروه از جوانان یزدی انجام می‌دهند یافت. همه کسانی که در این مجموعه شریک بوده‌اند و فیلم ساخته‌اند، مجبور بوده‌اند تا مصاحبه‌های مختلف از افراد گوناگون در فیلم‌شان جای بدهند، اما در این میان «حسن نقاشی» توانسته با ظرافت این مصاحبه‌ها را با اجرای همان مصیبت‌نامه‌ها تلفیق کند؛ ضمن این که از مراحل ساخت نخل‌های معروف استان یزد – به خصوص مهریز – تصویربرداری کرده و در لابلای این مصاحبه‌ها جای داده است. فیلمساز با استفادهٔ به جا از معماری شگفت یزد و شهرهای اطراف آن، نشان دادن کوچه‌هایی با خشت‌های قدیمی و کاشیکاری‌های زیبای یزد و ...توانسته فیلمش را رنگی متفاوت از فیلم‌های دیگر این مجموعه بزند. سرآخر هم حرکت نخل مهریز را به دوش مردان عزادار به کوتاهی و زیبایی بر روی اشعاری از شاعری مرثیه‌سرا می‌بینیم و تمام. به هر حال در میان ده فیلم این مجموعه که اغلب فیلسمازانشان به دام نشان دادن مکرر عزاداری‌ها و مصاحبه‌ها بدون هیچ ابتکاری افتاده‌اند – و کارشان را سفارشی از یک مرکز فیلمسازی تلقی کرده‌اند و به تبع از ابتکار و زحمت چندانی در فیلم مستندشان خبری نیست - کار «حسن نقاشی» قابل دیدن و تقدیر است.