دو ساعتی که در اکسپوی بزرگ عکاسی همراه دخترم گشت و گذاری داشتم، به غیر از پا درد و کمردردی که سرآخر نصیبم شد! عکسهای زیبایی را هم مشاهده کردم. به جز عکسهای استادانی مثل قلمسیاه و نصرالله کسرائیان و ... که از طبیعت و زندگی ایرانیها آثاری ماندگار خلق کردهاند و همچنین آثار عجیب و غریب – احتمالا مدرن! – عباس کیارستمی و رضا کیانیان (اکالیپتوس) و نیکی کریمی (آب سوئد) که بیشتر نان نام و شهرتشان را در بهترین مکان نمایشگاه خوردهاند تا خلق اثری درخور این اکسپو، عکسهای دیگری از عکاسانی دیگر نیز نظرم را جلب کرد. گرچه شاید نام بعضی از اسامی آشنا باشد، ولی آثاری که در ادامه نام میبرم بیشترین تاثیر را در من داشت. بیشترین تاثیر عاطفی و آنی را آثار رئالیسم و واقعی بر من میگذارد، از جمله عکس زیبای شهید از محمد فرنود، که نگاه معصومانهی کودک پدر از دست داده به بالای سرش، تاثیری عمیق بر هر بینندهی آشنا با جنگ میگذارد. بعضی از عکسهای جنگ برایم بسیار آشنا بودند، به خصوص آن که در دورهای برای نوشتن متون کوتاهی در سریال «عکس و مکث» محمدمهدی رسولی که بعدها در برنامه نوجوانان شبکهی یک پخش شد، با بعضی از این عکسها کلنجار میرفتم تا داستانکی از آنها بیرون بکشم. عکسهایی که در طبقهی سوم از عظمت کوهستانهای ایران و به خصوص از دماوند زیبا که نمادی بالاتر از همهی نمادها برای پایداری این مرز و بوم است را اگر میتوانستم – یعنی پولی هنگفتی داشتم – میخریدم. حال اسامی عکسها با کمی دلیل:
- شهید: محمد فرنود ؛ نگاه یکهی عکاس به بازماندگان از جنگ.
- سروهای یخی (مجموعه): جعفر نجیبی؛ دیدی دوباره به قندیلکهای زیبا.
- عکس چکو: نامدار عباسیان؛ زحمت عکاس در ثبت عکسی از جانوری شگفت.
- سه تابلو از ناصر میزبانی: رقص رنگها، خزان، حافظیه؛ به خاطر رفاقت و نستالوژی.
- پاییز: جلال سپهر؛ به خاطر پاییزی بودن عکس در این پاییز.
- چشمانداز خطالراسها: امیرمحمد جوادی؛ زحمت عکاس در ثبت زیبایی شگرف از ایران.
- نیلگون، دماوند دیوسپید: سیدرضا رجبی نبی؛ من عاشق هر چی عکس با سوژهی دماوندم.
- غروب کوهستان، برف وباد : سامان باقری؛ ایران زیبای من.
- اسطوره: سیدرضا رضوی نبوی؛ دماوند، دماوند، دماوند.
- کمان: فرید ثانی؛ نگاه خاص عکاس.
- اثر ابتکاری کدو. فریدون حیدرپور: ایجاد حجم در عکسی واحد.
- پرتره معروف شهریار ، فخرالدینی.
- دخترک تالشی ، کپورچالی. عاشق نگاه و زیبایی دخترکم.
و ...