روز دوم:همه مشکلات ستارگان

فیلم اول: "وقتی همه خوابیم" ، بهرام بیضایی ، سینما فلسطین ، سانس اول : ۱۰ صبح.

 

"وقتی همه خوابیم" عنوان زیرکانه‌ایست که استاد بهرام بیضایی بعد از ساخته نشدن "لبه پرتگاه" انتخاب کرد، که با یک تیر دو نشان بزند: هم فیلمی ساخته باشد در بارهٔ شیوهٔ دشوار فیلم‌‌سازی در این روزگار و هم فیلمی ساخته باشد از فیلمنمامه‌ای شسته رفته که خود قصد داشته تا بسازد. فیلم تا سی دقیقهٔ ابتدایی فیلمی است بیضایی‌وار مثل سگ‌کشی با داستانی گیج‌کننده که سر در آوردن از آن کمی دشوار بود؛ ولی ناگهان با پشت صحنهٔ فیلم روبرو می‌شویم، پشت صحنه‌ای که جنگی نابرابر بین کارگردانی صاحب سبک و هنری با تهیه‌کنندگان و سرمایه‌گذارانی که جهت هر چه پرشدن بیشتر جیب‌شان به سینما روی کرده‌اند. از همین‌جا فیلم در فیلمی اتفاق می‌افتد بامزه، حضور سرمایه‌گذارانی که می‌خواهند فیلم کارگردان را با بازیگران تحمیلی خود به روندی بیاندازند که روند کنونی فیلم‌های پرت روزگار ماست. دو سرمایه‌گذار عمده که تهیه‌کنندگان نیز سعی دارند تا کارگردان را مجاب به پذیرش آنان کنند، روند فیلم را تغییر داده و سرآخر کارگردان را با جوانی خام و نپخته تعویض می‌کنند و کارگردان سرگردان نیز به جمع بازیگران اخراجی‌اش می‌پیوندد. اما پایان داستان را بیضایی برایمان تعریف می‌کند، پایانی که در صورت کارگردانی کارگردان اصلی می‌توانستیم شاهدش باشیم. در کنار سینمای سوخته که شماره موبایل کاملی نیز روی آن نوشته شده است – و شاید شماره موبایل سرمایه‌گذاران فیلم یا کارگردان باشد – خودکشی خود خواسته‌ای اتفاق می‌افتد که گویی خودکشی سینمای هنری و حرفه‌ای چون سینمای بیضایی است. بازی‌های بازی‌گرانی چون حسام نواب صفوی، شقایق فرهانی، و به خصوص همسر بیضایی مژده شمسایی در نقش اصلی توانسته بود، بهترین جلوه را به کار بدهد. با دیدن این فیلم یاد یکی از فیلم‌های دیگری افتادم که سه سال پیش توسط فریدون جیرانی ساخته شد و در آنجا نیز تهیه‌کنندگان به نوعی دیگر مورد حمله فیلمساز قرار گرفته بودند:ستاره جلد یک:‌ ستاره می‌شود. در همان زمان نیز نوشتم که جرات ساخت چنین فیلمی در همان برهه نیز هم قابل تقدیر و هم غیرقابل پخش بود. اتفاقی که افتاد هیچ‌گاه آن فیلم اکران نشد. فیلم بیضایی علاوه بر حمله به تهیه‌کنندگان و سرمایه‌گذاران، مطبوعات و اصناف سینمایی را نیز در فیلم مورد نوازش قرار داده است. مطبوعات سینمایی که بیشتر منتظر خبرهایی زرد هستند و به جای حل معضل و دفاع از یک بازیگر و یا کارگردان به پیچیده‌تر کردن موضوع می‌پردازند و اصنافی که به ندرت  توانسته‌اند مثلا از حقوق پایمال شدهٔ یک بازیگر یا کارگردان دفاع کنند. گله‌ای که بیضایی در ابتدای جلسه مطبوعاتی کوتاهی که در سینما فلسطین برگزار شد نیز از مطبوعات و رسانه‌ها کرد، که چرا وقتی که فیلمی مثل "لبه پرتگاه" ساخته نشد، به این موضوع پرداختند که بیضایی توقعش بالاست و نمی‌تواند فیلم بسازد. همان‌گونه که در آستانه جشنواره نگاشتم حضور بهرام بیضایی با فیلم "وقتی همه خوابیم" غنیتمتی است که در این دوره نصیبمان‌ شده و امیدوارم این حضور در سال‌ها بعد ادامه داشته باشد و کار به هفت سال و هشت سال بعد نکشد.

 

فیلم دوم: سوپر استار. تهمینه میلانی ، سانس چهارم. ساعت : ۱۹.

 

می‌توان "سوپراستار" را به نوعی مرتبط با فیلم "وقتی همه خوابیم" بیضایی دانست. در فیلم خانم میلانی بازیگر معروفی که به انواع خلافکاری به خاطر موقعیتش دست می‌زند و بیشترین ارتباط را با خانم‌های ثروتمند و غیره دارد، مشروبات الکلی مصرف می‌کند ، سیگار می‌کشد، ناگهان با دختری به نام "رها" آشنا می‌شود که خود را دختر بازیگر معرفی می‌کند. دختری نامشروع که از روابط پنهانش با زنی در شانزده سالگی شکل گرفته است. این دختر مانند مرشدی آستین بالا زده و دست به هدایت! بازیگر خلافکار قصهٔ فیلم می‌زند. بازیگر هم اندک اندک به راه راست هدایت می‌شود و سرآخر با برخورد بدی که با مرشدش می‌کند،  او را از خودش می‌راند، ولی سوپراستار به خطای خودش پی‌ برده به دنبال "رها" می‌رود. ولی افراد کمی سراغی از او دارند و در جاده‌ای سوپراستار فیلم به دنبال رهاست که فیلم پایان می‌گیرد. اول ارتباط فیلم خانم میلانی با "وقتی همه خوابیم" بیضایی : در فیلم بیضایی هم سیستم ستاره‌پروری مورد نقد فیلمساز به شکل و نگاه خاص خودش صورت  پذیرفته و در اینجا نیز شخصیت‌پردازی که از یک سوپراستار سینمایی شده به نوعی موید نگاه بیضایی به این معضل فعلی سینمای ایران است. دوم ارتباط فیلم خانم میلانی با جریانی به نام سینمای معناگرا و یا اسم جدیدش در جستجوی حقیقت که در جشنواره امسال باب شده است، ارتباطی تحمیلی است که این تحمیل در ساختار فیلمنامه و فیلم نیز به شکل منفی موثر بوده است. فیلم از جذابیت‌های خاص فیلم قبلی ایشان که اکران شد و فروش فوق‌العاده‌ای هم داشت یعنی "آتش بس" بسیار فاصله گرفته است و سرآخر نیز به ورطهٔ دیالوگ‌های شعاری می‌افتد که خنده و سوت‌کشی تماشاگران محترم سینما فلسطین را موجب می‌شود. ایشان در جلسه پرسش و پاسخ نیز اشاره‌ای تلویحی به این قضیه داشت که متوجه شدند در سیاست‌های کنونی سینما، صحبت در باره‌ٔ احقاق حقوق زنان و ... جایی ندارد، بنابراین بهترین راه را این دانسته‌اند که فیلمی هم‌گام با سیاست‌های فعلی سینما بسازند تا تجربه‌ای کسب کرده باشند. همین هم‌گامی نیز چون از دل برنیامده است لاجرم نیز بر دل نمی‌نشیند.سوم تصویر کردن بازیگر ستاره‌ای در سینمای ایران که به هر خلاف پیدا و پنهانی دست می‌زند، به نظرم نوعی خودزنی و بی‌احترامی به پیکره‌ٔ ضعیف آن است. گرچه نگارنده یا هر کسی که کمی با ساختار فعلی سینمای بدنهٔ ایران آشنا باشد، این اعمال را از یک سوپراستار بعید نداند، ولی نشان دادن آن به شکل آشکارا در داستانی این‌چنینی بهانه به دست اشخاص بسیاری می‌دهد که منتظرند تا به نوعی خوداعترافی از همین سینما کسب کنند، تا طومار این شکل نم‌بند سینما را نیز ببندند. ای کاش خانم میلانی وقتی نمی‌توانند حرف‌های دل‌شان را بزنند، چند سالی سکوت کنند تا سیاست‌ها تغییر کرده و دوباره به جنگ‌شان با مردها ادامه دهند! گرچه خودشان در جلسه پرسش و پاسخ معترف بودند بهترین دوستانشان از میان مردها هستند تا زن‌ها.

/ 0 نظر / 9 بازدید