سینما موسیقی

تا به حال برای کنسرتی پول نداده بودم!...البته بعد که به سالن ایوان شمس رسیدم دیدم که خیلی‌ها هم پول نداده‌اند و دعوت شده‌اند. چه کنم دیوانگی نسبت به بعضی فیلم‌ها و موسیقی‌اشان من را به ایوان شمس پنج‌شنبه شب کشاند. چندان لذتی از اجرای متوسطگروه ایستگاه و ارکستر کنسرتانت نبردم، ولی گفتم که موسیقی فیلم برایم چیز دیگری است. البته از گروهی که عمر هفت ماهه دارد و متوسط سنی رهبر و نوازنده و خواننده و تهیه‌کنندهٔ آن ۲۵ سال است؛ توقع بیش از این هم نمی‌توان داشت. از همهٔ این‌ها گذشته بی‌برو و برگرد شنیدن موسیقی-تم فیلم‌های «از کرخه تا راین»، «بوی پیراهن یوسف» و «رضا موتوری» ( که با تشویق تماشاگران دو بار اجرا شد و انصافا از بقیه اجراها بهتر بود) و مرسدس و والس شوستاکویچ استفاده شده در فیلم «چشم باز بسته» کوبریک و محمد رسول الله و فهرست شیندلر و سینما پارادیزو و به قول خودشان سورپرایز پدرخوانده و تایتانیک و پاپیون لذت بخش بود؛ چرا که صدای این تم‌ها با خاطرات شیرین دیدن این فیلم‌ها تلفیق می‌شد. البته نمایش قطعاتی از فیلم هم ضمن اجرا به این حس‌گیری کمک می‌کرد. طبق معمول همهٔ کارهای این مملکت اجرا با تاخیری چهل و پنج دقیقه‌ای شروع شد. برای همه چیز توضیح واضحات تهیه‌کننده و خواننده و رهبرارکستر حی و حاضر بود (فقط نوازندگان و آن آقایی که برای قطعه از کرخه تا راین سوت می‌زد سخنرانی نکردند) و همه‌اش طلب تشویق و کف‌زدن می‌کردند برای از مسئول مجموعهٔ ایوان شمس گرفته تا انتظامات سالن و صدور بلیط! و ملت شریف مدعو هم با هیجان ضمن خوردن چیپس سر اجرای (مثلا موسیقی جدی) و باز کردن قوطی نوشابه‌های ایزی‌اوپن و صحبت با خاله‌خانباجی و تعویض پوشک بچه شش‌ماهه و فیلمبرداری با موبایل از همهٔ اجرا و صد البته «دست بلند و هورا» این گروه را همراهی و پشتیبانی می‌کردند. به هر حال شب‌خاطر انگیزی بود از این لحاظ که از تم‌های مورد علاقه‌ام در همان ماشین و خانه با اجرای عالی و اصلی لذت‌ببرم و از تلف کردن پول و رنج سفر در تهران و...بپرهیزم.


/ 0 نظر / 19 بازدید