وبلاگ دخترم

امروز قلمی‌هایش را خواند، برایم . دیدم انگار زندگی در خانه‌ی کوچک ما بر قلب کوچک او بی‌تاثیر نبوده است . خواندن کتاب و وبلاگ و روزنامه و داد و فریاد من . کانون پرورش و ندیدن زیاد تلویزیون و انجام هنرهای دستی که بابای بی‌نوایش با تنبلی ذاتی‌اش حتی به مخیله‌اش نرسیده که چنین کارهایی بکند. بله او داستان می‌نویسد . شبه داستان . داستانک . قصه ... و شروع کردن از کانکت شدن به اینترنت - عجب مصیبت شیرینی است این کانکت شدن - و بعد ایجاد ایمیل - که هنوز موفق نشدم و ایمیل خودم را در وبلاگش گذاشتم - و بعد هم در پرشین بلاگ ، بلاگ دیگری متولد می‌شود : کلاغ قصه‌ها  . ماندگار است این وبلاگ نمیدانم . هنوز هیچ ندارد جز اعلانی کوچک .

/ 2 نظر / 10 بازدید
شبح

محمد جان! مرسي از معرفي کلاغ سياه!

اسماعیل

سلام به وبلاگ دخمل گلمم سر بزن http://mahtaa89.blogfa.com/ مرسی بای