بیست و ششمین جشنواره فیلم کوتاه تهران – ۴

روز پنجم: ۲۴  آبان ۱۳۸۸.

امروز هم با دیدن سری دوم فیلم‌های انیمیشن آغاز شد. بهترین‌ها به نظرم: - پایان خوش من/ آلمان. - شکست خورده عشق/ اسلونی. - استخدام/ آرژانتین. - علامت دهنده/ سوئیس. – پست/ آلمان. -خواهران پی‌یرس/ انگلستان.

در بخش "مرور بر آثار یک فیلمبردار:مهدی جعفری" چند مستند و داستانی کوتاه دیدم از فیلمسازانی که از قبل می‌شناختم، ولی این کارهای کوتاه را از ایشان ندیده بودم، از جمله: - برکه/ مهدی جعفری.

یموت یک خانه یک ایل / فرشاد فداییان.

که مثل اغلب کارهای فداییان که تا به حال دیده‌ام، نوعی خودآگاهی و بینش خاص در آن جاری بود. فضاسازی فیلمساز و انتخاب قاب‌ها – که فکر کنم بیشتر کار فداییان بوده تا فیلمبردار- بیشترین سهم را در ارائه تصویری واقعی از خانه‌ و خانواده‌ای جدا افتاده در ترکمن صحرا دارد. تک سکانس، امامزاده و قبرستان با کادری ثابت، یکی از بهترین قاب‌های کارشده در این فیلم بود.

نامه نانوشته / بیژن میرباقری. پنجره / مهدی جعفری. که به نظرم از برکه او بهتربود.

از بخش "مسابقه سینمای ملی" چند فیلم دیدم که از آن میان مرغ سحر/ مهدی باقری، دیدنی‌تر و خاطره‌انگیزتر بود.

مرغ سحر/ مهدی باقری/ ۳۷ دقیقه.

"مرغ سحر" مستندی جستجوگرانه در باره این ترانه ماندگار از زمان پهلوی اول تاکنون است. این دومین فیلمی بود بعد از "یار دبستانی" که در باره ترانه‌های ماندگار در میان مردم تحقیق می‌کرد. "مرغ سحر" - که حکایت حال دل همهٔ ایرانیان دلسوز نسبت به وطن و خاک کشورشان است، و سعی دارند با ماندگار نگه داشتن آن، قفس استبدادی را در همه زمان‌ها برشکنند و زیر و زبر کنند- از سروده‌های ملک‌الشعرا بهار است. کارگردان در این مستند با مصاحبه و نظرخواهی از یک متخصص و منتقد و شاعر به نام "محمد علی سپانلو" سعی کرده است، تقریبا همهٔ مسائل پیرامونی این شعر و ترانه را بررسی کند. زمانی که این سرود خلق شده، چگونگی تکثیر آن در میان مردم، چرایی ماندگاری آن، جستجو در شهر برای یافتن آدم‌هایی که هر روز کارشان زمزمه این ترانه است، و بالاخره در سیری تاریخی رسیدن به زمان جنگ و همراه شدن با جانبازی که به کهف‌الشهدا می‌رود و بازهم زمزمه‌گر و یادآور مرغان سحری و بلبلان پربسته کنج قفس است، جستجوی فیلمساز را نشان می‌دهد برای کشف حقیقتی ماندگار. کلام آخر فیلمساز "حالا اگه تمام این شهر مرغ سحر بخوانند نمیپرسم چرا. چون این تو گذشتهٔ ماست و ناخودآگاه ما باعث میشه تا همه یه چیز بخوانند." به نظرم کامل کنندهٔ همه حرف‌هایی است که او در این فیلم مستند- تحقیقی سعی دارد بزند. جای خالی "مرغ سحر" به خوانندگی "بیژن مفید" در آخر فیلم "ستارخان" مرحوم "علی حاتمی" را دوست و منتقد گرامی "علی علایی" بعد از دیدن فیلم "مرغ سحر" به ما یادآور شد. ای کاش "مهدی باقری" با یافتن نسخه‌ای از آن فیلم – فیلمی که نگارنده هم نتوانسته تا به حال ببیند و آرزوی دیدنش را دارد – مستند خود را کامل‌تر کند.

روز ششم: ۲۵ آبان ۱۳۸۸.

 هنگامی که همه در حال جدایی و خداحافظی هستند از جشنواره‌ای پرشده از صفا و صمیمت فیلمسازان جوان، سعی می‌کنم با جبران فیلم‌های ندیده در بخش "درخواست پخش مجدد" کمتر از قافله این انرژی‌های مثبت عقب بیافتم. از میان فیلم‌های دیده شد در این روز، چند فیلمی را که توضیحات کوتاهی در باره‌اشان می‌نویسم را بیشتر از دیگر فیلم‌ها پسندیدم:

هشت دقیقه بیشتر/ زینب تدریس تبریزی/ تجربی/۱۰ دقیقه.

راستش با نمایش عکس‌هایی که به در و دیوار آویزان بود و فیلمساز آنها را به همه نشان می‌داد و صداهای پس‌ زمینه‌ای که می‌شنیدم، بدجور به دهان‌دره افتاده بودم. جوانان که بیشتر از من شتاب دارند و حوصلهٔ کمتری، در این هشت دقیقه چند بار دست زدند به هوای این که فیلم تمام شود و از این فضای خفه اتاقی پر از عکس و... خلاص شوند. اما وقتی فیلم با این جمله از جانبازی تمام بدن فلج که نگاهی خیره به همه ما غرزن‌ها و حوصله‌سر رفته‌ها داشت، تمام شد "شما نتوانستید هشت دقیقه از زندگی من را تحمل کنید...من سالیان سال است اینجا هستم و تحمل می‌کنم." انگار کسی سیلی محکمی تو صورت من و بعضی از تماشاگران فیلم کوبید. بدجوری چرتم پرید. دست فیلمساز درد نکند.

گربهٔ قجری / اشکان رهگذر/ پویانمایی/ ۶ دقیقه.

انقدر نقال ترک‌زبان- زن فیلم، حکایت ببری خان ، گربه دربار ناصری را شیرین تعریف می‌کرد که با موبایلم صدایش را ضبط کردم تا دوباره و چندباره صدا را بشنوم و به دیگران بشنوانم! انیمیشن بانمکی که با تکنیک سیاه – سفید ساخته شده بود و رنگ در آن دخیل نبود، ولی چنان به دقت کار شده بود، که شاید اگر نقال هم نقلی حکایت نمی‌کرد، به تنهایی هم دیدنی بود. استفاده از موسیقی سنتی، تعریف داستانی راحت و خوشمزه، استفاده از المان‌هایی مثل خط نستعلیق به روی نقاشی شخصیت‌ها و... خاطره‌ای ماندنی از این انیمیشن کوتاه در ذهنم باقی گذاشت. منتظر دیدن انیمیشن‌های دیگری از همین فلیمساز و گروه هستم.

بچهٔ مرز / رضا جمالی / داستانی / ۱۰ دقیقه.

چند باری که از گردنه حیران سرازیر شده‌ام به سمت اردبیل، دیدن پاسگاه‌های مرزی در میان بهشتی پر از سبزی و گل و درخت برایم زجرآور بوده است. مرزی که باعث و بانی آن سلسلهٔ بی‌لیاقت قاجار بوده  وگرنه الان نباید شاهد آن باشیم. فیلمساز اردبیلی برای نشان دادن این مرز زشت در میان بهشت، داستانی را با کشمکشی دیدنی برایمان تعریف می‌کند. سربازی سعی دارد تا حد امکان از عبور و مرور افراد بومی در خط مرزی که سیم‌خاردار دارد جلوگیری کند، آن هم در زمانی که زن رئیس پاسگاه آذربایجان بی‌کس و تنها در حال زایمان است و دکتر در استان اردبیل سعی دارد به او کمک کند. فیلمساز با استفاده از همین لحظهٔ بحرانی، فیلمبرداری خوب، تدوین به جا، و بازی‌گیری مطلوب از بازیگرانش، در زمانی محدود، توانسته به خوبی ناهمگون بودن مرزها را در میان این بهشت زمینی نشان دهد. طرفه این که این فیلم در بخش "چشم‌ انداز سرزمین زیبای ما" قرار گرفته بود. سرزمینی که کشیدن خط مرزی صورت او را زخمی ناسور انداخته است.

 

/ 14 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سرشار

باعرض سلام و آرزوی لحظات پربار کتاب عرفانی ازخاک تا خاکسار نوشته ت.ادهمی(محوعلیشاه) با موضوعات: 1) زندگی نامه مرشدان و بزرگان عرفان و اهل معرفت 2) تشخیص و تفکیک عارف،صوفی و درویش 3) آشنایی با سیروسلوک امروزی 4) علم در عرفان امروز 5) آشنایی با علم قلندری و تاثیر آن در علم طب و حاوی نکات بسیار ناب و قابل تامل برای اهل عرفان به چاپ رسید برای تهیه آن برای پست به شهرستان و یا آمدن کتاب به درب منزل می توانید با تلفن 09123889526 تماس حاصل فرمایید. و یا به کتابفروشی های مولا و طهوری و روزبهان در خیابان انقلاب و انتشارات هاشمی میدان ولیعصر و آشتیانی و صادقی واقع در شمیران و تجریش مراجعه فرمایید.

saloomeh golmakani

سلام دوست عزیز سپاس از حضور شما در وبلاگ ما سالومه گلمکانی

محمد خلیلی نژاد - هنر سینما

نقدی بر فیلم «کوتاه درباره کشتن » ساخته کریستوف کیشلوفسکی مرگ، يك از غامض‌ترين پديده‌هايي است كه در زندگي به عنوان يك پرسش مبهم مطرح مي‌گردد، اما سوال مهم‌تر اين است: زندگي چيست؟ اگر بتوان تعريف مدون و قابل قبول فلسفي براي اين پرسش يافت مرگ نيز خود به خود تعريف مي‌گردد. به هر جهت، براي آدمي راحت‌تر است كه براي سوال اوليه تلاشي نكند و همچنان نگران به پديده دوم نظاره كند و آن را تقبيح نمايد. اين چنين است كه مرگ وحشت انگيز و منفور نمود پيدا مي‌كند چرا كه انسان از هرآنچه برايش ناشناس است مي‌هراسد. /////---- ادامه مطلب در وبلاگ هنر سینما ---- \\\\

محمد خلیلی نژاد - هنر سینما

سلام . در مورد نکته ای که در مورد وبلاگ ذکر کردید . سایز فونت رو بزرگ تر کردم . امیدوارم مشکل حل شده باشد . البته به دنبال قالب جدید هستم . موفق باشید

الهام

سلام.. اول این که چه مطلب خوبی دربارة جشنواره فیلم کوتاه گذاشتین و دوم ایمیلم مشکل داره باز میشه ولی نمیشه جواب داد و منتظرم مشکلش درست شه

جشنوراه فیلم فجر شروع شد یک دستی به این وبلاگ بزنید. جشنواره فجر می خوام روزنوشت بذارم سر بزنید. عمدتا می خوام طنز بنویسم به قول خودم سینمای ایران چیز جدی نداره که درباره اش جدی بنویسم!

افشین امینی

سلام من از وبت خیلی خوشم اومد یه سری به ما بزن برای تبادل لینک اماده ام