لاله و لادن

رهاشدگی از زندگی چنین سخت ، اگر اعتقادی داشته باشیم به اینکه انسان‌ها صاحب روح هستند، خود نوید رهایی است . به قول شمس تبریزی آزادی از زندان تن و رها شدگی در عالم لایتناهی . خاطره‌ای دارم : وقتی با یکی از دوستان در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران پرسه می‌زدیم در انتهای راهروی ورودی ناگهان به انسانهایی برخوردم که با امید و آرزوهای طولانی در حال خواندن حقوق بودند ، لحظه اول یکه خوردم این دو گل به هم چسبیده را دیدم . امید از آنها می‌تراوید و پنهانی ما را وامی‌داشت شکرگزار باشیم . شکرگزاری که شاید نوعی گناه بود . همانند آنها نبودن . تحمل دیگری را نکردن در خصوصی‌ترین لحظات زندگی . شکری با شکایت . و مردن آنها که بازهم ، اگر زنده نیز می‌ماندند ، دستمایه‌ی تبلیغ برای موجوداتی بود که مثل پدر و مادر دهاتی‌اشان تحمل دیدنشان را نداشتند یا مثل پدرخوانده‌اشان حداقل سواستفاده‌اش از وجود این دو گل سفر به خارج از کشور و کیف و حال خودش بوده است . زنده ماندن این دو گل می‌توانست دکتر جراح را به اوج شهرت برساند . می‌توانست بیمارستان را - گرچه الان نیز چنین است - مرکز سرازیر شدن پول‌های زحمت کشیده ملت‌های محروم از هر امکانات بکند . می‌توانست و می‌توانست‌های دیگر . خب مجلس ختم گذاشتن و تیراژ روزنامه ایران را تکان دادن و خودی نشان دادن خاتمی و اینها نیز بالاخره جزو نمک کار است . نمکی که گندیده شده است به جای آنکه خود مانع از گندیده شدن شود ! روحشان شاد  و یادشان در خاطره تاریخی این ملت  فراموش نباد.

/ 8 نظر / 9 بازدید
نيكروز

سلام دوست عزيز وبلاگ خوب و جالب داري اگر موافق باشي با هم تبادل لين كنيم .تو به من لينك بده و من هم به تو..فعلا

شاهزاده كوچولو

خدا بيامرزه اونارو-----ولی خيليا اونا رو پله ترقيشون کردن----عکسهايی از مراسم تدفين لاله و لادن رو تو وبلاگم گذاشتم خوشحال ميشم ببينيشون و لينکشو تو وبلاگت بذاری که بقيه هم بيان ببينن

طاق بستان

آقا سلام ما بعد از مدت ها از شرمندگی تون در اومديم و لينک شما رو گذاشتيم . ببخشيد که دير شد ( راستش رو بخوای بلد نبودم لينک دوستان رو بگذارم!) بين خودمون باشه !!! قربان شما مهدی

طاق بستان

راستش آره ؛ به خصوص وقتی می بينم گلهايی گل تر از آنها و با استعداد تر از آنها پرپر می شود و کسی هم خبر دار نمی شود، بيشتر به سوء استفاده ی ديگران از اين دو خواهر و وضعيتشان مطمئن می شوم.

pedrum

درود به دوست عزيز قديمي ، ديروز پيش آق مهدي سيليكون گل بودم بلاگ شما رو از ايشون پرسيدم ، خيلي خوشحالم كه پيداتون كردم ، خيلي هم ناراحت كه ميدونم ديگه نمينويسيد از بيست تير ....... تا حالا نكنه ۱۸ تير گرفتنتون ؟ بهر حال خوشحال ميشم نوشته هاي قشنگتونو ادامه بدين.

سایه ی آبی تاک=عرفان

به مناسبت روز ملی شعر و آغاز خزان،این شعر رو تقدیم میکنم که در این سایت قرار داره: http://khazan.free-host.com/home.htm ممکنه سنگین باشه...اما صبر کنید و ... --------- سایه ی آبی تاک