نکوداشت خسرو سینایی

تماشای فیلم «رویایی که عتیقه شد» خانم روناک جعفری بهانه‌ای شد تا جمعه اول شهریور ۱۳۹۲ به مراسم بزرگداشت «خسرو سینایی» در خانهٔ هنرمندان بروم. مراسم ابتدایی بزرگداشت سینایی خود مثل دیدن نمایشنامه‌ای از پیش ننوشته بود که «اکبر عالمی» یکی از بهترین اجراهای خود را بعضا با بغض در گلو و اشک در چشم (همان‌طور که معمولا سرکلاس‌های درس ایشان گاهی که در اوج احساس هستند قابل مشاهده است) در این مراسم رونمایی کرد. آن‌چنان ایشان از خود بی‌خود شده بود که در همان حال شور و شیدایی اعلام کرد اهوازی هستند در حالی که دامغانی بودن ایشان مشهور است! بگذریم. و بعد البته صحبت‌های کوتاه «عزت‌الله انتظامی» در بارهٔ فیلمی که قرار است با سینایی کار کند و ایشان تقریبا داستان فیلم را تمام و کمال با شیوه شیرین خودش لو داد و تعریف کرد. و بعد اجرای «جعفری» نقاش که البته نمره کمتری در بازیگری از آن دو به ایشان تعلق می‌گیرد. دوست قدیمی و یارغار سینایی هم «منوچهر طیاب» خطابه رسمی را خواند که چندان با حال و هوای اصلی مراسم همخوانی نداشت. من هم که  به واسطه یکی از دوستان خوب منتقد توانسته بودم بعد از هجوم جمعیت جاگیر، جای خوبی برای نشستن بیابم، با لذت به این مراسم پرشور چشم دوخته بودم. هر چقدر «مهرداد اسکویی» مستندساز سعی می‌کرد اجرای مراسم را به سمت عصاقورت دادگی و رسمیت بکشاند، در این میان خود سینایی با عصای قشنگش بعد از هر صحبت و حتی میان صحبت‌ّها می‌ایستاد و تکمله‌ یا نکته‌ای را به ما تماشاگران سراپا مشتاق ارائه می‌داد. خود ایشان سه صفحه متن نوشتاری را به ما نشان دادند که تهیه‌ کرده بودند برای صحبت ولی لطف کردند به علت طولانی شدن صحبت‌ها و...از خیر آن گذشتند. در کل مراسمی بود که چندان گذشت زمان را احساس نکردم و این کار معمولا در مراسم‌های اینچنینی خیلی کم پیش می‌آید. و البته کتاب «ترانهٔ‌ٔ شاپرک‌های سفید» که مجموعه شعرهای «خسرو سینایی» است رونمایی شد و یک جلد از آن خریدم. در صحبت پایانی و کوتاهی که سینایی داشت و از فیلمساز جوانی (روناک جعفری) تعریف کرد که یک سال پیش به سراغش می‌آید تا فیلمی از زندگی او بسازد و او موافقت می‌کند و...شعر کوتاهی هم خواند که گویی خلاصهٔ همهٔ مرام این مرد بزرگ در زندگی‌ هنری‌اش بوده است:« تو پای به راه در نه و هیچ مپرس /خود راه به تو گوید چون باید رفت


اما در ابتدا و انتهای این مراسم دو فیلم هم به نمایش گذاشته شد. فیلم اول و کوتاه «حمید فرخ‌نژاد» که ترکیبی از نوازندگی سینایی با آکاردئون و عکس‌های کودکی و بزرگسالی و فیلم‌های او بود، مختصر و مفید با کسی آشنا می‌شدیم که همه عمر در فعالیت هنری و اثرگذاری بوده است. فیلم با این شعر سینایی که در پشت جلد کتابش هم چاپ شده، پایان یافت: «لحظه همیشه گذراست / و خاطره همیشه ماندنی / و من / بود و نبود و عشق و ابدیت را / به نگاهی می‌فروختم / اگر، خاطره گذرا می‌شد / و لحظه همیشه ماندنی» اما بعد از مراسم تقدیر، فیلم خانم روناک جعفری به نام «رویایی که عتیقه شد» به نمایش درآمد. اسم فیلم برگرفته از اسم یکی از فیلم‌ّهای سینایی است: «آوایی که عتیقه شد.» فیلم خانم جعفری در چند بیس-لوکیشن و چند ساب-لوکیشن طوری اجرا شده که با داشتن زمان طولانی (۷۵ دقیقه) خسته‌کننده نبود. خب کراکتر جذاب خسرو سینایی با کلام نافذی که دارد، توانسته بود به عنوان شخصیت اصلی فیلم، موجب جذب و تحمل تماشاگران این فیلم مستند-پرتره بشود. سینایی ـ طیاب در موزه سینما به مرور خاطرات گذشته‌اشان می‌پردازند؛ سینایی – فرخ‌نژاد در شهرک سینمایی بیشتر به مرور فیلم‌ها و بعضا خاطرات امروزی‌تر و مباحث تئوریک سینما مشغولند و بالاخره سینایی – احمدی و گیزیلا (همسر) و یاسمن (دختر) و فیلمبردار اغلب فیلم‌های ایشان – علی لقمانی - هم در آتلیه‌ای میان مجسمه‌هایی که به نظر آثار «ژازه طباطبایی» است، باز به مباحث تئوریک سینما و چگونگی ساخت بعضی از فیلم‌های ایشان می‌پردازند. بحث بر سر اینکه چرا سینایی به موفقیتی که همیشه آرزویش را داشته که به عنوان یک فیلمساز مولف شناخته شود تا یک مستندساز موفق همین‌جا شکل می‌‌گیرد و حتی کار به مشاجره ملایمی بین او و همسر مجارستانی‌‌اش می‌کشد. همین گفتگو‌ها که مواد اصلی فیلم هستند، توانسته علاوه بر کارکرد فیلم‌شناختی سینایی، صورتی ژرف از شخصیت یک هنرمند واله و شیدا را هم به نمایش بگذارد و صد البته این شناخت در لحظات تنهایی سینایی، لم‌داده بر صندلی راحتی‌اش در منزل، که به زمزمهٔ شعرهایش می‌پردازد، دو چندان است. ضرباهنگ مناسب این کار که با مشارکت پدر فیلمساز: «محمد جعفری» از مستندسازان خوب، در تدوین نمود پیدا کرده، هماهنگ با صداهایی است که وظیفهٔ فاصله‌گذاری و گاهی پاساژ بین دو بخش را برعهده دارد؛ و البته بهره‌گیری از میان‌نویس‌ هم شاید به همین منظور بوده است.  تامل در شعرهایی که از زبان سینایی می‌شنویم این اصل را بر تماشاگر- شنونده آشکار می‌کند که سینایی عاشق زندگی است. فیلم به ما می‌گوید او سالیان سال تلاشی خستگی‌ناپذیری داشته تا بتواند هر کاری را به سویهٔ هنریش جذب و هضم کند. او در توضیح این که چرا سینما را به عنوان هنر مورد علاقه‌اش برگزیده و عمری را پای آن صرف کرده می‌گوید:«جایی بعد از آنکه با اغلب هنرها مثل نوشتن و موسیقی و نقاشی و معماری آشنا شدم، فهمیدم که سینما مجموع همهٔ این‌هاست و می‌توان همهٔ آن تجارب را در این هنر بیابم و به کار بگیرم.» به هر حال فیلم خانم جعفری را می‌توان به عنوان فیلمی موفق در زمینه مستند-پرتره‌ ارزیابی کرد و به عنوان یادگاری ماندگار از استاد خسرو سینایی و لحظات زندگی پرشور او دانست. سر آخر شعر زیبای «زندگی» از سروده‌های ایشان را می‌آورم تا حسن ختامی باشد بر این نوشته:«زندگی پوچ است، بی‌معناست / - راست می‌گویی رفیق راه - / زندگی یک لحظهٔ تنهای تو خالیست؛ / خالی این لحظه را پر کن / «زندگی عالیست!» » (ص ۹۳ کتاب ترانهٔ شاپرک‌های سفید، نشر امرود، ۱۳۹۱)

 

/ 3 نظر / 14 بازدید
سعید مسعود

سلام به شما و خوانندگان یک پیکان نوستالژیک دارم که داخلش و چعبه اش پر است از کتاب.کتابهای خاص ، کمیاب و نایاب(کهنه و نو) .همه کتابهای برگزیده و باارزش..حتی عامع پسنداش هم مورد تایید عده ای کتابخون حرفه ای هستند چه برسه به کتابهای خواندنی و عمیقش. بصورت سیار می چرخیم و هر جا ، جا دیدیم و چشم ماموران سد معبر را دور ، کتابها را روی کاپوت جلو و جعبه عقب و دور تا دور سقف و باربند می چینیم.دل نازکی هم داریم که به تقاضاهای تخفیف نه نمی توانیم بگوییم.البته در حد معقولش. به رفتارهای اجتماعی مردم هم علاقه مندیم.برای همین برخوردهایشان با مقوله کتاب را به زبانی نزدیک به طنز ، در همین وبلاگ وهمچنین در پیجی در فیس بوک می نویسیم.(صفحه ای به نام کتابفروشی سیار سعید) سفارش کتاب می پذیریم.. لیست کتابها را تا جایی که ممکن بوده در یکی دوتا از پستها نوشته ام.ولی نه همه ی آنها را ،ولی با مطالعه همینها دستتان می آید که چه مدل کتابهایی را عرضه می کنم.تقریبا همه ی کتابهایی که دستفروش ها و نایاب فروشی های انقلاب دارند را دارم. بعضی از دوستان که این پیام را در کامنت دونیشان دیدند گفتند با وجودیکه عادت ندارند کامنتهای تبلیغی را تایید ک

عکس فرش

با سلام... وبلاگ زیبایی دارین... اگر میخواهید ماندگارترین و بهترین هدیه را به عزیزانتان بدهید به وبلاگ ما حتما سر بزنید...:) aksfarshkashan.blogfa.com

شاهرخ

سلام دوست عزيزم پيامبر اکرم(ص)فرمودند:آرزوي من اين است که در قلب تمام امتم سوره يس باشد. آيا مي دانستيد هر حرفي از سوره ياسين که خوانده مي شود 10ملک براي شما دعا مي کنند حالا حساب کنيد سوره ياسين 3000حرف دارد؟(الله اکبر) وعده ي ما تلاوت روزانه سوره يس بعد از نماز صبح و اهداي ثواب آن به روح پاک حضرت زهرا(س) <14 صلوات قبل از تلاوت و 14 صلوات بعد از تلاوت فراموش نشود.> خواهش مي کنم قسمت(سوره يس)را در وبلاگ بخوان قول مي دهم چند دقيقه بيشتر طول نکشه اما شايد زندگيت را متحول کنه. دوست گلم براي ترويج سوره مبارکه ي يس اين پيام را به نيت پنج تن براي 5 نفر ارسال کن. ممنون