نوشتن و نوشتن

شاید ساده باشد دل کندن از نوشتن و هر چیز دیگر و شاید هم نه . نمی‌دانم می‌دانم که نمی‌دانم . سخت است دوری از جمع دوستانی که شاید هیچگاه ندیده باشم و شاید هیچگاه دیگر هم نبینم . ولی میِ‌دانم که سر هر چهار راه شاید یکی از آنها ایستاده باشد . شاید در میان کوه یکی از آنها دارد مرور می‌کند نوشته‌های بعدیش را . شاید یکی دیگر که دارد بر سر تو فریاد می‌کشد هم وبلاگی داشته باشد . شاید هم آن مهربان در کنارت هم وبلاگی داشته باشد . اصرار بر اینکه وبلاگش به روز شود ولی حال و هوای تو جور دیگری است . حوصله نداری و سر خورده . زلزله‌ی بم در من زلزله‌ای بود . مردن در مردن . غم در غم و باز هم فریاد خفته در گلو که به ایستایی انجامید . الان لیلای لیلی را خواندم . در وبلاگی دیگر صدای دلنشین پیانو معروفی و خوابهای طلایی‌اش گریه‌ام را درآوردم و از سوی دیگر این الیور یتیم است که در اثر ماندگار کارول رید - دیکنز از یتیمی به ثروتی هنگفت می‌رسد ( صدای فر‌یاد شادی الیور از این ساب ووفر شاد ). این دنیای پر آرزو را چه کنم . مایوس نیستم هنوز ولی نمی‌دانم چرا ؟!

/ 2 نظر / 13 بازدید
ehsan

روزي ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت . روزي كه كمترين سرود بوسه است و هر انسان براي هر انسان برادري‌ست . موفق باشی

ehsan

سلام. کجائی تو؟؟ منتظر مطالب جدیدت هستم. موفق باشی