روز هشتم: مدرنیته،‌دفاع،تفریح

شبانه‌روز؛ کیوان علی محمدی، امید بنکدار.

متاسفانه یا خوشبخانه تا به حال فیلمی از این دو فیلمساز همراه ندیده بودم. جمعه نوزدهم بهمن ماه ۱۳۸۷ساعت ۱۳:۳۰ بالاخره دومین ساختهٔ داستانی آنها را بعد از فیلم "شبانه" دیدم. تماشای فیلم نامتعارفی که سازندگانش تا جایی که امکانش را داشته‌اند، دست به ساختارشکنی فنی و داستانی زده بودند. فیلمبرداری عجیب و غریب، میزانسن‌هایی غیرکلاسیک، ساختار اپیزودیک و درهم داستان‌ها که نمونه‌های وطنی آن به تقلید از نمونه‌های فرنگی به تازگی مد شده است، بازی‌های سرد و کنترل‌شده؛ از خصوصیات مهم سبک فیلم "شبانه‌روز" بود. آن طور که متوجه شدم این هر دو فیلمساز خواسته‌اند تا با استفاده از بازیگرهای معروف حداقل گیشه را تا مدت کوتاهی هنگام اکران عمومی فیلم به نفع خود گرم نگه دارند. گریم و بازی عجیب غریب "حامد بهداد" در نقش پیرمردی نقاش به نام "حسین سیاوش کسرایی" که گویی معلم نقاشی یکی از فیلمسازان بوده، به نظرم یکی دیگر از عجایب هفتگانه این فیلم بود. داستان‌هایی در زمان‌های مختلف در فیلم اتفاق می‌افتد که اگر از هم نیز جدا شوند، هیچ چیز تغییر نمی‌کند. فیلم‌هایی که می‌توانست به شکل اپیزودیک ومستقل در کنار هم قرار بگیرند تا تماشاگر را با این درهم‌رفتگی گیج و منگ نکند. در ده دقیقهٔ پایانی فیلم، فیلمسازان به حل و فصل گره‌های فیلمنامه‌اشان اقدام کرده‌اند، که دیگر زمان اندکی در اختیار دارند و به جهت همین سرعت در بیان روایت‌ها مانع از سردرآوردن کامل از داستان‌ها از سوی تماشاگر می‌شود.

کودک و فرشته؛ مسعود نقاش‌زاده.

فیلم را در دو ژانر جنگی و کودک و نوجوان می‌توان جای داد. سقوط خرمشهر یکی از دارماتیک‌ترین لحظاتی است که در جنگ می‌توان آن را بارها و بارها با قصه‌های مختلف تصویر کرد؛‌ به جهت همین خاصیت است که گاه فیلم‌هایی مشابه در ساختار نیز در این زمینه دیده می‌شوند. "کودک و فرشته" و "روز سوم" گرچه دو فیلنمامه و فیلم جدا هستند، ولی تشابهات بسیاری در میانشان دیده می‌شود. نظر شخصی من این است که تا جایی که می‌توانیم باید از رشادت‌ها، شهادت‌ها و فداکاری‌های این ملت در راه حفظ خاک وطنشان در طول هشت سال دفاع از این سرزمین با بهترین امکانات فیلم ساخت تا حداقل آیندگان از تاریخ معاصر ذهنی خالی نداشته باشند. "کودک و فرشته" در زمینه فیلنمامه ساختاری محکم دارد و می‌توانست با کارگردانی حساب‌شده‌تری اثرگذاری بیشتری داشته باشد. بازی بازیگر نقش فرشته ستودنی است و پایان فیلم یکی از بهترین پایان‌هایی بود که تا به حال در میان فیلم‌های جشنوارهٔ‌ بیست و هفتم فجر دیده‌ام.

خروس جنگی؛ سید مسعود اطیابی.

فیلمی به ظاهر مفرح با بازی رضا عطاران، مریلا زارعی و ستاره فیلم‌های سبک این سالها احمد پورمخبر، برای خانواده‌های سهل‌پسند ایرانی، موفق در گیشه. نکته : انگار دست بزن عطاران به روی کودکان چه در سریالی که ماه رمضان از او پخش شد و چه در این فیلم یکی از خصوصیات تثبیت‌شدهٔ این بازیگر است. اتفاقا تماشاگران سادیستی بیشترین خنده را در هنگام نمایش فیلم در سینمای رسانه تحویل این بازیگر حاضر در سالن می‌دادند، که نوعی تایید ضمنی این کار زشت بود.

/ 2 نظر / 20 بازدید
حائری

درود کاملا موافقم بویژه سر در گمی شبانه روز و پایان کودک و فرشته خروس جنگی را البته ندیدم موفق باشی بدرود

حائری

درود سر زدم ببینم درباره درباره الی چی نوشتی موفق باشی بدرود راستی به مزاجت بگو جشنواره داره تموم میشه از شر هر چی ساندویچه راحت میشه همینطور از شر فیلم های بسیار خزعبل امسال خاطره امسالم توفیق هم کلامی با شما بود وگرنه از نظر فیلمی بسیار مزخرف بوده