روز هفتم: فرم بهتر است یا محتوا؟

فیلم اول: صندلی خالی؛ سامان استرکی.

شادابی فیلم صندلی خالی مدیون بازی‌های خوب بازیگران به خصوص رضا عطاران و محمدرضا شریفی‌نیا، جلوه‌های ویژه، صدابرداری و صداگذاری خاص و فیلمبرداری خاص‌تر آن است. همهٔ‌ این‌ها را علاوه کنید با فیلنمامه‌ای که در فضایی سوررئالیسم می‌گذرد. سه اپیزودی که بیننده با شکلی مشابه  فیلم در فیلم می‌بیند، آنقدر حرف برای گفتن در زمینه قضا و قدر و جبر و اختیار دارد که درگیری ذهنی در مخاطب ایجاد کند و سئوال‌برانگیز باشد. این سئوال‌ها سئوال‌هایی نیست که بتوان به راحتی به آنها پاسخ داد: آیا پدر و مادری  - اسماعیل و مرضیه - که دیگر بچه‌دار نمی‌شوند، حق دارند بچه‌ٔ ناقصشان را که گنگ است با پیشنهاد دکتر بکشند؟ آیا کشتن یک انسان بی‌رحم و شقی به صورت اتفاقی خوب است یا بد؟ کارگردانی که کارگری بخت‌برگشته را فدای فیلمش می‌کند مقصر است یا نه؟ و آیاهای بسیاری که شاید هیچ‌گاه در جهان فیلم پاسخی برایشان نیافت؛ ولی به قول بزرگی: هنر در پی ایجاد سئوال است نه  دادن جواب. همراهی موسیقی زیبای گروه دنگ شو و تصنیفی‌هایی از محسن نامجو با تصاویری که گاه در مرز خیال و واقعیت می‌گذرد، تاثیرات تصویری را بیشتر کرده است. زیبایی نماهایی از مترو هنگامی که دو زوج جوان فیلم در آنجا رفت و آمد دارند به خصوص جایی که دوتایی در قطاری خالی هستند و ناگهان قطار پر می‌شود، تصاویری از بهشت و دوزخ، دادگاه وجدان کارگردان، استخاره کردن روحانی امام‌زاده با کامپیوتر و اینترنت، صحبت کردن سگ ، زنده شدن مردگان در سردخانه و گپ‌زدنشان، انیمیشن پایانی و ... مجموعه‌ای منسجم را جهت ساختن فانتزی فیلم فراهم کرده‌اند. گویی "صندلی خالی" یکی از معضلات پیچیدهٔ فلسفی که همانا بحث جبر و اختیار باشد را با حلاوتی درخور یک فیلم خوب در کام تماشاگر می‌ریزد. شجاعت آقا شجاع‌نوری و همچنین محمدآفریده در پشتیبانی مالی و معنوی از جوانی خوش‌ذوق را بایستی ستود. چه جوانان بسیاری که در این چرخهٔ ناهمگون سینمای ایران، با اینکه حرف‌هایشان بسیار بیشتر از پیران این سرزمین است، سرخورده و ناامید به روزمرگی افتاده‌اند.

فیلم دوم: پوسته ؛ مصطفی آل احمد.

از جنس بازی فرخ‌نژاد خوشم می‌آید، برای همین هم با اینکه کارگردان را نمی‌شناختم به تماشای فیلمش نشستم. فضای خالی و سرد فیلم همراه با ریتم کند و بدون افت و خیز فیلنمامه یادآور فیلم‌هایی در این ژانر از سینمای مستقل آمریکاست. تنهایی قهرمان فیلم که شخصیت‌های کمی در ارتباط با او هستند و بی‌گناهی‌اش با این که در معرض اتهام است، شاید یکی از شاخص‌‌ترین خصوصیات این گونه از فیلم‌ها باشد. به طور معمول در راه رسیدن از نقطه اول تا نقطهٔ بعدی، قهرمان فیلم دچار عشق ناخواسته‌ای نیز می‌شود که در این فیلم این فرمول نیز رعایت شده بود. البته شاید خستگی آخر شب در سینمای رسانه هم در قضاوت بی‌حس بودن فیلم موثر باشد. ولی در مجموع فیلم "پوسته" فیلمی نیست که در گیشه هم موفق باشد و به احتمال قوی به آرشیو فیلم‌های پشت اکران فیلمی دیگر افزوده شد.

/ 1 نظر / 27 بازدید
حائری

درود اخوی درباره صندلی خالی صحبت کردیم درسته که میگن هنر در پی ایجاد سواله اما آیا این بدان معنیست که از جواب دادن ناتوانه؟ پس چه بهتر که هنر ما در عین ایجاد سوال و پرسش بتونه جواب یا جوابهایی رو هم بده پوسته رو هم ندیدم ولی منم مثل تو از جنس بازی فرخ نژاد خیلی خوشم میاد یادش بخیر بازیش در ارتفاع پست و عروس آتش موفق باشی بدرود