روز سوم: در جستجوی حقیقت بیست

فیلم اول: بیست ؛ عبدالرضا کاهانی

عبدالرضا کاهانی با کارگردانی سومین کار خود، نشان داد که عزم جزم کرده تا راه فیلم‌های صاحب سبک و آرام را ادامه دهد. گرچه فیلمنامهٔ فیلم "بیست" با مشاورتی که با یک نمایشنامه‌نویس چون "حسین مهکام" داشته، بیشتر شبیه نمایشی در چند پرده است، ولی نفوذ تدریجی فیلم و نشست آن در ذهن تماشاگر این خاصیت را دارد که سئوالاتی را برای فکر و ذهن او باقی بگذارد. کاهانی با بهره‌گیری از بازیگران قابلی چون پرویز پرستویی، مهتاب کرامتی، فرشته صدرعرفایی، علیرضا خمسه و حبیب رضایی... توانسته ظاهر کارش را مقبول جلوه داده و در باطن نیز حرف خود را به راحتی به مخاطب منتقل کند. اگر قصد کارگردان فقط انتقال حس همدردی و هم‌یاری کارگران یک رستوران رو به تعطیلی باشد، به نظرم در این امر او موفق عمل کرده است. فیلنمامهٔ کار به نظرم صاحب شخصیت اصلی و محوری نبود و آقای سلیمانی با بازی پرستویی و به خاطر برجسته بودن همیشگی بازی اوست که به چشم بیشتر می‌آید. همه‌ٔ داستانک‌هایی که در فیلم از زبان کارگران می‌شنویم، تا حدودی گذشتهٔ سخت و حال سخت‌تر آنان را به ما نشان می‌دهد. شخصیت پسر سلیمانی صاحب رستوران نیز تا حدودی گذشتهٔ ناموفق او را پیش چشممان می‌آورد. توجه به جزییاتی مثل عادت‌های وسواسی سلیمانی برای نظم بخشیدن به اشیاء اطرافش، معلول بودن یکی از دست‌های آشپز رستوران، اجرای بیشتر مراسم عزا تا عروسی در رستوران کوچک سلیمانی و... نگذاشته تا شخصیت عناصر فیلم تک بعدی باقی بماند؛ چراهایی که از هر کدام از این جزییات در کل فیلم از ذهن تماشاگر می‌گذرد، البته می‌تواند پاسخ‌های متفاوتی داشته باشد و همین تفاوت‌ها باعث شد تا فیلم کاهانی از سطحی نازل به سطحی قابل قبول اکثر مخاطبان ارتقاء پیدا کند.

فیلم دوم: شکوفه‌های گیلاس؛ دوریس دوری ، آلمان ؛ بخش: درجستجوی حقیقت.

زن و شوهری آلمانی چند روزی را کنار فرزندشان در برلن می‌گذرانند. ناگهان زن فوت می‌کند و شوهر باقی می‌ماند با خاطرات زنش و آرزو و میل همیشگی او برای دیدن نمایش‌های نو ژاپنی و کوه فوجی‌یاما. شوهر با سفر به توکیو و مستقرشدن در خانهٔ پسرش و بردن تمام یادگارهای همسر مرده‌اش، قصد می‌کند تا همراه او با همهٔ‌ جلوه‌های زیبا و جذاب این سرزمین آشنا شود. او بالاخره وقتی با کوه فوجی یامای در میان مه پنهان شده روبرو می‌شود که با نمایشی کابوکی که زنش به آن بسیار علاقه داشت، در پای آن می‌میرد. فیلم با روانی این حکایت ساده را بیان می‌کرد و سعی در پیچیده‌تر کردن نشانه‌ها و اشارات عرفانی شرقی ندارد. به نظرم انتخاب اسم "در جستجوی حقیقت" به جای "سینمای معناگرا" برای این بخش از جشنواره فیلم فجر انتخاب بهتری بود.

/ 1 نظر / 9 بازدید
حائری

درود مثل همان موقع که در سینما خواندم استفاده کردم موفق باشی