سی و پنجمین جشنواره جهانی فیلم فجر، اردیبهشت ۱۳۹۵

«نمک و آتش» ورنر هرتسوک

فیلم داستانی نمک و آتش ورنر هرتسوک هم مثل اغلب فیلم‌های مستند این سال‌های کارگردان، دغدغه‌ی زیست‌محیطی دارد. نقطه تلاقی یک دانشمند با مدیرِ تشکیلاتی که باعث و بانی تخریب زمین‌های وسیعی در آمریکای جنوبی شده است و بسط داستان ساده‌ی فیلم بر مبنای همین نقطه. کارگردان با استفاده‌ی خوب از لوکیشن نمکزارهای آمریکای جنوبی و نمایش فلاکت و سختی زندگی انسان بعد از نابودی محیط زیست - حضور تنهای زن دانشمند با کمترین امکانات، در کنار دو کودک نابینا که بر اثر آلودگی محیط‌زیست مادرشان را از دست داده‌اند و خودشان نابینا شده‌اند - توانسته ابعاد وسیع این فاجعه را به خوبی به تصویر بکشد. فیلم برای ما ایرانی‌ها می‌تواند یادآور فاجعه زیست‌محیطی وسیعی باشد که در این سال‌ها در حال شکل‌گیری وسیع و نگران‌کننده است که برجسته‌ترین و نزدیک‌ترین نمونه به فیلم نمک و آتش هرتسوک، فاجعه نابودی دریاچه اورمیه و تبدیل شدن آن به نمک‌زاری وسیع است - در فیلم نیز با اشاره به نمکزار، متوجه می‌شویم زمانی دریاچه‌ای وسیع بوده است -

در ضمن اشاره استعاری فیلم به فعال شدن آتشفشانی خاموش بعد از سال‌ها و در نتیجه نابودی بشر بعد از آن، فیلم را تبدیل به فیلمی پیشگو و آخرالزمانی و هشداردهنده می‌کند.

«فرانتس» فرانسوا اوزون

۱- فیلمی سیاه و سفید که گاهی رنگی می‌شد. رنگ وقتی سراغ فیلم می‌آید که یاد و خاطره‌ای از جوان آلمانی کشته شده، زنده می‌شد. یعنی «او» در دنیای رنگی دارد به قاتل خود، به نامزدش، به پدر و مادرش میان سیاهی و سفیدی می‌نگرد؟

۲- فیلم یادآور کلاسیک‌های پر جان سینماست، چه در سادگی و چه تعریف داستان. دچار اعوجاج تکنیکی و معلق‌زدن‌های عجیب و غریب برای تعریف داستانی ساده و به نوعی تکراری نیست.

۳ - فیلم به شدت ضدجنگ است، انسان دوست است، پدر سرباز کشته شده در بار شهرشان به دوستان دیگر عزادار فرزندانشان می‌گوید که ما بودیم که اسلحه را دست فرزندانمان دادیم و خودمان مقصریم...

۴ - وجود این فیلم و دیدنش در جشنواره‌ی جهانی فیلم فجر غنیمتی است. با کمترین سانسور فیلم نمایش داده می‌شود. صحنه‌های رقص را به وضوح روی پرده بزرگ در مرکز تهران می‌بینیم و لذت می‌بریم!

جشنواره امسال نسبت به دو سال گذشته - از زمانی که مستقل شده است - پربارتر است. این نشان از تلاش گروه مدیران و مجریان دارد.

«راه کوروساوا»

مستندی خوب و آموزشی در باره‌ی قسمتی از سبک و شیوه‌ی امپراتور در فیلمسازی، از زبان بزرگان سینما: اسکورسیزی، کیارستمی، میازاکی، و...

«آهستگی» یاسر خیر

این فیلم مستند کندوکاوی است در زندگی یک خانواده‌ی زاهدانی طبقه‌ی متوسط که با داشتن سه فرزند بزرگ در آستانه‌ی فروپاشی هستند. شوهر مبتلا به ام.اس است و زن خانواده نان‌آور است و...مستندی قابل تامل و دیدنی.

«خانه‌ خدا»، جلال مقدم، ابوالقاسم رضایی، ۱۳۴۵

دیدن نسخه بازسازی‌شده‌ی فیلم مستند«خانه خدا» - که به زعم من بیشتر احیای یک فیلم است تا بازسازی - واقعا برایم شگفت‌انگیز است. قبلا فقط یک‌بار در سینما صحرا، فیلمخانه‌ی ملی، نسخه‌ی مخدوشی از این مستند دیده بودم، ولی دوست داشتم دوباره سفری داشته باشم به سرزمین عربستان پنجاه سال پیش و شیوه‌ی حج حجاج در آن سال‌ها...و این سفر معنوی با احیای دوباره فیلم میسر شد. ای کاش فیلم خانه‌ی خدا را دوباره - بعد از پنجاه سال - در ایران اکران عمومی بکنند.

«دلم می‌خواهد» بهمن فرمان‌آرا

با این که فیلم می‌توانست کمدی اجتماعی خوبی باشد، ولی چنین نشده و به قولی کار درنیامده است. اسم فیلم اصلا «من می‌خواهم برقصم» بوده است، دنس‌تراپی که کارگردان برای کاهش تنش در زندگی ماشینی توصیه می‌کند، گرچه دلنشین است - مثل سماع و رقص مولانا و یاران - ولی شیوه‌ی بیان الکن و داستان نحیف فیلم، نمی‌تواند تاثیر موفقی بر تماشاگر بگذارد، هم‌چنان که بر خیلی از دوستان حاضر در سالن شماره ۲ چارسو نگذاشت، کسانی هم که تا حدودی فیلم را پسندیدند، بیشتر جنبه طنز و کمدی آن را پسندیده بودند و...

«تور» کیم کی دوک

فیلم خیلی خوب محصول ۲۰۱۶ کره جنوبی از کارگردانی معروف. مرد ماهیگیری که اهل کره شمالی است، بر اثر گیر کردن تور ماهیگیری و به طور اتفاقی به کره جنوبی می‌رود. او دستگیر می‌شود و تحت فشار زیاد متهم به جاسوسی می‌شود، ولی سر آخر به کره شمالی بازگردانده می‌شود، ولی در وطنش هم باز مورد بازجویی و شکنجه قرار می‌گیرد.‌ کارگردان هر دو حکومت - سرمایه‌داری و کمونیستی - را در فیلمش محکوم می‌کند به بی‌لیاقتی و دشمن‌پروری. حکومت‌هایی که هر دو مدعی بهترین نوع حکومت هستند، ولی در هر دو، چیزی که ارزش ندارد جان و امنیت «انسان» است.


/ 0 نظر / 50 بازدید