مستند انتهای خیابان پاستور

روز بیست و هفتم تیرماه که به خاطر حمایت از بازگشایی خانه سینما در خیابان سمنان جمع شدیم، من در همان حال انتظار و امید – که چند ساعتی طول کشید - با سازندهٔ فیلم مستند «صندلی شماره ۲۵۷» محسن خان‌جهانی بیشتر آشنا شدم. یکی دو فیلم مستند دیگر هم از این مستندساز در جشنواره سینما حقیقت و فیلم کوتاه و ....دیده بودم و مشتاق بودم بدانم الان به چه کاری مشغول است. او از مستندی گفت که از انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۲ و بحبوحه عظیم و گیرودار آن ساخته است. از مسافرت‌های زیادی گفت که همراه با کاندیداهای ریاست‌جمهوری به مکان‌های مختلف ایران داشته و همان زمان امیدواری داد که زودتر فیلم را ببینیم و به قضاوت بنشینیم. راستش به خاطر سابقه خوب فیلمسازی ایشان و تعریف‌هایی که شنیدم، دوست داشتم هر چه زودتر حاصل کار را ببینم. بالاخره روز ۱۸ شهریور ۱۳۹۲ این اتفاق افتاد. فیلم را در «سینماتک خانهٔ هنرمندان» به همراه جمع مشتاقی که دوست داشتند جزو اولین تماشاگران فیلم باشند دیدم. فیلم با اینکه زمان طولانی داشت (حدود ۹۰ دقیقه) ولی قابل تحمل بود. قابل تحمل از این لحاظ که به زعم من یادآور واقعه‌ای شیرین بود. واقعه‌ای که منجر به انتخاب آقای روحانی شد. بدون شک اگر این انتخابات به نتیجه‌ٔ دیگری منجر می‌شد، روز نمایش با همه پروپاگاندی که انجام گرفته بود و مثلا چند ردیف صندلی اختصاصی مهمانان (که تعداد ردیف‌های اختصاصی صدای عده‌ای را درآورد) و همچنین جاگیری‌های جشنواره‌ای – که انگار به این عمل زشت عادت کرده‌ایم – و...تماشاگر چندانی مشتاق دیدن فیلم نبود. همین امیدی که به هر حال بعد از انتخاب آقای روحانی در جامعه پدید آمده، الان هر فیلمی را از آن روزهای نچندان دور، دیدنی می‌کند؛ حتی اگر مثل فیلم «انتهای خیابان پاستور» ملاتش کمتر از پنجاه درصد متکی به منابع آرشیوی تلویزیون باشد و بقیه‌اش هم مصاحبه با طرفداران در روزهای تبلیغ کاندیداها – که اغلب به شوخی برگزار می‌شود - و تک و توک پلانی که با کاندیدایی به صورت مستقل مصاحبه شده است. همهٔ آن سفرها با نامزد‌های انتخابات ریاست‌جمهوری مگر می‌تواند در فیلمی با زمانی محدود جا بگیرد؟ و مگر بدون نقشهٔ راه می‌توان فیلمی چنین مهم را به سرانجام خوب و منسجمی رساند؟ آن چیزی که کاملا از فیلم عیان است نگاه پوپولیستی فیلمساز به انتخابات سال ۱۳۹۲بود. این نگاه وقتی توجیه داشت که انتخابات به سمت دیگری می‌رفت و مثلا کسی مثل آقای روحانی انتخاب نمی‌شد. اما حالا که نتیجه مشخص شده است و همه می‌دانند که ملتی در اوج ناامیدی در یکی دو روز پایانی به پای صندوق‌های رای می‌آیند و همین ناامیدان و رای‌های خاموش باعث شگفتی انتخابات ۹۲ می‌شوند. این فیلم در صورتی می‌تواند ماندگار شود و به درد بررسی جامعه‌شناختی مثلا سی‌ سال بعد و نسل‌های آینده بخورد که دچار کتمان واقعیتی بزرگ نشود. همان واقعیتی که موجب شد تا آقای روحانی به ریاست‌جمهوری برسد نه کاندیداهای دیگر. مردم، چه عوام و چه خواصی که اصلا سر رای دادن نداشتند در اتحادی ناگفته  (که همین «ناگفته‌گی» می‌تواند دستمایه‌ای بکر باشد برای فیلمسازانی بسیار) در یکی دو روز پایانی، بازهم در کمال ناامیدی و تیری در تاریکی، به کسی رای دادند که می‌دانستند رای آوردنش تقریبا غیرممکن است، ولی بالاخره این اتفاق افتاد. واقعیتی که اگر سی‌سال بعد کسی به این مستند نگاه کند هیچ چیز از این تغییر موضع عجیب و شگفتی‌ساز درنمی‌یابد. به نظر نگارنده استفاده کارگردان از تجارب یک جامعه‌شناس یا جمعی از مشاوران علوم سیاسی می‌توانست در غنای هر چه بیشتر فیلم مستند «انتهای خیابان پاستور» موثر باشد. به هر حال تلاش فیلمساز در همین فضای حداقلی امکانات و اقتضائات کشورمان قابل تقدیر است به شرطی که به این حداقل‌‌ها اکتفاء نکند و در آثار بعدی خود بتواند گامی محکم‌تر به سمت بررسی علت و علل یک حادثه سیاسی-اجتماعی بردارد.

             

/ 1 نظر / 21 بازدید
تارا

شمع جمع شاپرکهایی رضا ای کلید ساده مشکل گشا آن گل زیبا گل خوشبو تویی ای رضا جان، ضامن آهو تویی با نگاهت چون کبوتر کن، مرا تا بگیرم اوج، خوشحال و رها . . . آسمان قلبتان گلباران [گل] ♥ [گل] [گل] ♥ ♥ [گل] [گل] [گل] ♥ ♥ ♥ [گل] [گل]♥♥ [گل] ♥ میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس، برشما و خانواده ی گرامیتان، تبریک و تهنیت باد.[گل] منتظر شما هستیم