برخورد خیلی نزدیک

برخورد خیلی نزدیک. نویسنده و کارگردان: اسماعیل میهن دوست.۱۳۸۷.

سی و ششمین برنامهٔ کانون فیلم انجمن منتقدان؛ خانهٔ سینما، یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۸.

خب خدا را شکر که نحوهٔ تبلیغ اکران فیلم‌های کانون فیلم انجمن منتقدان رو به پیشرفت یوده و الان دو جلسه است که یا سالن پر از تماشاگر است یا کار به اکران دوم می‌کشد. فیلم "برخورد خیلی نزدیک" هم بیشتر به خاطر برخوردی که جشنواره فیلم فجر با آن داشت، و علت آن را نمی‌دانم، و هم این که بالاخره کار منتقدی است که بعد از بیست سال نقدنگاری اولین فیلم خود را ساخته و هم این که از تبلیغاتی مثل تبلیغ در سایت سینمای ما برخوردار شد و... توانست با سالنی پر از تماشاگر مواجه شود. داستان فیلم که شامل برخورد یک زن تازه از خارج آمده و شکست خورده در عشق، با زندگی دوست قدیمی و همسرش و ایجاد تنش در زندگی عادی زوج فیلم و...، در قالبی جنایی پلیسی و معمایی و با روایتی غیرخطی است؛ توانسته بود به خوبی گلیم خود را از آب بیرون بکشد. تدوین خوب، در کنار کارگردانی هوشمندانه و بازی‌های خوب اغلب بازیگران، فیلم "برخورد خیلی نزدیک" را حداقل در میان فیلم‌هایی که سال گذشته در جشنواره فیلم فجر اکران شد، می‌توان قابل تامل یافت. اولین حرکت هر فیلمسازی به مدد فیلمنامه‌ای منسجم می‌تواند برای او آینده‌ای خوب را رقم بزند. اما نکاتی که، در جلسه نقد و بررسی نیز به آن اشاره کردم، نیز در فیلم وجود دارد که می‌توان به زعم من با تدوین و حذف آن‌ها صیقل بیشتری به فیلم داد تا حضورش در اکران عمومی و قضاوت نهایی تماشاگران درخشان‌تر شود. اول اینکه روایت غیرخطی بعد از کسب جوایز زیادی که به فیلم تصادف داده شد و واقعا فیلمی موفق در این قالب فیلمنامه‌ای و روایت بود، گویی به مدی همگانی در سینمای جهان و به تبع در سینمای ایران تبدیل شده است. اولین فیلمی که در ایران متاثر از این‌ شیوهٔ روایت نگاشته شد و بعد با اکران موفق نیز همراه بود، "تقاطع" ابوالحسن داودی بود، بعد از آن نیز حتی تقلید از ساختار فیلم‌های دیگران در سینمای ایران در این شکل روایت و اقتباس مستقیم از آن نیز تجربه شد که فیلم "کافه ستاره" سامان مقدم از نمونه‌های شاخص آن است که کپی فیلمی مکزیکی بود. اما فیلم "برخورد خیلی نزدیک" با استفاده از تمهید بازجویی بازرس فیلم و حضور شخصیت‌های اصلی چه به صورت حضوری و چه به صورت غیر مستقیم مثل خواندن دفترچه خاطرات ناهید – لادن مستوفی – توسط بازرس، توانسته این شیوهٔ روایت را توجیه کند و به نظرم شکل پازل‌گونهٔ فیلم می‌تواند ذهن تماشاگر را بیشتر درگیر داستان کند و با جمع‌آوری قطعات این پازل به شکل نهایی دست‌یابد و لذت حل یک جورچین را ببرد؛ ولی گاه این شیوه روایت باعث می‌شد تا فیلمنامه‌نویس برای کشف معماهای فیلم، بیننده را به چالش بکشاند و قوت خود را در شکل روایت به رخش بکشد، که همین باعث دلزدگی از گوشه‌ای از فیلم می‌شود. از جمله این مبارزطلبی‌ها در اواخر همین فیلم اتفاق می‌افتد که بازرس در ماشین شخصی خود انگار دارد با شخصی مونث که جنایی‌نویس هم هست با لذت صحبت می‌کند و توسط گروهبان زیر دستش به دام می‌افتد و ما تماشاگران از همه جا بی‌خبر نمی‌دانیم که توسط فیلمساز درواقع دست انداخته شده‌ایم تا متنبه شویم به قول فروتنیان زود قضاوت نکنیم. مورد دیگر در همان دیالوگ‌های ( که بعد متوجه می‌شویم منولوگ بوده!) بازرس اتفاق می‌افتد که در واقع بن‌اندیشهٔ فیلم را به شکلی صریح و حتی با مصداق به تماشاگران ارائه می‌کند تا حرف ناگفته‌ای برای فیلمساز و هدایت اخلاقی که منظور نظرش بوده باقی نماند، که متناقض بودن این شکل روایت با کل فیلم که سعی دارد حرفی را در لفافه به تماشاگران بقبولاند تا باعث جبهه‌گیری او نسبت به آن نشود آشکار است – گاه هنر نیز همین کارکرد را دارد یعنی بیان حرفی حق ولی تلخ در قالبی شیرین تا به کام تماشاگران یا شنوندگان آن اثر، بدون آن که دافعه ایجاد کند، اثر کند - . همان‌گونه که فیلمساز نیز در جلسهٔ نقد و بررسی گفتند تلاش ایشان برای دوری از "شعارزدگی" در هشتاد و پنج دقیقه فیلم محقق شده، ولی تایم پنج دقیقه‌ای انتهایی انگار به نقض غرض منجر شده است؛ می‌توان با تمهیدات تدوینی و حذف منولوگ‌های نصیحت‌گر، به صیقل بیشتر کار کمک کرد. اسم فیلم نیز چندان جذابتی ندارد به خصوص که ذهن به سرعت یاد دو فیلم یکی از سینمای جهان – برخورد نزدیک از نوع سوم؛ اسپیلبرگ - و دیگری از سینمای ایران – خیلی دور، خیلی نزدیک؛ میرکریمی – می‌افتد، که به نظرم زیاد برای یک فیلم خوب نیست. نکته آخر موسیقی فیلم است که برخلاف آنچه که در جلسه نقد و بررسی گفته شد و تعریفی از فیلم قلمداد شد، موسیقی چندان جاافتاده‌ای نبود؛ استفاده از تم لاواستوری در جای جای سکانس‌ها، اتفاقا ذهن تماشاگری را که با داستان آن فیلم آشنایی دارد از جهان فیلم کنونی جدا می‌کرد و او را به وادی می‌برد که ربطی به فیلم "برخورد خیلی نزدیک " نداشت.

/ 3 نظر / 14 بازدید
سینا

سلام خدمت شما اقا وحید خوحال میشم به وبم سر بزنید و اگر مایل بودید تبادل لینک داشته باشیم

مهناز عظیمی

سلام: خوبید؟!! نقدتان را خواندم. به نظرم اگر چه فیلم خوش ساختی بود اما از نظر مضمون بسیار سطح پایین بود شاید به زور یه گرید بالاتر از آتش بس. مرده شور تبلیغاتشون رو ببرن! جلسه پیش آنچنان تبلیغی کردن و گفتن اگر اسم فیلم رو بگیم مجبوریم سه سانس!!!! بگذاریم و اینا... که من گفتم لابد می خوان درباره الی رو بدن که اینجوری اسم نمی دن. حالا بوتیک هزار سال پیش رو می خوان پخش کنن!

امیر

سلام قلم شیوا و وبلاگ وزینی دارید به وبلاگ سینمایی من هم سر بزنید