بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر-۴

روز چهارم : حکایت ما از کجا شروع شد؟

فیلم اول: بیداری رویاها؛ محمد علی باشه آهنگر.

ایدهٔ اولیه  فیلم را نویسندهٔ فیلمنامه "محمدرضا گوهری" از داستانی از داستان‌های کوتاه مخملباف ربوده – الهام گرفته! - است. فیلم با صحنه‌ای خوب و سؤال‌برانگیز داستان خود را شروع می‌کند: اسیری در یک تبادل عجیب مرزی به وطنش بازمی‌گردد. بعد از آن حکایت خانوادهٔ شهیدی را شاهد هستیم که برادر با زن برادر، به ظاهر شهیدش، ازدواج کرده است و با شنیدن خبر زنده بودن او شالودهٔ زندگی آنها – پسر برادر و زن برادر و مادر و... – به هم می‌ریزد. برادر کوچکتر "داود" که اکنون مستاصل است، سعی دارد تا ریسمان از هم گسیخته روابط خودش با زنش و فرزندانش را، بعد از بی‌خبری بیست و دو ساله، همچنان محکم و استوار نگه‌دارد. فیلمنامه‌نویس بالاخره بعد از این که همهٔ سعی و تلاش خود را متوجهٔ مواجه نکردن شخصیت‌های اصلی داستانش می‌کند، و به نظر می‌رسد که این را برای خودش امتیازی به حساب می‌آورد در صورتی که از ضعف‌ها و حفره‌های اصلی فیلمنامه است، با تمهیدی نچندان دلچسب آرامش را به همه بازمی‌گرداند. فیلمنامه‌نویس با پایان خوش احساسات‌گرایانه، که معمولا فیلم‌هایی با تهیه‌کنندگانی دولتی از این دست چاره‌ای جز برگزیدن این راه ندارند، تماشاگران خود را امیدوار می‌کند که هیچ چیزی نمی‌تواند زندگی شیرین یک ایرانی خانواده‌دار را به هم بریزد، حتی اگر هنوز اشکالات شرعی و عرفی زیادی متوجهٔ زندگی زنی با حضور دو مرد زنده و حی و حاضر به عنوان شوهر، در ذهن تماشاگران فیلم به عنوان سؤال باقی گذاشته باشد. البته فیلمبرداری با نورهای ضعیف و اغلب تصاویر فلو هم از دیگر ضعف‌های فیلم به حساب می‌آمد، به طوری که گویی بازیگران فیلم در تاریکی مشغول بازی هستند و چندان رغبتی به دیده شدن ندارند!

فیلم دوم: صد سال به این سال‌ها؛ سامان مقدم.

فیلم سیر زندگی زنی است با نام نمادین "ایران" که مقطع زمانی از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۸۴ را شامل می‌شود. "ایران"، که زندگی شاد و سرخوشانه‌ٔ او با همسر و فرزند دبستانی‌اش در بندر پهلوی با شروع انقلاب تبدیل می‌شود به مصیبت‌نامه‌ای پرآب چشم، گویی نمایندهٔ بسیاری از کسانی است که از این تحول اجتماعی نصیبی جز مرارت و سختی نصیبشان نشده است. این مرارت‌نامه "سامان مقدم" گویی ریشه در اولین فیلم قابل تامل‌اش "پارتی" دارد و کراکتر اصلی فیلم "صد سال به این سال‌ها" که در سال ۱۳۶۷ شهید می‌شود، نمایندهٔ نسل او و ای بسا خود اوست، که قسمت آنان نیز از دفاع از مملکت سوختگی و درماندگی مادرانشان است. ناپسری "ایران"، که سالیان سال بی‌هیچ چشم‌داشتی او را بزرگ کرده تا به دانشگاه برود، به عنوان فعال جنبش دانشجویی، به زندان می‌افتد. "ایران" با واسطهٔ شخصی، که زمان قبل از انقلاب راننده و وردست شوهرش در چاپخانه بود و به نوعی قاتل شوهرش و اکنون سال‌ها بعد از انقلاب به یکی از نیروهای دولتی تبدیل شده است، ناپسری را علی‌رغم میل خود همراه با همسر جوانش به خارج از کشور می‌فرستد. جایی که هنگام عزیمت او به خارج از کشور، به توصیهٔ مقام دولتی، هر وقت توانست تندی‌ها و تلخی‌های این مملکت را تحمل کند، به مام وطن بازگردد. این فیلم هم نشان از هنرمندی دارد که صاحب بینشی پیش‌بینی کننده است. فیلم با اینکه یکسال پیش ساخته شده است و به خاطر بیان واقعیات بسیار در مورد مقطع زمانی سی سال گذشته در محاق توقیف افتاده است؛ اما گویی در ماه‌های اخیر و بعد از حرکت مردمی ساخته شده است: جایی که به خصوص به جنبش دانشجویی و گرفت و گیر آنان اشاره می‌شود و راه چاره را گویی دولت‌مردان در خارج شدن جوانان از این مملکت و ادامه تحصیل در آنجا می‌دانند، تا آنان بتوانند هر جور خود صلاح می‌دانند این ملک و مملکت را بدون مزاحمت دانشجویان و روشنفکران بچرخانند. اما در این میان تکلیف کسانی که دستشان در این وانفسا به هیچ مقام دولتی – عاشقی بند نیست و پول ندارند فرزندان معترضشان را به خارج از کشور بفرستند تا مصون از دست دولتیان باشند چه می‌شود؟ با دیدن این فیلم مقام اول را به این فیلم، در لیست فیلم‌هایی که تاکنون در جشنواره دیده‌ام می‌دهم.

 

/ 5 نظر / 19 بازدید
نرگس

صد سال به این سال ها تا به امروز که بهترین فیلم جشنواره بوده است حیف که در بخش مسابقه نیست. یکی از مواردی که باعث شد این فیلم را خیلی دوست داشته باشم ترانه استفاده شده در آن بود. خصوصا ترانه دریاچه نور عارف که به اندازه کافی جذاب هست. چه برسد به اینکه در چنان سکانسی هم استفاده شود.

حائری

درود بيداري روياها كار ضعيفي است و اصلا احساسات را بر نمي انگيزد صد سال به اين سالها هم در مجموع خوب بود اگرچه هنوز هم كافه ستاره بهترين فيلم مقدم است ممنون بدرود

گرکانی

سلام سناریو سریال حضرت یوسف دزدی ادبی شد سلحشور مجرم و5/1 میلیارد جریمه شد. شماره موبایلتو ندارم.

زینب

سلام نسبت به بیداری رویا ها خیلی بی انصافی میکنید . این فیلم من را به یاد به همین سادگی می اندازد شاید به خاطر حضور هنگامه قاضیانی ست.

مهرداد

با سلام با تشکر از زحماتتون در این وبلاگ خواهشمند است که اخبار جشنواره هایی مثل فیلم کیش رو برای خواننده های دائمی و همیشگیتون بیشتر منعکس کنید. ممنون از زحماتتون