من فیلمسازی جهانی هستم.

فیلم سوم: هفت و پنج دقیقه. فیلمنامه‌نویس: فرهاد توحیدی/ کارگردان: محمدمهدی عسگرپور.

هفتهٔ فیلم انجمن منتقدان و نویسندگان، ۱۲ تا ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸، خانهٔ سینما.

با اینکه کارگردان "هفت و پنج دقیقه" سعی داشته تا با تکیه به فیلمنامه‌ای متقاطع به نوعی پوچی زندگی در غرب و به بن‌بست رسیدن در آن جوامع را به تصویر بکشد، ولی حاصل کار، فیلمی کسالت‌بار است با نحله‌ای نهیلیستی که مظلومیت زن‌ها در آن جوامع – به خصوص فرانسه- را نشان جماعت ایرانی بدهد، لابد به این قصد که کسی از زنان ایرانی هوس رفتن به غرب به سرش نزند. سه شخصیت زن فیلم به علل مختلف قصد خودکشی دارند و تعریف داستان آن‌ها به گونه‌ای درهم‌آمیخته شده است. شخصیت اصلی که تاکید فیلمساز نیز متوجه اوست، نویسنده‌ای میان‌سال است که بر اثر مبتلا شدن به سرطان و زندگی در هم‌گیسخته‌ای که با آن مواجه است، با رفتن به سمت پناهگاهی در کوه‌های آلپ و بالاخره با تصادفی که شکل می‌گیرد و نجات از آن، به این نتیجه می‌رسد که باید زندگی کرد. دو شخصیت دیگر یکی از خانواده‌ٔ مهاجری عرب زبان و دیگری آلبانی‌تبار نیز دست به گریبان مشکلاتی هستند که سرآخر بهترین کار را خودکشی می‌دانند. با این که به ظاهر فیلمساز هر سه شخصیت را در مرحله آخر خودکشی فیکس می‌کند و ما خودکشی آن‌ها را نمی‌بینیم، ولی آن چه که تماشاگر به آن می‌اندیشد نیز همان انتخاب خودکشی برای این هر سه زن است، چرا که فضا و اتمسفر سیاه و تلخی که نویسنده و فیلمساز در سراسر فیلم ساری و جاری کرده‌اند، راه چارهٔ دیگری پیش پای آن‌ها قرار نمی‌دهد. زن نویسنده به خاطر پدری ایرانی و دوست ایرانی – رضا کیانیان – و بازهم دوست و راننده ایرانی – رضا عطاران– تلویحا مرتبط با خاستگاه نور یا شرق به قول سهروردی است و همین ارتباط است که او را به زعم کارگردان نجات می‌دهد تا به جای مواجه با مرگی خودخواسته با مرگی تدریجی و عذاب‌آورتر به قول کیانیان از در این دنیا خارج شود. در نگاهی دیگر به فیلم "هفت و پنج دقیقه" که در جلسه گفتگوی بعد فیلم نیز مطرح کردم، فرار فیلمساز و به شکلی گریز او از مسائل و مشکلات داخلی و طرح آن‌ها به علل مختلف و نشان دادن زوال و وادادگی زنان جوامع غربی در فیلمی است که هر فیلمساز اروپایی نیز می‌توانست با امکانات موجود خودشان بسازند. چه لزومی دارد کارگردانی ایرانی به بهانه جهان‌شمول بودن موضوعی که انتخاب کرده، لوکیشنی مثل لیون فرانسه را با فضای کسالت‌بار شهری انتخاب کند تا بتواند حرفش را بزند. از این‌ها گذشته به خاطر جهانی بودن فیلمساز! تماشاگر ایرانی باید تقاص آن را با شنیدن زبان فرانسه کراکترهای فیلم، همراه با خواندن زیرنویس با فونتی نچندان چشم‌نواز بپردازد، تا بداند و آگاه باشد که دارد فیلمی جهانی می‌بیند. البته اقامت سه ماهه در فرانسه نویسنده و فیلم‌ساز نتایج بسیار خوب شخصی دارد که تماشاگران از آن آگاهی ندارند، ولی فیلم‌سازی جهانی شدن و با جهان بیرون از ایران ارتباط برقرار کردن لزوما فیلم ساختن در لوکیشن خارجی و طرح مسائل دیگران نیست، می‌توان با تپه‌ماهوری منقش به خط رفت و آمد در روستایی دورافتاده از گیلان خودمان مانند عباس کیارستمی با فیلمی به نام "خانه دوست کجاست؟" نیز جهان‌شمول و جهانی فکر کرد. البته آن چه فیلمی مثل "در باره الی" را از فیلم‌هایی شبیه "هفت و پنج دقیقه" متمایز می‌کند، نه لزوما استفاده از لوکیشن‌های داخلی است، بلکه آن حرف ساده‌ای را که امثال اصغر فرهادی می‌خواهند بزنند را بدون لکنت و صریح با استفاده از عوامل داخلی بیان می‌کنند و احتیاج ندارند با کلاس گذاشتن ساخت فیلم در خارج از ایران و به نوعی ادعای ساخت اولین فیلم به این شکل، مایه تعجب و شگفتی تماشاگران را فراهم نمایند. به قول سعدی علیه‌الرحمه: "مشک آن است که خود ببوید، نه آن که عطار بگوید."

نکته: متاسفانه اغلب منتقدان یا مجریان هفته فیلم یا به طور کلی کانون فیلم انجمن منتقدان یا هر کانون فیلم دیگری، به تناسب حضور افراد یا بند بودن بیشتر دستشان به مناصب بالاتر در سلسه مراتب سینمای دولتی و گاه خصوصی، نگاه‌شان به فیلم نیز فرق می‌کند. در جلسه اخیر نیز منتقد مهمان تا می‌توانست نکات مثبت و زیبایی را از فیلم "هفت و پنج دقیقه" استخراج کرده بود که گاه با نگاه یا تاکید سر مهمانان حاضر که شامل نویسنده فیلمنامه و کارگردان می‌شد نیز هم‌زمان بود. مسلم این تاکید، قند در دل هر منتقدی آب می‌کند که چه خوب به نکاتی اشاره کرده است که شاید روح فیلمساز و نویسنده نیز از بیان آن در فیلمش بی‌خبر است، ولی در آیندهٔ او به عنوان یک فیلمساز یا فیلمنامه‌نویس – آینده‌ای که اغلب منتقدین آرزویش را دارند -  بسیار موثر است و راه‌هایی را به روی او بازمی‌کند که  شاید هیچ‌گاه دیگر دوستانش را دسترسی به آن ممکن نباشد! منتقد باید ضمن تعریف نکات مثبت به نکات منفی فیلم هم اشاره کند تا یک فلیمساز یا فیلمنامه‌‌نویس فکر نکنند که با یک مجیزگو طرف است تا یک منتقد متبحر. این فیلم همان‌گونه که انتظار می‌رفت نیز در جشنواره پارسال نظری را به سوی خودش جلب نکرد. سالن خلوت خانه سینما نیز روز چهاردهم اردیبهشت سال هشتاد و هشت بیانگر همان عدم استقبال از چنین فیلم‌هایی است.

/ 8 نظر / 23 بازدید
باران

خسته نباشید. تا اینجا که بی پولی بهترین بوده.

جمالزاده

سوالی که پس از اولین بار دیدن فیلم توی جشنواره فجر به ذهنم اومد این بود که چرا فیلمساز با رفتن به اروپا شکل روایتش و به خصوص قضاوت‌هایش نیز به سیاق کارگردان‌های اروپایی درآمده است . با تمامی ضعف و قوت فیلم به شخصه چیزی از سینمای داخلیمان را در "هفت و پنج دقیقه" ندیدم . اگر بنا به اینچنین "خالی شدن از سینمای ایران" است که خود فرانسوی‌ها بهتر از ما به روش‌ها و تکنیک‌های فیلمسازی خودشان واقفند . پس ما چرا ...؟!

حمید خان

از قافله حقیقت عقب نمان . بخوان و ببین و دل سیاهت را به نور معنویت خدا روشن کن در خانه سینما همین مطالبت را گفتی . اگر ایران اسلامی وضعش از فرانسه خیلی ببدتر است و امنیتش غیر قابل دفاع . کسی جلوی راه شما را سد نکره . می توانی خواهر و مادر خود را به فرانسه ببری که مورد تجاوز شدید مردان ایرانی قرار نگیرد اگر مطالب مرا نخوانی و نپسندی نشان این است که می خواهی دائما در جهل باقی بمانی . کمی به سواد سینماییت افزایش بده و کمی از جهل خارج شو

حمید خان

به خوبی می دانم که درستش cinema می باشد و از kinema گرفته شده به معنی حرکت ولی خواستم طبق تلفظی که می شود بنویسم دلیل اینکه می گویم دل سیاهت را به معنویت بده به خاطر این است که دنیا را می توانی بهتر ببینی . دنیا با همه بدیهاش زیباست مخالفت با اخراجی ها و یوسف پیامبر که این روز ها برای روشنفکرنماها مد روز شده است نشانه چه می تواند باشد ؟ جز اینکه مثل جاهلین طول تاریخ و بنی اسرائیل و اهالی کوفه قصد می کنیم معتقدین به خدا و اقداماتشان را تخریب کنیم در وبلاگ های پایین تر به راحتی اقدامات یکی از محبوب ترین و خادم ترین رییس جمهوران طول تاریخ را جاهلانه نقد کرده ای . استقبال مردم را که همهشان عمله بنا نیستند و دکتر و مهندس و نخبگان را هم شامل می شوند را گدایی و احمقیت و گوسفندی تفسیر می کنید و همانطور استقبال از فیلمهای فوق را این را بدان که با این تفکرات به جایی نخواهی رسید و خدا در آیاتی از قرانش وعده داده هرآنکس که از قافله حقیقت دور شود و آن را مورد تمسخر قرار دهد هرروز مریضتر و رو به زوال تر می شود برادر کوچکت حمید خان

نرگس خرقانی

آنقدر کار سرم ریخته که نتوانستم در این جلسات شرکت کنم. راستی اعلام کردند که فیلم عیار14 را نمایش می دهند. واقا در برنامه نمایش هست؟ در جشنواره این فیلم را ندیدم. با گفتگویی قدیمی با مرحوم پیمان ابدی به روزم.

طه

سلام.............. . . . . . .....................من این یوسف رو نمی خوام

حائری

درود واقعا احسنت فیلمی کاسل(!) و بی در و پیکر پاینده باشی اخوی موفق باشی بدرود

سپاهی

سلام دوست عزیز ممنون از لطفت و راهنماییتون اون عکس رو هم برداشتم