یک شب کریمی

از دهم دیماه که فیلم " یک شب " خانم نیکی کریمی را در موزه ی هنرهای معاصر دیده ام میخواهم مطلبی بنویسم ولی کارهای متفرقه دیگر مانع از این کار شده است. این اولین اکران این فیلم بود و در واقع اولین اکران از اولین فیلم بلند داستانی خانم کریمی و بالاخره حضور ایشان بعد از نمایش فیلم و پاسخ به سئوالات و پرسشهای تماشاگران فیلمش .

" یک شب " داستان یک شب از زندگی دختری به نام نگار در تهران است . او تنها و بی کس به خاطر خوش گذرانی یا خلوت مادرش ، خانه خود را ترک میکند تا شبی را در تهران بگذراند . در این شب او سوار سه ماشین عبوری میشود . اولین آنها مردی به قول خود کارگردان، بیزینسمن و در واقع تاجرمسلک و بازاری مآب اصفهانی که قصد سوءاستفاده از دختررا دارد در خلوتی که برایش در این شهر بی در و پیکر بی حضور حاج خانمش ( همسرش ) پیش آمده است . دومی دکتر جراح مغز و اعصابی است که ظاهرا در عشق قبلی اش شکست خورده و اکنون با مادرش به تنهایی زندگی میکند . و سومی گرافیستی است که همسرش سحر را خیلی دوست داشته ولی حضور دوست خودش در خانه ، دل سحر را میبرد  و در نهایت سحر شیفته او میشود؛ ولی مرد گرافیست به رغم شعارهایی که در مورد تساوی حقوق زن و ... میدهد اکنون جنازه سحر را در صندوق عقب ماشین پیکانش لای پتویی پیچیده و در کنار نگار که واگویه ی او را در مورد جنایتش میشنود در تپه های مشرف به تهران ، روز دیگری را شروع میکنند .

همه ماجراهای فیلم در شب میگذرد. و به گفته خود کارگردان او میخواسته که شبی از تهران را که واقعا با روزهایش بسیار متفاوت است را نشان بدهد. هر آنچه از خواسته ها و گفته ها ، نگار و ما تماشاگران ، میشنویم همه از زبان همان سه فردی است که ذکر شد. اغلب نگار شنونده است و گاه به گاه پاسخهایی میدهد و یا سئوالات کوتاهی از طرف دیگر میپرسد که طرف مقابلش را به پاسخ گویی وامیدارد. در قسمت سوم و مرد گرافیست او بیشتر گوش میدهد و تماشگران نیز دیگر منتظر عکس العمل نگار نیستند . گرچه به نظر در هر سه ماشین نگرانی برای سرنوشت نگار را میتوان در خلال دیالوگها ( و بیشتر منولوگها ) در میان تماشاگران فیلم احساس کرد . آنها که با واقعیت های بیرونی و شب های تهران و حضوری دختری تنها در این شب های پرهراس آشناترند ، حتی سالم ماندن او را تا روز بعدی نمیتوانند بپذیرند . صحبتی که حتی در گفتگوهای بعد از فیلم نیز مطرح شد . ولی کریمی بیشتر این بستر را فراهم کرده تا در آن بتواند حرفهای دل خودش را در 34 سالگیش بزند . او اظهار میدارد که واقعا نگرش او در این سن به جامعه ، اینچنین است که در فیلم به نمایش درآمد.

عدم امنیت روانی چه در زنان و چه در مردان ایرانی- تهرانی را به خوبی می توان در این فیلم حس کرد . شب که هولناکی خود را به تنهایی نگار گره زده ، مانند شخص سوم تاثیری به سزا در فضاپردازی فیلم داشته است . حضور نوری کمرنگ از خورشید بی رمق روز بعدی که به تدریج در آخرین لحظه های فیلم ظاهر میشود ، نیز انگار پایانی بر این شب تنور نیست و همچنان در ذهن تماشاگری که شبی سخت و هولناک را با نگار به روز رسانده ، مرهمی بی ثمر است .

به هر حال کارگردان در میان این سوار و پیاده شدنهای نگار به این سه ماشین مسائل حاشیه ای را نیز به شکل پاساژی در میان این حکایتها آورده است  . جوانی که رگ خود را در ماشین زده است ، مردی که به جرم کودک آزاری در بیمارستان دستگیر میشود، جوانان بیکاری که دور آتش شوخی میکنند ، و ... ولی عمده مسائل و گفتگوها در همان ماشین ها میگذرد ، هنگامی که رانندگان مرد به خیال خود کسی را یافته اند تا مسائل پنهانی خود را با او حل بکنند و هر کدام به شکلی که خاص قشر و طبقه آنها در جامعه است .

با اینکه تاثیرگذاری داستان بلند " ناطور دشت " سالینجر را کریمی در مورد فیلمش به طور قطع قبول داشت ولی تاثیرات بسیار فیلمهای کیارستمی – خصوصا فیلم ده – و به نوعی دایره جعفر پناهی به خاطر خصلت بیان صریح مسائل و اپیزودیک وار بودن آنها را نمیتوان منکر شد؛همانگونه که در آن جلسه نیز مطرح شد ، ولی خانم کریمی قبول نداشت و این فیلم را فیلم خودش میدانست . البته در تیتراژ پایانی نیز تشکر از پناهی و کیارستمی نیز دیده میشد که شاید این خود اشاره ایست به اینکه بالاخره فیلمنامه توسط اینان دیده شده و نظراتی داده باشند . روالی که در فیلمهای اینچنینی وجود دارد . اما در روایت فیلم،کریمی دچار لکنت زبان نیست و به سادگی و روانی فیلم را به جلو میبرد و به نظر به هدف خود میرسد .

نحوه نمایش فیلم که نسخه ای ضبط شده از ویدئوپرژکتوری بود که به طریق دی وی دی پخش شده بوده است ! اعتراض اولیه ی کریمی را به دنبال داشت و او متاسف بود از اینکه اولین فیلم بلندش در اولین اکران خود به این وضع وحشتناک به نمایش درآمده است . او خود اذعان داشت که حتی صدای فیلم نیز به خوبی شنیده نمیشد چرا که سالن موزه هنرهای معاصر برای نمایش چنین فیلمی تجهییزات کافی ندارد . فیلمبرداری عالی فیلم که به قول کریمی در شب هم حتی اجازه استفاده از نور اضافی ، غیر از نور طبیعی صحنه را نداده است،متاسفانه در این نسخه بسیار مخدوش به نمایش درآمد.

اما دیدن فیلم از کسی که بعد از بازی در بیست  فیلم سینمایی ، تصمیم به کارگردانی اولین فیلم داستانی بلند خود میکند خالی از لطف نیست . خصوصا اینکه او شخصی باشد به نام نیکی کریمی که به زیرکی در مقابل سئوالات تماشاگرانش پاسخهایی راحت و به موقع میداد و از توضیحات اضافی و ضمیمه شدن به فیلم خودداری میکرد.

/ 4 نظر / 9 بازدید
الناز

دوست عزيز قصد داشتم به مطلب قبلی‌ات لينک بدم چون خيلی کامل نوشته بود. متاسفانه لينک ثابتش را پيدا نکردم. ممنون که خوب توضيح دادی.

ژيلا

سلام مطلبت رو به نقل از وبلاگت در سايت منتشر کردم

....sadeghe

اولين سلام من./ واقعا از خوندن اين مطلب در چند جا در مورد اتاق پسر شکه شدم. تازه امروز فهميدم.//// من وقتی فيلم رو ديدم نا خداگاه مهو در شخصيت تحريف شده اين دختر در تلوزيون ايران شدم. / واقعا در همين شخصيت تحريف شده خيلی چيزها زو ديدم و من از تمام فيلم همون صحنه ای که دختر به عنوان خواهر دوست آندرا وارد شد رو دوست داشتم. و اينکه اين دختر چقدر بزرگ شده که اينجوری روی تمام خانواده اندرا و برادر خودش تاثير گذاشته. /ولی دريغ از اينکه اين دختر دوست اصلی آندرا بوده.// خلاصه اينکه من در هموتن فيلم تحريف شده هم شخصيت اين دختر رو به تمام شخصيت های ديگر ترجيح دادم و حالا فهميدم جريان چه بوده.