شب مستند، شب موسیقی

دوشنبه ۶ آبان‌ماه ۱۳۹۲برنامهٔ هشتم سینماتک خانهٔ هنرمندان، فیلم «شش قرن و شش سال» مجتبی میرطهماسب به نمایش درآمد. مستندی ۸۰ دقیقه‌ای که سیر تلاش شش سالهٔ استاد «محمدرضا درویشی» و گروهش «عبدالقادر مراغه‌ای»  جهت احیای نغمه‌های به یادگار مانده از شش قرن پیش را به تصویر می‌کشد. این آثار اکنون بیش از یک‌سال است که توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در قالب یک پکیچ (سه سی‌دی صوتی و کتابچه و...) منتشر شده است، شامل ۲۲ نغمه یا تصنیف مراغه‌ای - عالم موسیقی قرن نهمی ایرانی - است که به صورت پراکنده در کشور ترکیه (عثمانی سابق) وجود دارد و کمتر کسی تمایل به اجرا یا احیای آن به این شکل داشته است. البته اغلب این نغمات به شکلی که با موازین موسیقی عثمانی‌ها (ترک‌ها) هم‌خوانی داشته باشد، در استانبول و ارکستر ملی ترکیه‌ به شکل کرال اجرا شده یا می‌شود؛ ولی کار کارستانی که استاد درویشی در «شوق‌نامه» انجام داده، تبدیل و تغییراتی است که این نغمات را به گوش شنونده ایرانی نزدیک‌تر کرده است و هنگام شنیدن این آثار هر فارسی‌زبان و ایرانی گوش‌آشنا به موسیقی سنتی و مقامی ایران، احساس درونی حضور در مجلس موسیقی ایرانی را دارد نه موسیقی ترک یا عثمانی. تحقیقات میدانی درویشی در ترکیه جهت یافتن نت‌های به یادگار مانده از آن زمان، بعد از توضیحاتی که از زبان چند نریتور مختلف به صورت تلفیقی در بارهٔ تاریخچهٔ زندگی مراغه‌ای و این نوع موسیقی می‌شنویم، ، شروع فیلم میرطهماسب است. بعدتر درویشی را در میان نوازندگان جوانی می‌بینیم که سعی بسیار دارند با کوک‌های خاص قرن نهمی و سفارشی مراغه‌ای، به نغمات آن زمان نزدیک بشوند. از آنجا که موسیقی سنتی و مقامی ما بیشتر موسیقی تک‌نوازی و بداهه‌نوازی است، هماهنگی این سازها که بر مبنای ساز قانون کوک می‌شوند، خود معضلی است که سال‌ها تلاش و استمرار می‌طلبد تا بتواند به هارمونی خاص این نوع موسیقی دست بیازند. نمایش تلاش خستگی‌ناپذیر درویشی و نوازندگان و خواننده (یا خوانندگان) برای دست پیداکردن به این هارمونی خاص، یکی از موتیف‌های اساسی این فیلم مستند است. اضافه شدن عوامل مختلف شکل‌گیری «شوق‌نامه» - چه اسم پرمسمایی بر این اثر موسیقایی – همچون «همایون شجریان» خواننده و مسترمیکس آن توسط استاد «محمدرضا شجریان»، خود از عوامل جذب بینندهٔ فیلم حتی نا‌آشنا با موسیقی سنتی ایرانی است. البته در این میان نباید از دو نقش اساسی در شکل‌گیری و قوام فیلم هم غافل شد: نه ماه تلاش خانم «ژیلا ایپکچی» در تدوین ماهرانهٔ ۱۵۰ ساعت راش و تبدیل آن به فیلمی ۸۰ دقیقه‌‌ای و عامل دیگر صدابرداری فوق‌العادهٔ فیلم – در واقع اصلی‌ترین موضوع فیلم همین صداست - توسط «مازیار شیخ‌محبوب». هر دو این بزرگواران توانسته‌اند تلاش گروه فیلمسازی و گروه موسیقی را با تلفیقی مثال‌زدنی به مقصد نهایی برسانند، چرا که اگر یکی از این عوامل (تدوین و صدا) در این فیلم لنگ می‌زد، بی‌شک تحمل دیدن آن بسیار سخت می‌شد. به قول «جعفر پناهی» حاضر در جلسه نقد و بررسی فیلم، هر ایرانی میهن‌دوستی بی‌شک بعد از دیدن این فیلم احساس غرور و سرافرازی می‌کند و به خود می‌بالد که هنوز کسانی هستند که برای احیای هنر ایرانی دل‌بسوزانند و از جان مایه بگذارند. البته همان‌طور که در جلسهٔ نقد هم «کیوان کثیریان»(موسس سینماتک خانه هنرمندان و مجری برنامهٔ نقد) اشاره کرد، اساس و شاید استارت کار درویشی برمی‌گردد به سریال-فیلم «شهرآشوب»(۱۳۸۴) به کارگردانی یدالله صمدی. در آن فیلم با گوشه‌هایی از زندگی عبدالقادر مراغه‌ای در شهر هرات آشنا می‌شویم و خواننده‌ای که نغمات او را می‌خواند. آنجا هم محمدرضا درویشی که آهنگساز فیلم است، از نغمات مراغه‌ای به خوانندگی همایون شجریان استفاده می‌کند و همین باعث می‌شود تا او بعدها جدی‌تر با کارهای مراغه‌ای درگیر شود و حاصل آن بعد از شش‌سال تلاش بی‌وقفه می‌شود «شوق‌نامه». جلسه نقد و بررسی فیلم «شش قرن و شش سال» هم جلسه پر و پیمانی بود. علاوه بر حضور کسانی مثل استاد «محمدرضا شجریان» و «رخشان بنی‌اعتماد» به عنوان سخنرانان (کوتاه) بعد از نمایش فیلم و «محمد تهامی‌نژاد» به عنوان منتقد فیلم؛ حضور استاد امیرخانی( استاد خوشنویسی)، جعفرپناهی، محمد نوری‌زاد، آقایان رضا داد و طباطبایی‌نژاد و چند منتقد و نویسنده و مستندساز هم در جلسهٔ نقد فیلم ترکیب جالبی بود. اما از هر چه بگذریم سخن دوست خوش‌تر است؛ اول چند نقل قول از استاد شجریان از متن فیلم: «وقتی یکی دو کار را میکس کردم، آقای درویشی گفتند باید بقیه‌ٔ آثار را هم شما میکس کنی و نفس شما هم باید بخورد به این کار، گفتم چشم! افتخار هم می‌کنم. چون وقتی اثر را شنیدم و دیدم که چه احساس خوبی (دارد) و چه نکاتی در آن هست که تا به حال به آن برنخوردم، گفتم که من وظیفهٔ خودم می‌دانم که بیایم تا آخر این کار را ادامه بدهم...باید بگویم کسانی که این کار را اجرا کرده‌اند از نظر موزیسین بودنشان فوق‌العاده استعداد بالایی داشته‌اند...هیچ توصیفی یا هیچ مثالی نمی‌توانم بزنم از نظر ارزشی که این کار دارد، چون ما در این ششصد سال از این مسئله به دور بودیم، اگر دقت داشته باشیم نکاتی در این کار هست که نشان می‌دهد این کار موسیقیای مال ماست ولی در طول این سالیان تغییر شکل پیدا کرده است...چه از نظر فواصل و موتیف‌ها، چه از نظر ریتم و زمان‌بندی که دارد این کار من را شگفت‌زده کرد و انگار من را به طرف خودش کشید...کاری که این فرزند خلف آواز کرده (همایون) من که باباشم انگشت به دهان مانده‌ام که این چه جوری خوانده و این چه استعدادی است که توانسته بخواند، این کار در حال حاضر در توان من نیست، ممکن بود در جوانی با این کار برخورد داشتم می‌توانستم با تمرین زیاد این کار را اجرا بکنم، ولی همایون با این کار نشان داد که استعداد استثنایی در این کار دارد...به این توانایی، به این تمیزی، به این ژوستی، این فواصل را که الان سخت است - که یک‌دفعه عوض می‌شود - را هر کسی نمی‌تواند به این سرعت یاد بگیرد و اجرا بکند و( علاوه بر این همایون) ریتم را دقیق با ارکستر خوانده است، یعنی عبدالقادر در این کار از خواننده مثل یک ساز استفاده کرده است... بعد از انتشار این اثر می‌دانم که جوانانی که به دنبال چیز تازه‌ای هستند به این کار می‌چسبند و خیلی چیزها از آن یاد می‌گیرند و آهنگسازان ما بعد از این یاد می‌گیرند که از چنین فرمی استفاده کنند» محمدرضا درویشی در وصف این نوع موسیقی می‌گوید: « عبدالقادر در جاهای مختلفی از کتابش اشاره می‌کند که این یک نوع موسیقی هنری پیچیده است که جزو موسیقی عوام نیست.» خانم «رخشان بنی‌اعتماد» خطاب به استاد شجریان: «آقای شجریان هیچ‌وقت فرصت نشده که این را خدمتتان بگویم، شما نه فقط استاد عرصه موسیقی، (بلکه) شما استاد و معلم حرفهٔ هنرمندی و هفت هنر در این مملکت هستید.» خانم بنی‌اعتماد در بارهٔ فیلم مستند «شش قرن و شش سال» خطابه‌ای عرضه کردند: «واقعیت این است که از اهمیت و ارزش کار بزرگ پژوهشی جناب درویشی و هنرمندان همراهشان حرف زدن در اندازهٔ سواد من مطلقا نیست، فقط به عنوان یک ایرانی بر خود می‌بالم که در وانفسای حاکمیت نگاه روزمرگی در عرصه‌های مختلف، جریان هنر مقاومت زنده و پویاست هرچند زیر ضرب. هنر مقاومت هنر زیرزمینی نیست، هنر مقاومت هنر پایداری در برابر الگوهای تحمیلی سیاست‌گذاری جائرانه و غفلت‌های عامدانه است. هنر مقاومت هنر پس زدن سلیقه‌های بازارپسندانه و نان به نرخ روز خوردن است. هنر مقاومت هنر سرفرازی  در کنار مردم ماندن است و ماندن و ماندن و ماندن در هر دوره و در هر حالت. هنر مقاومت هنر خون‌دل خوردن و صورت به سیلی سرخ نگه داشتن به قیمت ماندن است، هر چند دیده نشدن و قدر دانسته  نشدن، و سینمای مستند مظهر و نماد واقعی مقاومت تمام عیار است. سینمایی که نه تولیدش حامی دارد و نه عرصه‌اش محلی از اعراب، سینمایی که فیلمسازش چه صاحب کسوت و باتجربه، چه جوان و در شروع راه به یک اندازه در تنگنای به دست آوردن مشروع‌ترین  خواست انسانی و اجتماعی یعنی برخورداری از امکان کار است و در چنین شرایطی و مشخصا در دوران چند ساله اخیر که مدیریت عرصه فرهنگ و هنر به دست نابلدترین و چشم و دل ناسیرترین مدیران بود، بنیه مالی تنها نهاد حمایتی سینمای مستند به ذوق‌زدگی تجربه یک فیلم فرنگی به باد رفت و هیچکس نپرسید جمعیت فیلمسازان مستند این دوران بی مروتی را چگونه سر کردند و از آن شرم‌آورتر در همین دوران جمعی از شریف‌ترین مستندسازان به اتهام واهی به زندان افتادند. هر چند که با تبرئه همه آنها از همه آن اتهامات واهی روسیاهی به ذغال ماند و بس. هنر مقاومت یعنی ساخته شدن فیلم «شش قرن و شش سال». نمادی عینی از مقاومت در عرصه موسیقی و سینما یکجا. نام فیلم از سویی به گمشدگی ششصد سالهٔ نت‌های عبدالقادر مراغه‌ای اشاره دارد و از سوی دیگر به تلاش ستایش‌برانگیز جناب درویشی و گروهشان در طول پژوهشی شش ساله، اما مکعنای پنهان دیگری هم هست در پس این نام. شش سال کار پیگیر و مداوم «مجتبی میرطهماسب» برای ثبت هنرمندانه این تلاش و ساخت فیلمی ماندگار در گنجینه میراث فرهنگی این سرزمین آن هم با دستی خالی‌، خالی خالی خالی که از نزدیک شاهد  بودم و همتی بالا و بلند و فاخر.» استاد محمدرضا شجریان هم سخنرانی کوتاهی در وصف تلاش درویشی کردند:«...واقعا باید سپاس بگویم درویشی نازنین را که سالهای سال عمرش را برای شناخت گمشده‌های ایران کار کرده، عبدالقادر که این اواخر است، سالهای سال هست که در کوره‌ ده‌های ایران به دنبال هنرمندان و به دنبال سازها و این آهنگ‌ها می‌گرده و هنرمندان کنار افتاده را که اغلبشان در حال رفتن هستند و سنین بالا دارند، اینها را معرفی کرد و به عرصه آوردشان، به دیگران شناساند و هنوز هم دارد این کار را دنبال می‌کند. من دستش را می‌بوسم واقعا این نازنین خیلی وقت می‌گذارد هیچی هم ندارد و فقط عشق و علاقه‌ای دارد که می‌خواهد گمشده‌های ایران را پیدا کند و یکی از گمشده‌ّ‌ها هم همین آهنگ‌های عبدالقادر است...» و سوال نگارنده در باره بازخوردهای انتشار این اثر در میان ترک‌ها (و کشور ترکیه) بود که در آنجا عبدالقادر مراغه‌ای  از نقش اصلی اش به عنوان نوازنده، آهنگساز و نظریه پرداز موسیقی بسی فراتر رفته و تبدیل به یک اسطوره شده‌است و جواب استاد درویشی: «سوال خیلی جالبی بود که شما فرمودید...ما یکی دو تا از قطعات را که میکس موقت کرده بودیم در یکی از سفرهایی که به ترکیه داشتیم بردیم آنجا. از این سی تصنیفی که یکی از استادان موسیقی ترکیه از مراغی معرفی کرده، آنها نتوانسته‌اند بیش از پنج شش‌تا از آن را اجرا کنند؛ ما هم دو سه تصنیفی را برده بودیم که مطمئن بودیم که آنها اجرا نکرده‌اند و نشنیده‌اند...وقتی یکی از نوازندگان آثار مراغی این‌ها را شنید متعجب شده بودند و گفت که تا به حال این‌ها را نشنیده‌ایم...اینها تازه کسانی هستند که در اکستر بزرگ ترک‌ها در استامبول می‌نوازند و آدم‌های نا‌آشنا و نامربوط نبودند. این از این. دوم موسیقی‌شناس بزرگی هست در ترکیه به نام مراد...که یکی از کتاب‌های ایشان در مورد مراغی در حال ترجمه است. ایشان وقتی که دو سال پیش این آثار را شنید، در یکی از روزنامه‌‌های معروف استامبول یادداشتی نوشت که خلاصه‌اش این بود: ایرانی‌ها کاری کردند که ما از آن غفلت کردیم . ایرانی‌ها آثار مراغی را بهتر از ما اجرا کردند و ما را به یاد شعشعهٔ دربارهای باستانی ایران می‌اندازد. هفت هشت ماه پیش هم در یکی از برنامه‌های موسیقی ترکیه تقریبا دو ساعت در باره موسیقی عبدالقادر صحبت کرده و از پروژه ما هم تعریف کرده است. مراد...کسی هست که یکی از نسخه‌شناسان مبرز انگلیسی در باره او گفته: معتبرترین تحقیقی که تا به حال در ارتباط با عبدالقادر مراغی انجام شده است متعلق به مراد...است. این شخص پروژه ما را تایید کرده است. اما همه این‌ها در مقابل تایید هنرشناسان و به خصوص استاد محمدرضا شجریان هیچ است. ما منتظر تایید مراد... و جامعه ترکیه نبوده و نیستیم. تاییدیه استاد شجریان و جامعه موسیقی ایران اعتبارش هزاران برابر بیشتر از تاییدهٔ امثال مراد...هاست. و این توضیحات فقط به خاطراین بود که شما این سوال را فرمودید، من توضیح دادم.»


دراز باد عمر استاد دوریشی و استاد شجریان و همهٔ بزرگان موسیقی ایران.

 

 

 

/ 6 نظر / 38 بازدید
محمد پورغلامی

سلام خوشحال میشم به کلبه من هم سر بزنی mohammadporgholami.persianblog.ir

علیرضا

آدم در آغوش خدا غمی نداشت، پیش خدا حسرت هیچ بیش و کمی نداشت، دل از خدا برید و در زمین نشست، صد بار عاشق شد و دلش شکست، به هر طرف نگاه کرد راهش بسته بود ، یادش آمد یک روز، دلِ خدا را شکسته بود…

استاد سلام

سلام من یک سایت راه اندازی کردم برای همه استاد ها برای هر کسی که می توانه مطالبی را یاد بده الان هم حدود 400 مدرس و معلم و کار بلد توش ثبت نام کردند راستش دوست دارم هر کسی تو هر کجای ایران که می توانه چیزی یاد بده از هر مدل کسب و کار و آموزش حرفه و فن گرفته تا درس و مدرسه و کنکور بیاد تو سایت استاد سلام ما جستجو کنه . پس استاد محترم که تدریس خصوصی هم می کنید با افتخار از شما دعوت می کنم که تو سایت استاد سلام ثبت نام کنید، ما شما را با شاگردها آشنا می کنیم ، یعنی بقیه کارها با ما. بعد از ثبت نام هم اگه مشخصاتتان را کاملتر کنید برای شناخت بهتر شاگردان عالیه . به سایت ما اطمینان کنید ما هم کسب و کار شما را رونق خواهیم داد. http://www.ostadsalam.ir http://ostadsalaam.persianblog.ir http://www.facebook.com/ostadsalam

ونوشه

http://tarjomehtakhassosi.persianblog.ir/ درود خوشحال میشم از وبلاگ من هم دیدن کنید خدمات آنلاین تایپ و ترجمه در سراسر کشور با قیمتی مناسب تحویل فوری

زاب راه

درود بر گرامی همدل. پس از مدت ها شروع به نوشتن کردم تارنگاری درباره تاریخ و سیاست ایران دارم. اگر تمایل داشتید به تارنگارم بیایید. شادوپیروز باشید. بدرود.