به نام زنان، به کام کارگردان

در جشنواره فیلم فجر سال ۱۳۹۱ فرصت نشد تا فیلم «به خاطر پونه» را ببینم و حالا که در برنامه ۳۱۶ (یکشنبه ۱۴مهرماه۱۳۹۲) باشگاه فیلم تهران دیدم، متوجه شدم چیز دندان‌گیری را از دست ندادم. بهترین توصیف فیلم را شهرام خرازی‌ها منتقد در جلسه نقد گفت: فیلمی متوسط. البته به زعم من متوسط رو به پایین. دوپارگی هم می‌تواند توصیف دیگری از این فیلم باشد. ابتدای فیلم با ساختاری غیرخطی مواجه هستیم و در نیمه دوم فیلم کارگردان هوس می‌‌کند با ساختاری کلاسیک فیلم را ادامه بدهد. در فیلم علیمردانی آذری‌زبان‌ها و غیرت‌مداری این قوم هم، به بهانه نشان دادن تفاوت فرهنگی بین دو شخصیت اصلی، به نوعی دست انداخته می‌شوند. البته من متاسفانه آذری نیستم و نصف دیالوگ‌های بین مادر و خواهر و مرد فیلم را متوجه نمی‌شدم، ولی مترجمین زیادی دور و اطرافم بودند که همزمان در حال ترجمه گفته‌ها بودند. خانمی در جلسه نقد حرف خوبی زد...اینکه مردانی که ظاهرا خیلی اپن‌مایند هم هستند، حاضر نیستند زن جوانشان در خانه با مردی جوان کلاس فتوشاپ بگذارند!، چه برسد به «مجید» فیلم که به بهانه بی‌فرهنگ بودن و معتاد بودن، غیرتی می‌شود. ظاهرا کارگردان برای به دست آوردن دل نسوان، که معمولا دل پری از انواع و اقسام مردان دارند، هر چه صفات بد بوده مختصص مرد فیلم کرده و به قول خودش چندتا دروغ کوچولو هم نصیب پونه خانم تا دل کسی نشکند و سرآخر هم خانم خسته از همه چیز می‌گذارد و می‌رود. بهترین پایان مورد پسند فمنیست‌های روزگار ما. خانمی که نه کار خونه انجام می‌دهد، نه غذایی می‌پزد، و نه به چیزهای دیگر زندگی مشترک چندان پایبند است، ولی توقع دارد اگر پسر خوش‌تیپ همسایه سابق را هم دید و پسندید تا با او زندگی کند، کسی نگوید بالا چشمش ابرو است! قابل حدس است «به خاطر پونه» از فیلمنامه‌های  به جا ماندهٔ خیانت‌مدار سال ۹۰ بوده که با تاخیری یک‌ساله ساخته شده. بازی دو بازیگر اصلی فیلم هم – که معلوم است تلاش چندانی به خرج نداده‌اند تا چیزی متفاوت از بازی‌های قبلی خود ارائه دهند – از امتیازات فیلم به شمار نمی‌رود. 

                     

/ 0 نظر / 16 بازدید