اینک بهشت

Paradise Now هانی ابواسد ۲۰۰۵.

نمایش‌: کانون فیلم انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران؛
برنامه سی و دوم. شنبه پنجم بهمن ۱۳۸۷.

فیلم «اینک بهشت» روایت‌گر مردمی است که در محاصرهٔ دشمن مجبورند زندگی سختی را بگذرانند. تمرکز فیلسماز به روی دو دوستی که در تعمیرگاه ماشین کار می‌کنند، “خالد” و “سعید” و نزدیک‌تر شدن به “سعید” برای نمود بیشتر عمل او در پایان فیلم، نمونه‌ای از عملیات انتحاری یا استشهادی فلسطینیان در برابر اسرائیل را ارائه می‌دهد. “خالد” و “سعید” تصمیم می‌گیرند این عملیات را با کمک گروه‌های مبارز فلسطینی در خاک اسرائیل به ثمر برسانند، ولی با رفتن اولیهٔ آنها به خاک اسرائیل دو دوست از همدیگر جدا می‌شوند و همین باعث می‌شود تا با برخورد مجدد با افرادی که در نابلس – محل زندگی‌اشان – هستند به چالش با افکارشان دچار شوند. “خالد” که به ظاهر از “سعید” آتشی تندتر برای مبارزه و انجام عملیات انتحاری دارد، در برگشت مجدد به تل‌آویو و در کوچه پس کوچه‌های آن، به ظاهر “سعید” را متقاعد می‌کند که کشتن دشمن باعث خونریزی بیشتر خواهد شد و آن‌ها نیز انتقام خواهند گرفت و باید آنان عملیات را متوقف کنند و به نابلس بازگردند، ولی “سعید” با جا گذاشتن “خالد”ی که دچار نوعی شک و سازش در مبارزه شده است، خود با سوارشدن به اتوبوسی که بیشتر جمعیت آن نظامیان اسرائیلی هستند، تصمیم خود را عملی می‌کند. فیداوت فیلم‌ساز فلسطینی "هانی‌ ابواسد" به رنگ سفید در پایان فیلم، بعد از زوم کردن به چشمان مصمم و غم‌گرفته و اشک‌‌آلود “سعید”، او را مبارز رستگاری معرفی می‌کند که در نهایت توانسته خفتی را که پدرش با مزدوری دشمن خانواده‌اش را دچار کرده، به نوعی پاک کند. در این میان شخصیت “سها” دختر یک مبارزه فلسطینی که شهید شده است، با ارتباطی که با هر دو این شخصیت‌ها پیدا می‌کند، در واقع نقطه تعادلی است که سعی دارد تا هر دو دوست را از مبارزهٔ نظامی و انتحاری منصرف کند. او با صحبت‌هایی که با “سعید” می‌کند از سوزاندن یک سینما در سرزمین اسرائیل می‌‌پرسد و در برخوردش با “خالد” از او می‌خواهد که به جای عملیات انتحاری زندگی را انتخاب کند. در نهایت تاثیر “سها” در هر دو شخصیت نمود دارد، “خالد” که به نظر می رسد “سعید” را ترغیب به این کار کرده خود از عملیات کنار می‌کشد و “سعید” که ارتباط عاطفی عمیقی با “سها” دارد،
برعکس “خالد” به انجام عملیات انتحاری ترغیب می‌شود. در صحنه‌ای که “سعید” با رئیس عملیات صحبت می‌کند، در مونولوگی گذشته‌ٔ خود را مرور می‌کند، حکایت پدرش را که بر اثر نداری مزدوری اسرائیلی‌ها را پیشه کرد و سرآخر هم کشته شد و یادگاری که برای او گذاشت چیزی جز ننگ و ذلت نبود. او می‌خواهد با انجام این عملیات وجود خود را برای خود و خانواده و جامعه‌ای که در نابلس به گونه‌ای در اسارت دشمن هستند ثابت کند. فیلمساز با توجه به فلسطینی بودنش نگاهی درونی و عمیق داشته به کسانی که دست به عملیات استشهادی در خاک اسرائیل می‌زنند، او با زدودن هاله‌ٔ قداستی که اغلب به دور این گونه انسان‌های مبارز می‌زنند، آن‌ها را کسانی معرفی می‌کند که می‌توانند دچار شک و شبهه نیز بشوند، شکی که ابتدا در دل “سعید” غلیان داشت و سپس به “خالد” سرایت کرد. شکی که باعث می‌شود تا نگاه فلسطینی‌ها به واقعیت‌های جهان کنونی نیز دوگانه باشد: نگاهی به تشکیل دولت فلسطین و استقلال نسبی و صلح با اسرائیل می‌اندیشد و نگاهی دیگر مبارزه تا نابود کردن و راندن دشمن از آخرین وجب‌های خاک‌های مورد ادعایشان. همین دوگانگی جلوه‌اش در فیلم در سه شخصیت اصلی نمود یافته است. با دیدن فیلم اینک بهشت به یاد نمایشنامه‌ٔ نویسندهٔ‌ ایرلندی "شون اوکیسی" افتادم به نام "در پوست شیر" که در بارهٔ دو جوان مبارزه ایرلندی است. دو جوانی که در آخر نمایشنامه از دختری که به ظاهر هیچ علاقه‌ای برای مبارزه با انگلیسی‌های اشغال‌گر ندارد، جا می‌مانند و دختر با انجام عملیات ارتش آزادیبخش ایرلند به آنان ثابت می‌کند که در نهایت عمل مبارزاتی است که حرف آخر را می‌زند نه تئوری‌بافی و در پوست شیر باقی ماندن. در این فیلم نیز “خالد” از “سعید” وقتی جا می‌ماند که از طریق “سها” دچار شک می‌شود و انگیزه‌اش را از دست می‌دهد. گرچه می‌توان شجاعت و تهور “سعید” را در انتقام‌گیری شخصی و به نوعی عقده‌ٔ روانی او از دوران کودکی، با توجه به دیالوگ‌های فیلم خلاصه کرد، ولی سرآخر تماشاگر آگاه با توجه به دیالوگ‌های دیگر درمی‌یابد که کسانی امثال “سعید” یادگار ظلم‌های بی‌حد و حصری هستند که اسرائیل به این قوم روا داشته است. به طور قطع کودکان و نوجوانان فلسطینی که در هجوم‌های مختلف اسرائیل حضور دارند و جنایت‌های آنان را با چشمان هوشیار خود می‌بیینند، در آینده کسانی نخواهند بود که به دشمن اعتماد کنند و دست از مبارزه با او بردارند. با توجه به این که این فیلم نیز با مشارکت قسمت مستقل کمپانی برادران وارنر آمریکا ساخته شده است و کارگردان تا جایی توانسته حرف‌هایش را بزند که سیستم فیلم‌سازی آمریکا به او اجازه داده است؛ ولی در همین حد نیز همراه با کاندیداتوری فیلم در بخش فیلم‌های خارجی اسکار ۲۰۰۶ و جوایز مهم دیگر توانسته تاثیر خود را در میان تماشاگران سراسر جهان، از جمله اسرائیل، باقی بگذارد. حرف‌هایی که شاید هیچ‌گاه هیچ فلسطینی نمی‌تواند رو در رو به یک اسرائیلی بزند، از طریق هنر و ساخت چنین فیلم‌هایی قابل انتقال است و به نظرم ساخت چنین فیلم‌هایی در آینده‌ٔ این سرزمین بی‌تاثیر نخواهد بود. پس به قول "سها" سینماها را نباید آتش زد.
/ 2 نظر / 24 بازدید
ژیلا

می بخشید که اینقدر با تاخیر برای شما پیام گذاشتم .متشکرم از پام همدلانه شما گاهی وبلاگتان را می بینم.موفق باشید