سینمای استاندارد

امروز چهاردهم آذرماه، روز آخر جشنواره ای است به نام تصویر استاندارد. برگزارکنندگان این جشنواره از من هم در باره سینمای استاندارد، و افراد استاندارد حاضر در سینمای ایران، سئوال کرده بودند. متن جواب های من، همراه با پرسش ها:

  • 1- بهترین سالن سینما: مجموعه سالنهای سینما آزادی
  • 2- بهترین دفتر تولید و پخش: فیلمیران
  • 3- بهترین استودیو: ؟
  • 4- بهترین مدیر فیلمبرداری: حسین جعفریان
  • 5- بهترین تهیه کننده: منوچهر محمدی
  • 6- بهترین مدیر فرهنگی و هنری سینما: محمد آفریده (در زمان ریاست)
  • 7- بهترین کارگردان: اصغر فرهادی
  • 8- بهترین فیلمنامه نویس: اصغر فرهادی
  • 9- بهترین بازیگر مرد: حمید فرخ نژاد
  • 10- بهترین بازیگر زن: فاطمه معتمد آریا
  • 11- بهترین تدوینگر: هایده صفی یاری
  • 12- بهترین طراح صحنه و لباس: محسن شاه ابراهیمی
  • 13- بهترین صدا بردار: نظام الدین کیایی
  • 14- بهترین صداگذار: محمدرضا دلپاک
  • 15- بهترین طراح چهره پردازی: عبدالله اسکندری
  • 16- بهترین طراح جلوه های ویژه: عباس شوقی

 

  • 1- به نظر شما معیارهای فیلمسازی استاندارد در ایران چیست؟

البته پاسخ به این پرسش به خودی خود بسیار بحث برانگیز است، اما اگر استاندارد را طبق تعریف کتاب لغت فرهنگ معاصر ایران: «مطابقت و هماهنگی با معیارهای تعیین شده از سوی مقامهای رسمی» برشماریم و بر این تعریف تکیه کنیم، در مقوله سینما این استاندارد بودن فقط در جنبه رسمیت داشتن برای تصویب و اکران یک فیلم قابل قبول است. اما سینما که به عنوان هنر- صنعت - تجارتی عظیم شناخته میشود، هم در جنبه هنری که در واقع مجموعه هنرهای پیش و پس از اختراع خود را شامل میشود، بایستی با معیارهای مورد قبول هنرمندان آن رشته ها مورد ارزیابی قرار بگیرد؛ و هم از جنبه صنعتی تجاری آن که شامل کارهای فنی لازم برای تهیه، تولید و در نهایت اکران یک فیلم است. گرچه در مقوله نقد بیشتر جنبه هنری کار مورد بررسی قرار میگیرد و معمولا تکیه اصلی منتقدان بر هماهنگ کننده همه جنبه های هنری یا کارگردان یک فیلم است، ولی با دقت در جزییات یک فیلم میتوان تشخیص داد که مثلا آیا تدوینگر کار خود را خوب انجام داده است یا نه؟ یا آیا فیلمبرداری یک فیلم با فیلمبرداریهای خوب دیگری که یک منتقد در ذهن از تمام فیلمهای خوبی که تا به حال دیده است، نزدیک میشود یا نه. همه پرسشهای یک منتقد قبل از نقد یک فیلم بی برو و برگرد بر مبنای ساخته ها و شکل یافته ها و ابرکارهای این هنر- صنعت است و اصلا خود "نقد" نیز به معنای عیارسنجی و در بوته آزمایش قرار دادن و محک زدن است که میتوان استانداردسازی را از آن منتج کرد. همه تلاش شخص منتقد در این خلاصه میشود که یک فیلم را با معیار و استاندارهایی که میداند و شاخصه هایی که میشناسد منطبق کند و بعد به ضعف ها و کاستی ها یا به نقطه قوت ها و ارزشهای موجود در یک فیلم اشاره کند. گاهی نکات مثبت یک فیلم چنان در هم تنیده میشود و هماهنگ با هم قرار دارند که منتقد ناچار است اعتراف کند که فیلم از حد استاندارد نیز بالاتر و برتر است و این استاندارد مورد اشاره منتقد تکیه بر چیزی ندارد جز آفرینش های قبلی و انطباق آنها با دیگر فیلمهای خوب در همان ژانر.

•2-   آیا پیرامون 16 رشته مورد اشاره در متن، می توان معیار استاندارد در نظر گرفت؟

همانطور که در جواب سوال یک گفته شد، در همه رشته هایی که در بالا ذکر شده، می توان معیار و محک استاندارد را به کار گرفت و حتی در رشته های جا افتاده ای مثل : موسیقی متن فیلم و... هم میتوان عیارسنجی کرد. اما نکته ای که بد نیست اینجا اشاره کنم، و شاید اگر در جواب سوال شماره یک قرار میگرفت بهتر بود، این است که  استانداردیابی این رشته ها و انتخابهای اغلب منتقدان بر مبنای تولیدات داخلی است و بس. در حقیقت ترسی که اغلب مسئولان سینمایی و همچنین تهیه کنندگان از اکران فیلمهای خارجی در سالنهای سینمای ایران دارند را هم می توان از همین زاویه بررسی کرد. متاسفانه اغلب تولیدات سالانه سینمای ایران، با استانداردهای جهانی یک فیلم خوب و جذاب، که هم منتقدان را راضی نگه دار و هم تماشاچی عادی را خشنود از سینما راهی خانه کند، فاصله ای بعید دارد. به سبب همین رشد گلخانه ای سینمای ایران و نبود عیارسنجی واقعی برای آن در مقایسه با فیلمهای اکران خارجی است، که این هنر صنعت رشد واقعی چندانی ندارد و فقط شاید در کمیت بتوان آمار قابل قبولی ارائه داد، ولی در مورد کیفیت در طول سال معمولا دو سه فیلم خوب و مطابق با استاندارد جهانی بیشتر در ایران تولید نمی شود. به همین سبب است که به راحتی می توان پی برد چرا تماشاگر سینما در این سالها در مقایسه با سالهای دهه شصت و نیمه های دهه هفتاد روز به روز کمتر میشود. در آن سالها چیزی برای قیاس وجود نداشت، ولی اکنون به لطف اختراع دی وی دی و دیگر رسانه های دیداری، سطح توقع تماشاگر با معیارهایی که در دور و اطراف خود به وفور میابد بیشتر شده و برای همین ترجیح میدهد بجای دیدن بعضی از تولیدات سینمای ایران که کپی دست چندم فیلمهای هالیوودی است، به سورس آن مراجعه کند.

 این بحث را همچنین می توان در باره دیگر صنایع و تولیدات داخلی تا زمانی که با معیار تولیدات خارجی سنجیده نشوند گسترش داد و نمونه عالی آن صنایع مونتاژ خودرو در ایران.

/ 0 نظر / 8 بازدید